خلاصه وضعیت: کد مقاله: 535166 تاریخ انتشار: ۲۴ / ۲ / ۱۳۹۰ تعداد مشاهدات: 91
DOI: 10.22034/jstp.2012.4.2.535166

نامه سردبير

سرمقاله اين شماره را بدون هيچ توضيح و اضافاتی، اختصاص می‌دهيم به يک نکته کليدی که در متن زير، توسط دکتر رضا منصوری استاد گرانپايه کشورمان به خوبی نگاشته شده است: \"ايران پيش از انقلاب اسلامی، پس از دوقرن آشنايی با نهادهای نوين تمدنی، اعم از علمی و اقتصادی و سياسی، و پس از حدود يک قرن از انقلاب مشروطه، و پس از حدود نيم قرن دانشگاه‌داری هنوز به بلوغ مؤثری برای درک عميقی از ريشه‌های نهادهای نوين علمی، مفهوم علم نوين و نسبت بشر با طبيعت، نرسيده بود. برای ايرانيان سدّی روان‌شناختی موجود است که پذيرش واقعيت را همواره سخت کرده است. اين حالت روانی ناشی از دوران عظمت تاريخی ساسانيان و دوران طلائی اسلام است که نگذاشته است ايرانيان بپذيرند که خواب هشتصدسالۀ پس از تأسيس نظاميه‌ها، آنها را از قافلۀ تحولات فکری بشر دور کرده است. و به‌همين دليل ايرانيان مشکلی عميق و معناشناختی با مفاهيم مدرن علم و فناوری دارند. اين مشکل در فرآيند سياست‌گذاری علم و فناوری، که نقشی مهم در دوران مدرن دارد، منعکس شده است. گرچه نهادی به نام شورای پژوهش‌های علمی کشور در دهۀ آخر حکومت پهلوی تأسيس شد، اما به سختی بتوان فعاليت آن را از نوع سياست‌گذاری علمی دانست. شروع سياست‌گذاری علمی را بايد اواخر دهۀ شصت و بعد از انقلاب اسلامی دانست. به نظر می‌رسد اين مشکل روان‌شناختی که ما ايرانيان با مفهوم مدرن علم و فناوری داشته‌ايم هم بسيار ريشه‌دار است، و هم در کشورهای ديگر اسلامی نيز ديده می‌شود.\"


سيد سپهر قاضي نوري

 
نام و نام خانوادگی : پست الکترونیک :  
نظر شما :  
Captcha..
لطفا کد امنیتی زیر را وارد کنید


نسخه متنی
تعداد نظرات: 0
ایندکس شده در:
تعداد ارجاعات: 0
تعداد جستجوهای این مقاله : 0
تعداد دانلود مقاله : 91
  • نویسنده مسئول
  • پست الکترونیک:
    افیلیشن: دانشيار دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه تربيت مدرس
  • سایر نویسندگان
  • رفرنس