فهرست مقالات این شماره :
نویسندگان: سحر كوثري(*)
کلیدواژه ها:
دوره:  9 | شماره:  1 | تاریخ:  1396/5/17
: 20
:
: 35

میهمان سردبیر

نویسندگان: رضا اسدي فرد(*) , سید حبیب اله طباطبائیان
کلیدواژه ها: شبكه هاي همكاري علم و فناوري, شامتك, ريسك شكست, عوامل موفقيت
دوره:  9 | شماره:  1 | تاریخ:  1396/5/17
: 94
: 4
: 40

شبکه آزمایشگاه های ملی تحقیقاتی کشور (شامتک) اولین تجربه جدی و به صورت رسمی و در سطح ملی برای شبکه سازی زیرساخت های علم و فناوری بوده است. شکست این تجربه اما تردیدهایی جدی را در بین سیاست گذاران و مدیران کلان حوزه علم و فناوری نسبت به امکان پذیری ایجاد شبکه های همکاری در
ایران ایجاد کرد. با این وجود در دهه اخیر همواره شاهد ایجاد شبکه های جدیدی در این عرصه بوده ایم. بررسی دقیق تجربه شامتک می تواند درس های مهمی
برای شبکه های نوظهور در عرصه علم و فناوری کشور داشته باشد لیکن محققین عرصه مطالعات مدیریت و سیاست گذاری کمتر به آن توجه کرده اند. در این
پژوهش به بررسی نسبتاً عمیق سوابق و دلایل شکست شبکه شامتک پرداخته شده است. در این راستا در قالب یک مطالعه کاملاً کیفی از ابزارهای مختلف
تحقیق همچون مصاحبه با مطلعین کلیدی این شبکه، بررسی گزارش ها و نقدهای منتشرشده درباره آن و واکاوی مستندات و سوابق موجود در خصوص شبکه
شامتک بهره گرفته شده که برای بررسی بهتر تجربه شامتک، این شبکه ها به سه دوره یا نسل تقسیم شده اند. نتیجه مطالعه هم بیانگر آن است که مواردی از قبیل
انحلال سازمان مؤسس اولیه و انتقال شامتک به یک سازمان دیگر، شروع گسترده فعالیت شبکه بدون الگوی پیشین، ضعف کارکرد شبکه ای و تبدیل شدن آن به
سیستم توزیع پول و تغییر دیدگاه مدیران سازمان حمایت گر نسبت به ماهیت و وظایف شبکه در طول زمان، برخی از دلایل مهم شکست این تجربه بوده اند.

نویسندگان: محمدامير ريزوندي, كاظم ياوري, فرشاد مؤمني, بهرام سحابي(*)
کلیدواژه ها: دانش, اقتصاد دانش بنيان, گذار, نهاد گرايي, اقتصاد نئو كلاسيك
دوره:  9 | شماره:  1 | تاریخ:  1396/5/17
: 85
: 1
: 24

وقوع انقلاب دانایی و طرح الگوی اقتصاد دانش بنیان به واسطه دستاوردهای خیره کننده خود، نگاه جوامع و سیاست گذاران را معطوف به خود ساخته است. با آنکه طی چند دهه اخیر اغلب جوامع ضرورت گذار به اقتصادی دانش بنیان را دریافته اند اما با کامیابی متفاوتی در این عرصه روبرو بوده اند. مقاله حاضر با لحاظ همین نکته و به کمک ارزیابی اقتصاد نئوکلاسیک و اقتصاد نهادی در پی یافتن رویکردی مناسب جهت تحلیل و تسهیل گذار به اقتصاد دانش بنیان می باشد. برای این منظور، با روشی توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مبانی نظری نهادگرایی، ابتدا به تقابل رویکردهای اقتصاد نئوکلاسیک و اقتصاد نهادی در مسئله"گذار"، فارغ از اقتصاد دانش بنیان پرداخته و در بخش دوم، تحلیلی نهادی از اقتصاد برآمده از انقلاب دانایی ارائه شده است. ملاحظات این تحقیق بیانگر آن است که رویکرد نئوکلاسیک در محور نخست با ضعف هایی همچون پیامدگرایی، ایستایی و فروض بحران آفرین و در محور دوم نیز با شکست در سازوکار بازار و دگرگونی ماهوی پاره ای از فروض بنیادین خود همچون کمیابی مواجه است. در برابر این کاستی ها، گسست نهادی پدیدآمده در پی انقلاب دانایی، اتخاذ رویکرد نهادی در تحلیل مسئله گذار به اقتصاد دانش بنیان را ضروری می سازد.

نویسندگان: شیوا تاتینا(*) , سید سپهر قاضی نوری, غلامعلی منتظر, سودابه نامدار زنگنه
کلیدواژه ها: سياست گذاري توسعه نوآوري و فناوري, روش شناسي كيو, مارپيچ سياست گذاري, خصوصي سازي, گذار اقتصادي, صنعت حفاري نفت و گاز
دوره:  9 | شماره:  1 | تاریخ:  1396/5/17
: 49
: 3
: 17

یکی از چالش های اصلی تصمیم گیرندگان حوزه توسعه نوآوری و فناوری، چگونگی سیاست گذاری بخشی در شرایط وجود پیچیدگی ها و ناپایداری های محیطی است. در این راستا در مقاله پیش رو با الهام از رویکرد دیالکتیکی هگل به شناسایی تنوع دیدگاه های خبرگان صنعت حفاری نفت و گاز ایران و تضادهای موجود در آنها در خصوص سیاست گذاری توسعه فناوری و نوآوری در شرایط گذار اقتصادی پرداخته شده است. با توجه به مناسبت روش کیو، از این روش شناسی جهت انجام مطالعه موردی و استخراج تنوع دیدگاه ها استفاده شده است. خروجی روش کیو حاکی از تنوع بالای دیدگاه ها (ده دیدگاه متفاوت) و در نتیجه وجود حجم زیادی از تضاد و اختلاف نظر در این حوزه است. به منظور تحلیل دقیق تر تضادهای موجود که بنا به رویکرد دیالکتیک، منشاء پویایی نظام ها هستند نیاز به دسته بندی دیدگاه ها بوده که از طریق روش آماری خوشه یابی سلسله مراتبی انجام شده و نشان می دهد دیدگاه های منتسب به هر گروه از بازیگران کلیدی، در یک خوشه مشترک قرار گرفته اند. می توان ادعا کرد که دیدگاه گروه های بازیگران و نه تک تک افراد در صنعت، دارای تضاد و اختلاف است. به این ترتیب توصیه های سیاستی حاصل از خروجی این روش، نقطه بهینه تعادل میان دیدگاه ها یا اجماع آنها نبوده و دیدگاه جدیدی است که از ترکیب (سنتز) دیدگاه های متضاد حاصل می شود. نهایتاً هم مدل مارپیچ سیاست گذاری نوآوری برای بخش (صنعت)، مفهوم سازی و پیشنهاد شده است.

نویسندگان: ناصر باقري‌مقدم, آرش شجاعي چرمينه(*) , مهدي محمدي
کلیدواژه ها: يادگيري فناورانه, سبك هاي يادگيري و نوآوري, كشورهاي در حال توسعه, يادگيري تجربي و تعاملي
دوره:  9 | شماره:  1 | تاریخ:  1396/5/17
: 58
:
: 18

در پیشینه مدیریت نوآوری، دو سبک متمایز و غالب "نوآوری و یادگیری از طریق علم، فناوری و نوآوری(STI)"و "یادگیری از طریق انجام، استفاده و تعامل(DUI)" وجود دارد. یکی از تفاوت های نظام های نوآوری کشورها، تفاوت در سبک غالب نوآوری آنها است. ماهیت نوآوری و یادگیری فناورانه نیز در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه متفاوت است. شاخص های مورد استفاده پژوهش های گذشته در تحلیل سبک های یادگیری، بیشتر متناسب با شرایط کشورهای توسعه یافته بوده است. در این پژوهش به منظور تحلیل دقیق تر سبک یادگیری و نوآوری از 14 شاخص مناسب شرایط کشورهای در حال توسعه و روش تجزیه و تحلیل کلاس پنهان، اطلاعات مربوط به 138 شرکت حوزه فناوری اطلاعات و Latent Gold استفاده شده است. با استفاده از نرم افزار( ضعیف، 3 STI 2) یادگیری ،STI+DUI ارتباطات کشور مورد تحلیل قرار گرفت و مشخص شد که چهار سبک یادگیری و نوآوری: 1) یادگیری ترکیبی یادگیری تجربی و تعاملی و نهایتاً 4) یادگیری تعاملی ضعیف و یا فاقد یادگیری، در این شرکت ها وجود دارد. با تحلیل شاخص های عملکردی (رشد گردش مالی، داشتن نوآوری و همچنین گستردگی منطقه عرضه کالا) شرکت ها از طریق روش رگرسیون لجستیک ترتیبی، مشخص شد که سبک مناسب یادگیری، سبک بیشترین رشد گردش مالی را دارند. STI+DUI اول بوده و شرکت های با یادگیری ترکیبی

نویسندگان: سيد زروان شهرزاد, محسن حامدي, مهدي محمدي(*)
کلیدواژه ها: همپايي, شركت متاخر, شكاف فناوري, شكاف مديريت, شكاف بازاريابي
دوره:  9 | شماره:  1 | تاریخ:  1396/5/17
: 46
:
: 11

شرکت‌های متأخر برای همپایی بایستی شکاف‌های فناوری، مدیریت و بازاریابی با شرکت‌های پیشرو را ترمیم کنند. به نظر می‌رسد در گروه‌های صنعتی بزرگ که به تولید سامانه‌ها و محصولات پیچیده می‌پردازند توانمندی‌های متفاوتی در سطوح مختلف گروه برای ترمیم فواصل موجود با شرکت‌های پیشرو شکل می‌گیرد. در این مقاله، همپایی گروه مپنا در صنعت ساخت نیروگاه‌های حرارتی بررسی شده که نتایج نشان می‌دهد همپایی در سطح گروه برای پُرکردن شکاف‌های ذکرشده با پیچیدگی‌های قابل توجهی همراه بوده ولی همپایی فناورانه در سطح واحدهای تولیدی به عنوان بخشی کلیدی و قابل افراز از همپایی در گروه با برخی مدل‌های کلاسیک همپایی شباهت‌های قابل توجهی داشت. نقش و اهمیت اهرم کردن یادگیری از طریق همکاری‌های فناورانه در کنار تلاش‌های داخلی هدفمند برای پُرکردن سه شکاف مدیریت، بازاریابی و فناوری نیز در گروه مپنا بررسی شده است. نتایج این تحقیق می‌تواند به عنوان راهنمایی برای همپایی در گروه‌های صنعتی بزرگ مدنظر قرار گیرد.

نویسندگان: محمدامین قانعی راد(*) , مریم محمودي, حسین ابراهیم آبادي
کلیدواژه ها: الگوي ارزيابي, علوم انساني, روش تركيبي, رويكرد تلفيقي, الگوي ارزيابي چند بعدي, علوم اجتماعي و انساني, رويكرد يكپارچه, روش چندگانه, ا نواع علوم اجتماعی و علوم انسانی
دوره:  9 | شماره:  1 | تاریخ:  1396/5/17
: 49
:
: 10

نداشتن الگوی اختصاصی برای ارزیابی علوم انسانی و استفاده از شاخص‌های مشترک علوم طبیعی و مهندسی برای ممیزی این حوزه موجب انتقاد محققان، ناکارآمدی سنجش‌های صورت‌گرفته و ارائه تفاسیر غیردقیق از وضعیت علوم انسانی در کشور شده است. هدف این مقاله ساختن یک مدل مفهومی و پیشنهاد الگوی چندوجهی برای ارزیابی توسعه علوم انسانی است. با مرور پیشینه‌ای که به سرشت، ویژگی‌ها و نقش‌های علوم انسانی در بخش‌های مختلف جامعه پرداخته‌اند و با رویکردی تلفیقی، چارچوب انواع چهارگانه علوم اجتماعی بوروی را به علوم انسانی توسعه داده و از ترکیب انواع علوم انسانی شامل علوم انسانی حرفه‌ای، انتقادی، سیاستی و حوزه عمومی و نیز انواع مشارکت‌های ضروری اصحاب علوم انسانی شامل مشارکت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مشارکت در تولید دانش و ساختن شبکه‌های شناختی، مدلی تحلیلی به دست آمده است. سپس مدل فوق‌الذکر با استفاده از روش ترکیبی شامل تحلیل اسنادی مصاحبه کیفی نیمه ساختاریافته، تکمیل و در نهایت بر مبنای مدل حاصله و با الهام گرفتن از آئین‌نامه فعلی ارتقاء اعضاء هیأت‌علمی، الگوی پیشنهادی ارزیابی فعالیت‌های اصحاب علوم انسانی ارائه شد. لحاظ چهار وجه برای این الگو، امکان طراحی شاخصی مشترک برای علوم انسانی از طریق تخصیص ضرایب اهمیت متفاوت بنا به ماهیت و کارکردهای خاص هر رشته در عین توجه به تفاوت‌های درون علوم انسانی را فراهم می‌کند. این الگو شامل پنج بُعد اصلی در وجوه چهارگانه مفروض برای علوم انسانی است که عبارتند از آموزش (بُعد اول) شامل دو بخش آموزش برای جامعه و آموزش دانشگاهی، پژوهش (بُعد دوم) شامل سه بخش پژوهش آموزشی، پژوهش دانشگاهی و پژوهش برای جامعه، مشاوره و خدمات دانشگاهی و اجتماعی (بُعد سوم) شامل مشاوره و خدمات مردم‌مدار، مشاوره‌ها و خدمات سیاستی و خدمات دانشگاهی و مشارکت در اجتماعات و انجمن‌های علمی (بُعد چهارم) و در نهایت یادگیری (بُعد پنجم).