<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>سیاست علم و فناوری</title>
    <link>https://jstp.nrisp.ac.ir/</link>
    <description>سیاست علم و فناوری</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تامّلی بر نقش پیشران‌های غیرفناورانه و شناختی در جریان‌های نوآورانه</title>
      <link>https://jstp.nrisp.ac.ir/article_14163.html</link>
      <description>تامّلی بر نقش پیشران‌های غیرفناورانه و شناختی در جریان‌های نوآورانه</description>
    </item>
    <item>
      <title>زیربناهای فلسفی و روش‌شناختی آزمایشگاه سیاستی؛ از واقع‌گرایی انتقادی و پس‌کاوی تا سیاست‌گذاری پیچیدگی‌محور</title>
      <link>https://jstp.nrisp.ac.ir/article_14164.html</link>
      <description>در سه دهه اخیر، آزمایشگاه سیاستی به ‌عنوان یکی از رویکردهای نوظهور در سیاست‌گذاری عمومی مطرح شده است که بر تحولی پارادایم‌گونه در بنیان‌های هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و روش‌شناختی سیاست‌گذاری دلالت دارد. مسئله اصلی این مقاله، تبیین منطق معرفتی و روش‌شناختی آزمایشگاه سیاستی در گذار از سیاست‌گذاری خطی به حکمرانی یادگیرنده در شرایط پیچیدگی است. بر این اساس، هستی‌شناسی آزمایشگاه سیاستی بر واقع‌گرایی انتقادی و فهم لایه‌مند واقعیت اجتماعی استوار است؛ واقعیتی که در آن سازوکارهای علی پنهان و چندسطحی، رفتار کنشگران و پیامدهای اجتماعی را شکل می‌دهند. معرفت‌شناسی آن بر پس‌کاوی و به‌تبیینی تکیه دارد و داده‌ها را نشانه‌ای از سازوکارهای تولیدکننده پدیده‌ها می‌داند. از منظر روش‌شناختی، آزمایشگاه سیاستی ترکیبی از مدل‌سازی سیستم‌های پویا، شبیه‌سازی عامل‌مبنا، تحلیل شبکه‌ای و ارزیابی علی را برای فهم و اصلاح سیاست‌ها پیش از تعمیم بکار می‌گیرد. یافته‌های تحلیلی مقاله نشان می‌دهد آزمایشگاه سیاستی می‌تواند ضعف‌های سه سنت غالب تحصل‌گرایی، تفسیرگرایی و عمل‌گرایی را مرتفع کرده و زمینه استقرار حکمرانی انطباق‌پذیر و یادگیرنده را فراهم سازد. در پایان بحث می‌شود استقرار چنین رویکردی مستلزم بنیان نظری مستحکم، زیرساخت داده‌محور و سازوکارهای اعتمادساز نهادی است؛ امری که برای کشورهایی چون ایران با پیچیدگی اجتماعی بالا اهمیتی دوچندان دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نوآوری و بهره‌وری در صنایع کشور: نقش مکمل یا جانشینی تحقیق و توسعه داخلی و خارجی</title>
      <link>https://jstp.nrisp.ac.ir/article_14165.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی اثرات علّی میان تحقیق‌و‌توسعه (R&amp;amp;amp;D) داخلی و خارجی و تأثیر مشترک آن‌ها بر نوآوری و بهره‌وری در بخش‌های صنعتی مختلف ایران می‌پردازد. این مطالعه با استفاده از داده‌های پیمایش نوآوری ایران و در چارچوب یک مدل توسعه‌یافته‌ی CDM، روابط میان تحقیق‌و‌توسعه، نوآوری و بهره‌وری را با روش اقتصادسنجی سه‌مرحله‌ای حداقل مربعات (3SLS) برآورد می‌کند. داده‌های مورد استفاده شامل شرکت‌های تولیدی ایرانی در چهار بخش صنعتی شامل بخش‌های مبتنی بر علم، مقیاس‌محور، تأمین‌کنندگان تخصصی و وابسته به تأمین‌کننده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که تحقیق‌و‌توسعه داخلی، اثر مثبت و معناداری بر تحقیق‌و‌توسعه خارجی دارد و این اثر در بخش‌های مبتنی بر علم، قوی‌تر است. اثر ترکیبی تحقیق و توسعه داخلی و خارجی بر نوآوری به نوع بخش صنعتی بستگی دارد؛ در بخش‌های مبتنی بر علم و تأمین‌کنندگان تخصصی این دو نوع تحقیق و توسعه نقش مکمل دارند و تعامل مثبت آنها موجب افزایش نوآوری می‌شود، در حالی که در بخش مقیاس‌محور رابطه جانشینی مشاهده می‌شود. همچنین نوآوری محصول تأثیر مثبت و معناداری بر بهره‌وری شرکت‌ها دارد و نقش مهمی به عنوان عامل میانجی میان تحقیق و توسعه و عملکرد اقتصادی ایفا می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری هدفمند در تحقیق و توسعه داخلی و طراحی استراتژی‌های نوآوری متناسب با ویژگی‌های هر بخش صنعتی می‌تواند عملکرد نوآوری و بهره‌وری را ارتقا دهد. این مطالعه چارچوب کاربردی برای مدیران صنایع و سیاست‌گذاران در اقتصادهای در حال گذار ارائه می‌دهد، هرچند محدودیت‌هایی مانند داده‌های مقطعی و کنترل ناقص عوامل کلان نیز وجود دارد</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تغییر سیاست معافیت حقوق گمرکی واردات ماشین آلات صنعتی در ایران: کاربست چارچوب ائتلاف مدافع</title>
      <link>https://jstp.nrisp.ac.ir/article_14166.html</link>
      <description>سیاست‌های تعرفه‌ای از جمله مهم‌ترین ابزارهای تنظیم‌گری دولت در حوزه صنعت هستند و تحول در آن‌ها به‌ویژه در بخش زیربنایی مانند صنعت ماشین‌سازی، متأثر از منازعات پیچیده سیاستی است. این پژوهش به بررسی تغییر در سیاست معافیت حقوق گمرکی واردات ماشین‌آلات صنعتی در ایران می‌پردازد؛ سیاستی که به مدت حدود ۴۰ سال (بر اساس بند &amp;amp;laquo;غ&amp;amp;raquo; ماده ۱۱۹ قانون امور گمرکی) اعمال می‌شد اما در سال ۱۴۰۱ با تصویب قانون جهش تولید دانش‌بنیان حذف و این واردات مشمول حقوق ورودی شد. هدف اصلی پژوهش این است که با کاربست چارچوب ائتلاف مدافع به عنوان چارچوب نظری به تبیین چرایی و چگونگی این تغییر سیاست از طریق شناسایی ائتلاف‌های درگیر، نظام باورها، منابع قدرت و استراتژی‌های آن‌ها و تحلیل فرآیند پیروزی نهایی ائتلاف حذف معافیت بپردازد. این پژوهش از روش‌شناسی کیفی بهره گرفته و داده‌های پژوهش از طریق محتوای مستندات، اظهارات و مصاحبه‌های بازیگران کلیدی در بازه زمانی ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳ گردآوری و تحلیل شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد این تغییر سیاست نه یک تغییر بوروکراتیک ساده، بلکه نتیجه‌ یک جدال پرفراز و نشیب میان دو ائتلاف رقیب بود که هریک بر اساس باورهای خود و با استفاده از استراتژی‌ها و منابع مختلف، رویاروی یکدیگر قرار گرفتنددر دیدسیص صی ثی ث</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل موانع انتقال دانش طراحی در نظام نوآوری صنعت اسباب‌بازی ایران</title>
      <link>https://jstp.nrisp.ac.ir/article_14167.html</link>
      <description>صنعت اسباب‌بازی ایران، به‌رغم جایگاه این محصول به‌عنوان کالای راهبردی فرهنگی و ابزار هویت‌سازی، با رکود نوآوری عمیقی مواجه است که در سلطه بازار توسط تقلید‌های بی‌کیفیت نمایان شده‌است. پژوهش‌های پیشین عمدتاً بر چالش‌های کلان اقتصادی یا آرمان‌های فرهنگی متمرکز بوده‌اند و کمتر به تحلیل نظام‌مند و کارکردی نظام نوآوری مطالعات طراحی اسباب‌بازی پرداخته‌اند. این پژوهش کیفی، با هدف شناسایی موانع ساختاری و شکست‌های کارکردی که جریان دانش تخصصی طراحی در این صنعت را مسدود کرده‌اند، از چارچوب نظریِ رویکرد کارکردی نظام نوآوری استفاده می‌کند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق با ۲۰ نفر از خبرگان کلیدی (شامل مدیران صنعتی، سیاست‌گذاران و دانشگاهیان) گردآوری و با روش تحلیل مضمون بررسی شدند. نتایج نشان داد که نظام طراحی در یک تله تعادلی سطح پایین گرفتار شده است. یافته اصلی، شکست در سازوکار تقاضا برای دانش طراحی است که ریشه در خطر‌گریزی شدید تولیدکنندگان دارد. این امر منجر به حاکمیت چرخه معیوب رکود شده است؛ در این چرخه، راهبرد تقلید عملاً نیاز به پژوهش اصیل و ارتباط با دانشگاه را حذف می‌کند. تحلیل کارکردی، ضعف شدید نظام در وظایف حیاتی مانند جهت‌دهی جستجو (به دلیل تشتت سیاستی) و تأمین مالی را تأیید می‌کند. برای برون‌رفت از این بن‌بست، دلالت‌های سیاستی بر تغییر الگو به رویکرد تقاضامحور، اصلاح سخت‌گیرانه نظام مالکیت فکری برای افزایش هزینه تقلید، حمایت از پروژه‌های طراحی اصیل برای کاهش خطر، و فعال‌سازی ظرفیت بالقوه بازارپردازی (کالاهای جانبی) از طریق پیوند با صنعت رسانه (پویانمایی) برای تضمین بازار محصولات بومی، تاکید دارند</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی توسعه و ارتقای اندیشه ‏ورزان در اندیشکده ‏های ایران</title>
      <link>https://jstp.nrisp.ac.ir/article_14177.html</link>
      <description>با توجه به مأموریت اندیشکده&amp;amp;rlm; ها برای تصمیم &amp;amp;rlm;سازی برای حل مسائل و ابرچالشها، توانمندسازی اندیشه &amp;amp;rlm;ورزان فعال در نهادهای اندیشکده&amp;amp;rlm;ای مستلزم فرآیندهای متفاوتی از آموزش های معمول است. هدف از پژوهش حاضر ارائه الگوی توسعه و توانمندسازی اندیشه &amp;amp;rlm;ورزان در اندیشکده&amp;amp;rlm; های ایران است. این پژوهش به صورت کیفی و از طریق روش پدیدارشناسی توصیفی انجام گرفته است. داده&amp;amp;rlm; ها بر اساس تجربه زیسته 18 نفر از فعالان حوزه اندیشکده&amp;amp;rlm;ای ایران بوده که به صورت هدفمند انتخاب شده &amp;amp;rlm;اند. تجربیات این مشارکت&amp;amp;rlm; کنندگان از طریق مصاحبه نیمه&amp;amp;rlm; ساختار یافته جمع &amp;amp;rlm;آوری و تحلیل شده است. نتایج این پژوهش در قالب مدلی بر اساس مضمون فراگیر &amp;amp;laquo;فضاسازی&amp;amp;raquo; توسعه داده شده و به این امر اشاره دارد که توسعه نیروی انسانی در اندیشکده&amp;amp;rlm; ها مبتنی بر خلق فضاهایی برای رشد و تقویت توانمندی اندیشه&amp;amp;rlm; ورزان شکل می&amp;amp;rlm;گیرد. در این مفهوم، فضا به عاملی فراتر از آموزشهای یکسویه رایج تبدیل شده و زمینه رشد نیروی انسانی را فراهم می&amp;amp;rlm;آورد. اجزای این مدل به وسیله 10 فضای خلق&amp;amp;rlm; شده (مضامین سازنده) و 44 مقوله مرتبط با بایسته&amp;amp;rlm; های این فضاسازی (مضامین پایه) دسته&amp;amp;rlm; بندی شده است. فضای خودشناسی، تفکر و جوشش، تعامل غیررسمی و بین &amp;amp;rlm;رشته &amp;amp;rlm;ای، اصالت به مبانی فکری، امید و اعتماد به نفس، اخلاق و حریت، انتظار و مطالبه&amp;amp;rlm; گری، تدریج و بینابین، رفت و آمد خبرگان، و مسئله&amp;amp;rlm; محوری، شکل‌دهنده ابعاد این فضای رشد هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی سیاست‌های پژوهش و نوآوری: سیاست‌ها، نهادها و منافع</title>
      <link>https://jstp.nrisp.ac.ir/article_14178.html</link>
      <description>سیاست‌گذاری در بوم‌سازگان پژوهش و نوآوری، فرآیندی خطی و مبتنی بر عقلانیت فن‌سالارانه محض نیست؛ بلکه برساختی پیچیده و چندلایه است که در تقاطع آرمان‌های کلان، محدودیت‌های ساختاری و منافع متکثر شکل می‌گیرد. مقاله حاضر برداشتی است از کتاب &amp;amp;laquo;طراحی سیاست پژوهش و نوآوری - سیاست‌‌ها، نهادها و تجربیات میانجی‌گری منافع &amp;amp;raquo; که با عبور از رویکردهای تقلیل‌گرایانه، چارچوبی تحلیلی و جامع برای درک منطق شکل‌گیری و انتخاب ابزارهای سیاستی ارائه می‌دهد. تمرکز بنیادین این مقاله بر تبیین چارچوبی سه‌وجهی متشکل از سیاست (جهت‌گیری‌ها و چارچوب‌‌بندی مسائل)، نهادها (آرایش‌های سازمانی و ظرفیت‌های هماهنگی) و منافع (راهبردهای میانجی‌گری) است. در این راستا، ابزارهای سیاستی نه به‌عنوان سازوکارهای خنثی، بلکه به‌عنوان نهادهای خرد حکمرانی در سه سطح اقتدار، قالب و نحوه ارائه کالبدشکافی شده‌اند. این مطالعه نشان می‌دهد که چگونه پویایی‌های مبتنی بر نظریه کارفرما - کارگزار و الگوهای تخصص‌گرایی (درونی و بیرونی) به طراحی سازمان‌های واسط و معماری توافقات حکمرانی جهت می‌دهند. همچنین تقابل نظری دو الگوی مأموریت‌محور و اشاعه‌محور نشان می‌دهد که انتخاب ترکیب ابزارها تابعی از راهبردهای مداخله‌جویانه یا ظرفیت‌ساز است. دراین‌راستا، شواهد تجربی مبین تفاوت‌های بنیادین در خروجی نظام‌های متمرکز (مبتنی بر وابستگی به مسیر و لایه‌بندی نهادی) در برابر نظام‌های غیرمتمرکز (درگیر با پراکندگی ساختاری) است. درنتیجه کارآمدی طراحی سیاست در ذات ابزارها نهفته نیست؛ بلکه منوط به همراستاسازی دقیق آن‌ها با ظرفیت‌های نهادی، منطق اقتصاد سیاسی و پذیرش شبکه ذی‌نفعان است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
