<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>سیاست علم و فناوری</title>
    <link>https://jstp.nrisp.ac.ir/</link>
    <description>سیاست علم و فناوری</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 23 Sep 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 23 Sep 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>پارادوکس بلوغ در بوم سازگان‌های نوآوری زنجیره صنایع نفتی ایران</title>
      <link>https://jstp.nrisp.ac.ir/article_14205.html</link>
      <description>جنگل کهنسالی را تجسم کنید در اوج بلوغ زیستی که سایبان‌های به‌هم‌پیوسته و تنه‌های ستبرش ظاهری تسخیرناپذیر دارند، اما با انسداد نور در لایه‌های زیرین و انحصار منابع خاک در چنگ درختان دیرپا، مجالی برای جوانه‌زدن بذر نویی باقی نمانده است. این تصویری استعاری از بلوغ اکوسیستم‌های نوآوری است که نشان‌دهنده‌ یک پارادوکس بنیادین است: رسیدن به بلوغ که معمولاً غایت سیاست‌های توسعه پنداشته می‌شود، می‌تواند آغاز رکود، سختی ساختار و حتی زوال باشد. از این‌رو سیاستگذار نباید بلوغ را مقصد نهایی بداند، بلکه باید آن را به‌مثابه یک نقطه‌ ‌گذار و حتی یک ریسک مدیریت کند. بر این اساس، شناسایی ویژگی‌های مرحله‌ بلوغ و ارزیابی سطح بلوغ اکوسیستم، ضرورتی راهبردی می‌یابد.از آن‌جا که بوم&amp;amp;shy;سازگان نوآوری مفهومی چندبعدی است، برای ارزیابی بلوغ آن نیز می‌بایست ابعاد گوناگون را در نظر گرفت. شش بعد ارزیابی بلوغ اکوسیستم نوآوری که با الهام از بوم‌شناسی زیستی شناسایی شده اند، عبارتند از: &amp;amp;laquo;جریان‌های ارزش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ساختار اکوسیستم&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;وضعیت بازیگران&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;چرخه نوآوری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فشار رقابت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;سلامت اکوسیستم&amp;amp;raquo;. بر اساس این شش بُعد، بلوغ اکوسیستم نوآوری نه صرفاً رشد کمی یا توسعه‌ فیزیکی زیرساخت‌ها، بلکه حاصل تعادل پویای میان خلق، تبادل و بازتولید ارزش در شبکه‌ای خودسازمان‌ده است.بررسی بلوغ چهار بوم&amp;amp;shy;سازگان نوآوری &amp;amp;laquo;نفت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;گاز&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;پالایش&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پتروشیمی&amp;amp;raquo; ایران در پنج سطح &amp;amp;laquo;آغازین&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کنترل‌شده&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ساخت‌یافته&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کارآمد&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;بهینه&amp;amp;raquo;، نشان می‌دهد که اکوسیستم‌های نوآوری دو صنعت نفت و گاز در سطح ً&amp;amp;laquo;کنترل‌شده&amp;amp;raquo;، اکوسیستم نوآوری پالایش در سطح &amp;amp;laquo;آغازین&amp;amp;raquo; و اکوسیستم نوآوری پتروشیمی در وضعیت &amp;amp;laquo;ساخت‌یافته&amp;amp;raquo; قرار دارند. بدین ترتیب می‌توان بلوغ این چهار بوم&amp;amp;shy;سازگان نوآوری را در&amp;amp;nbsp; زنجیره ارزش نفت و گاز و در&amp;amp;nbsp; ۳ بخش بالادست، میان‌دست و پایین‌دست بررسی کرد: &amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;در بخش بالادست، اگرچه هر دو بوم&amp;amp;shy;سازگان نوآوری نفت و گاز در سطح &amp;amp;laquo;کنترل‌شده&amp;amp;raquo; ارزیابی شده‌اند اما تفاوت در خاستگاه تاریخی و زمان‌بندی مواجهه با شوک‌های برون‌زا (تحریم‌های بین‌المللی)، دو الگوی ناهمسان از بلوغ را رقم زده است: صنعت نفت با قدمتی بیش از یک قرن، توسط شرکت نفت انگلیس و ایران و با رویکردی استعماری پایه‌گذاری شد که از منظر تکامل نهادی، زیرساخت‌های فنی و نظام اداری این صنعت را بسیار زودتر از گاز شکل داد. در نقطه مقابل، اکوسیستم گاز پدیده‌ای متأخرتر و تا حد زیادی محصول دهه‌های پس از انقلاب اسلامی است که در کوره مگاپروژه‌هایی چون پارس جنوبی و تاب‌آوری در برابر تحریم‌ها آبدیده شده است. از این‌رو، اگرچه هر دو صنعت تحت تأثیر شدید فشارهای تحریمی قرار داشته‌اند، اما مرحله‌ای از چرخه عمر اکوسیستم که تحریم‌ها در آن ظاهر شدند، نقشی حیاتی در تعیین سرنوشت فناورانه آن‌ها ایفا کرد. همین منطق تاریخی و تجربی تبیین می‌کند که چرا صنعت نفت در بعد ساختار اکوسیستم نمره بالاتری کسب کرده و در مقابل، صنعت گاز به دلیل پویایی‌های ناشی از یادگیری فناورانه درون‌زا، در پویایی نوآورانه دست بالاتر را نسبت به نفت دارد.در بخش میان‌دست، بوم&amp;amp;shy;سازگان نوآوری پالایش و پخش به‌عنوان یکی از کم‌تحرک‌ترین و کم‌پویا‌ترین حلقه‌های زنجیره ارزش انرژی کشور، با پدیده‌ای روبه‌روست که می‌توان آن را تثبیت در حداقل پویایی نامید. این حلقه با تمرکز صرف بر بهره‌برداری از ظرفیت‌های موجود و مدیریت هزینه و در همگرایی با ماهیت ذاتاً کم‌تحول فناوری‌های پالایشگاهی مانع از شکل‌گیری تحولات فناورانه ریشه‌ای شده‌است. علاوه بر این، واگذاری به نهادهای شبه‌دولتی مصون از رقابت و مشمول قیمت‌گذاری دستوری، انگیزه‌های نوآوری تحول‌آفرین را عقیم گذاشته است.در نقطه مقابل و در بخش پایین‌دست، بوم&amp;amp;shy;سازگان پتروشیمی به‌عنوان جوان‌ترین و سریعترین‌ رشد بخش زنجیره، تبلور هم‌افزایی میان فشار بازارهای صادراتی و تکثر بازیگران است. حضور هلدینگ‌های متعدد و تنوع سبد محصولات، پویاترین و متعادل‌ترین سطح عملکردی را در میان صنایع انرژی کشور رقم زده است.این یافته‌ها نشان می‌دهد که بلوغ نوآوری در بخش‌های مختلف زنجیره‌ ارزش نفت و گاز ناهمگون و نامتوازن است؛ از این‌رو، اعمال سیاست‌های همسان و یکپارچه برای زنجیره‌ای با سطوح بلوغ ناهمسان، نه‌تنها ناکارآمد، بلکه چه‌بسا آسیب‌زا خواهد بود.از سوی دیگر، بلوغ اکوسیستم‌های نوآوری پدیده‌ای &amp;amp;laquo;وابسته به مسیر&amp;amp;raquo; و تابعی از ریشه‌های تاریخی، بستر نهادی و نوع مواجهه با تکانه‌های فناورانه و سیاسی است؛ به بیان دیگر، بلوغ نه حاصل یک رشد خطی ازپیش‌تعیین‌شده، بلکه برآیند پویای نیروهای سازنده و بازدارنده درون اکوسیستم در بستر زمان است.با این همه، نباید از یاد برد که مسئله اصلی سیاست‌گذار، &amp;amp;laquo;بیشینه‌سازی بلوغ&amp;amp;raquo; نیست، بلکه &amp;amp;laquo;زنده‌نگه‌داشتن ظرفیت تجدید پس از بلوغ&amp;amp;raquo; است. این امر مستلزم گذار بنیادین از راهبردهای رشد‌محور به راهبردهای ناظر بر تجدیدشوندگی است. جنگلی که تنها به حفظ و صیانت از درختان کهنسالش بسنده کند، سرانجام به بستری بدل خواهد شد که هیچ نهال نویی در آن مجال جوانه‌زدن نمی‌یابد؛ سیاست خوب، سیاستی است که پیش از رسیدن به آن نقطه، بذر تجدید را کاشته باشد</description>
    </item>
    <item>
      <title>چارچوب روشی آینده‌نگر برای پیش‌بینی شکست‌های نظام نوآوری فناورانه در فناوری‌های نوظهور: بهره‌گیری از استعاره مهندسی سیستم‌ها</title>
      <link>https://jstp.nrisp.ac.ir/article_14206.html</link>
      <description>نظریه نظام نوآوری فناورانه (TIS) چارچوبی کارآمد برای تبیین ساختار و کارکردهای فناوری‌های نوظهور است، اما ابزارهای تحلیل آن عمدتاً ماهیتی توصیفی و پسینی دارند و فاقد سازوکار عددی-احتمالاتی برای پیش‌بینی زنجیره شکست‌های کارکردی در مراحل اولیه شکل‌گیری نظام هستند. هدف این پژوهش، توسعه یک چارچوب روش‌شناختی آینده‌نگر برای پیش‌بینی احتمالاتی-عددی شکست‌های کارکردی در نظام نوآوری فناوری‌های نوظهور است. بدین منظور، با اتکا بر استراتژی استعاره‌پژوهی، الگوی تحلیل کارکردی مهندسی سیستم‌ها (قلمرو مبدأ) به حوزه تحلیل شکست نظام نوآوری (قلمرو مقصد) نگاشت شد. در این راستا، ابزارهای نمودار جریان کارکردی (FFBD) و تحلیل درخت خطا (FTA) برای مدل‌سازی توالی کارکردها و مسیرهای بالقوه شکست به‌کار گرفته شدند. جهت صحت‌سنجی استعاره، یک پنل ۹ نفره از متخصصان روش‌شناسی، سیاست‌گذاری و مهندسی سیستم‌ها در دو فاز ناهمزمان و کارگاهی برگزار شد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ابزار تحلیل کارکردی مهندسی سیستم‌ها با تغییراتی در برخی مراحل و در تناسب با اقتضائات نرم یک نظام اجتماعی-فنی، قادر است وابستگی‌های کارکردی پنهان TIS را آشکار نموده و سناریوهای شکست سیستم را پیش‌بینی کند. این پژوهش با ارائه روشی قابل تعمیم و آینده‌نگر برای تحلیل شکست در فناوری‌های نوظهور، به ادبیات TIS افزوده و با توجه امکان شناسایی حالات شکست احتمالی سیستم به‌همراه شدت احتمال شکست، بینش‌های سیاستی ارزشمندی را برای طراحی مسیرهای نوآوری مقاوم‌تر فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی جامع ارزیابی عملکرد نظام ملی پژوهش و فناوری مبتنی بر شاخص‌های ترکیبی</title>
      <link>https://jstp.nrisp.ac.ir/article_14207.html</link>
      <description>ارزیابی عملکرد نظام ملی پژوهش و فناوری، به‌دلیل تعدد بازیگران، ناهمگنی داده‌ها و ضرورت پاسخ‌گویی درباره تخصیص منابع عمومی، نمی‌تواند به سنجه‌هایی مانند تعداد مقالات، استنادات و ثبت اختراع محدود شود. هدف این پژوهش، طراحی و اعتباربخشی الگویی جامع و بومی برای ارزیابی عملکرد نظام ملی پژوهش و فناوری ایران بود که ظرفیت‌های پایه، کیفیت حکمرانی و فرایندها، خروجی‌های علمی و فناورانه و اثرگذاری‌های اقتصادی، اجتماعی و مسئله‌محور را در ساختاری منسجم تلفیق کند. پژوهش با طرح آمیخته اکتشافی متوالی انجام شد. در مرحله کیفی، شاخص‌های اولیه از طریق فراترکیب ۵۲ منبع علمی و سیاستی استخراج و سپس طی دو دور دلفی، با مشارکت خبرگان سیاست‌گذاری علم، فناوری و نوآوری، غربالگری و بومی‌سازی شدند. در مرحله کمی، اهمیت نسبی ابعاد و مؤلفه‌ها با روش بهترین ـ بدترین و بر پایه قضاوت ۱۴ خبره تعیین شد. یافته‌ها نشان داد الگوی نهایی از چهار بُعد توانمندسازها، حکمرانی و فرایند، خروجی‌ها و اثرگذاری، شامل ۱۲ مؤلفه و ۳۶ شاخص عملیاتی، تشکیل شده است. بُعد حکمرانی و فرایند بیشترین اهمیت را داشت و بُعد اثرگذاری در رتبه دوم قرار گرفت. همچنین، حل چالش‌های ملی مهم‌ترین مؤلفه بُعد اثرگذاری بود. نوآوری پژوهش در عملیاتی‌سازی و وزن‌دهی حکمرانی و فرایند در چارچوبی جامع، تبیین جایگاه آن در کنار توانمندسازها، خروجی‌ها و اثرگذاری‌ها، و پیوند ارزیابی پژوهش و فناوری با مسائل اولویت‌دار ملی و بهره‌برداری دستگاه‌های اجرایی است. این الگو می‌تواند مبنایی برای استقرار سامانه ملی پایش عملکرد، بازنگری شاخص‌های ارزیابی دستگاه‌های اجرایی، تقویت بودجه‌ریزی عملکرد‌محور و هدایت منابع پژوهشی به‌سوی حل مسائل ملی فراهم کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش سطوح آمادگی فناوری در تسهیل انتقال فناوری از دانشگاه به صنعت: چارچوبی برای دانشگاه‌های دولتی ایران</title>
      <link>https://jstp.nrisp.ac.ir/article_14208.html</link>
      <description>با وجود رشد تولید علم در دانشگاه‌های دولتی ایران، انتقال فناوری و تجاری‌سازی دستاوردهای پژوهشی همچنان با چالش‌های متعددی مواجه است و فاصله میان دانشگاه و صنعت یکی از موانع اصلی توسعه اقتصاد دانش‌بنیان شناخته می‌شود. سطوح آمادگی فناوری (TRL) که نخست توسط ناسا برای ارزیابی بلوغ فنی یک فناوری مشخص توسعه یافت، امروزه یکی از شناخته‌شده‌ترین ابزارهای مدیریت فناوری در ارزیابی آمادگی، کاهش ریسک و هدایت تصمیم‌های سرمایه‌گذاری است؛ با این حال، ظرفیت آن برای بهبود فرایند نهادیِ انتقال فناوری در دانشگاه‌های دولتی ایران، به‌ویژه با شواهد مشخص از این بافت، کمتر بررسی شده است. این پژوهش با رویکردی کیفی، کاربردی و اکتشافی و مبتنی بر مرور ساختاریافته و هدفمند پیشینه (با گزارش‌دهی بر پایه چارچوب PRISMA 2020)، نخست یک مدل فرایندی مستقل از TRL برای انتقال فناوری دانشگاه به صنعت ارائه و سپس نشان می‌دهد TRL -به‌عنوان مقیاس بلوغ فنیِ یک فناوری یا پروژه فناورانه مشخص، نه کل فرایند انتقال- در کدام نقاط این فرایند می‌تواند به تصمیم‌گیری کمک کند. با تحلیل تطبیقی میان ادبیات بین‌المللی TRL و شواهد داخلی درباره موانع انتقال فناوری، هر مؤلفه چارچوب پیشنهادی به‌صراحت به شواهد ادبیات، سنتز مفهومی نویسندگان یا پیشنهاد سیاستی نسبت داده شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد TRL، به‌شرط تعریف روشن واحد تحلیل، حاکمیت شفاف فرایند سنجش، و کاربرد هم‌زمان با شاخص‌های مکمل آمادگی تجاری‌سازی، می‌تواند نقش یک زبان ارتباطی و ابزار تصمیم را در محدوده &amp;amp;laquo;دره مرگ&amp;amp;raquo; (عملیاتی‌شده به‌عنوان TRL چهار تا شش) میان دانشگاه و صنعت ایفا کند. این چارچوب، پیشنهادی مفهومی و متکی بر شواهد غیرمستقیم و مطالعات موردی محدود داخلی است، نه یافته‌ای آزموده‌شده در میدان؛ اعتبارسنجی تجربی آن در دانشگاه‌های دولتی مشخص، ضرورت پژوهش آتی است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
