نسخه متنی مقاله

نامه سردبير

اطلاعات مقاله:
نویسندگان:
  • سيد سپهر قاضي نوري

    دانشيار دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه تربيت مدرس
اطلاعات تماس:
  • سيد سپهر قاضي نوري

    Affiliation: دانشيار دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه تربيت مدرس
    آدرس محل کار:
    تلفن محل کار:
    فکس:
    پست الکترونیک:
متن:

پس از حمد و ثنای خدای يگانه و درود به رسول فرزانه؛ از آنجا که اين ويژه‌نامه را (که اولين تجربه اين گونه‌ای برای فصلنامه ‌است) به سياست‌گذاری فناوری اطلاعات و مديريت دانش اختصاص داده‌ايم، در سر مقاله آن نيز به موضوع مديريت دانش و فقدان چرخه آن در دانشگاه‌ها می‌پردازيم. واقعيت آن است که عليرغم تمام تحولات سال‌های اخير، هنوز هم هويت آموزشی بر دانشگاه‌های ما غلبه دارد و تراکم منحصر به فرد قابليت‌های نخبگی و نيروی جوان آن عمدتاً بر فعاليت‌های آموزشی تمرکز يافته‌است. امادر حوزه پژوهش، هنوز هم دانشگاه در يک چرخه باز قرار دارد و لذا قابليت‌ها، دانش بومی و فناوری‌های حاصل شده در آن رسوب نمی‌کند. از اينجاست که می‌بينيم که تعداد کثيری از پروژه‌های قرارداد شده با دانشگاه‌ها به نتيجه قابل قبول و نهايی (يعنی حل مشکل کارفرما) نرسيده و عجيب‌تر آنکه در مواردی هم که به شکل استثنا و (عمدتاً به مدد توانمندی و يا پيگيری يکی از اعضای هيات علمی) جواب خوبی به دست آمده‌است،‌ نتيجه حاصله، قابل تکرار، توسعه و اشاعه توسط سايرين نيست زيرا دانش حاصله را نتوانسته‌ايم تدوين و جذب کنيم. شايد علت آن است که مديران و پژوهشگران ما، عمدتاً توجه ندارند که علم بر ساخته‌ای اجتماعی است که در شبکه‌ای ناهمگن و نامتجانس از آدم‌ها، نهادها، اشياء، ابزارها، قوانين، هنجارها و غيره رشد و عمل می‌کند. پژوهش هم صرفاً يک عمل معرفتی فنی- آکادميک نيست بلکه يک فرآيند اجتماعی نامتجانس است که کنشگران آن از طريق شبکه‌سازی با کنشگران اجتماعی، فرهنگی، مدنی، دولتی، بازار و حوزه عامه و رسانه، فعاليت می‌‌کنند و اين تعاملات شبکه‌ای، انواع برخوردهای رقابتی يا همکارانه را در خود جای می‌دهد. پس بسيار ساده‌انديشی است اگر پژوهشگر ما گمان ‌کند که می‌تواند در محيط انکوباتوری دانشگاه و آزمايشگاه خود تحقيق کند و از بکار گرفته نشدن آن توسط مديران بنالد. اين رفتار بدان می‌ماند که مادری فرزند نارس درون رحم خويش را در پنج ماهگی به دنيا آورد و رها کند؛ فرزندی که اگر هم اتفاقا توسط پرستاران دلسوز و به ياری انکوباتورهای مصنوعی زنده بماند برای هميشه نياز به دريافت کمک از سايرين خواهد داشت و نمی‌تواند به بالندگی و رشد انسان‌های عادی دست يابد. چنين مادری هم هرگز نخواهد توانست مديران بيمارستان را مسئول مشکلات فرزند خود قلمداد نمايد. دانشگاهيان ما بايد زنجيره ارزش فعاليت‌های خود را خوب بشناسند و بتوانند که هر مرحله از اين زنجيره ارزش‌ساز، منطق و قواعد خاص خود را دارد و نميتوان با اتکا به قواعد مراحل اول زنجيره‌ (مثلاً داشتن مقالات متعدد)، در مراحل انتهايی زنجيره (مثلاً برنده شدن يک مناقصه بزرگ فناورانه) هم موفق بود. طبيعی است که همه دانشگاهيان و نخبگان هم نمی‌توانند به شکل انفرادی در تمام زنجيره مزبور، موفق باشند و دانشگاه بايد در اشکال گوناگون، اين سرمايه‌های انسانی را در ظرف‌های مختلف در کنار هم قرار دهد تا آنها متناسب با نياز هر مرحله از زنجيره ارزش‌ساز، هويت پيدا کنند و از عناصر منفرد نخبه، ظرفيت‌های کارآمد و اثربخش آفريده شود. با اين ترتيب، کليه کارکردهای متنوع نظام نوآوری: نظير کارآفرينی، خلق دانش، هدايت جريان نوآوری، اشاعه دانش، تخصيص منابع، شکل‌دهی بازار و ائتلاف و مشروعيت بخشی به فعاليت‌های نوآورانه، در جای خويش و به صورت مکمل هم شکل می‌گيرند و مدل‌های موفقی از کسب و کارهای پژوهشی، جلوی روی جامعه قرار خواهد گرفت. برای اين منظور دانشگاه‌ها به ساختارهای جديد و منعطف و مقررات نوينی نياز دارند. جايگاه‌های مديريتی و شغلی ما در دانشگاه‌ها، تا به حال فقط بر روی خلق دانش (يعنی يکی از کارکردهای فوق) تمرکز داشته‌اند. سازمان‌دهی جديدی نياز است تا بتوانيم برای همه اين کارکردها، مديران و مسئولانی در دانشگاه‌ها داشته باشيم و از آنها برای خلق ثروت (و نه تقسيم متداول بودجه‌های دولتی) بهره بگيريم.

رفرانس :