خلاصه وضعیت: کد مقاله: 535119 تاریخ انتشار: ۱۷ / ۳ / ۱۳۸۸ تعداد مشاهدات: 77
DOI: 10.22034/jstp.2010.2.3.535119

نامه سردبير

پس از حمد و ثنای خدای يگانه و درود به رسول فرزانه؛ با وجود تمام پيچيدگی‌های موجود در مفاهيم و شاخص‌های توسعه، شايد هيچ شاخصی را نتوان به اندازه سهم هزينه‌های تحقيق و توسعه (R&D) از توليد ناخالص داخلی (GDP)، مورد تأييد و تأکيد صاحب‌نظران دانست. به عبارت ديگر، ميزان اين عدد دقيقاً نشان‌دهنده سطح توسعه است و مصروف شدن لااقل يک درصد از GDP هر کشور برای R&D ، دستيابی به آستانه توسعه‌يافتگی در آن کشور تلقی می‌شود. تا اينجای کار همه چيز روشن به نظر می‌رسد. هدف همه دولت‌ها و کشورها توسعه است، بودجه هم دست دولت‌هاست (حداقل در مورد اقتصاد نفتی و دولت سالارانه ما که چنين است)، صرف درصد مشخصی از بودجه در تحقيقات هم شاخص توسعه است (و تا به حال مثال نقضی بر آن يافت نشده‌است). پس اين گوی و اين ميدان: يک دستور يا صورت‌جلسه دولت يا حداکثر يک قانون مصوب مجلس لازم است که هر کشوری را از در حال توسعه بودن برهاند و به جرگه توسعه يافته‌ها برساند. پس چرا درباره برخی کشورها و به ويژه ايران ما، اين امر تا به حال محقق نشده‌است؟! از آن عجيب‌تر اينکه شايد در سال‌های اخير هيچ رئيس حکومتی به اندازه رهبری نظام اسلامی، به صرف بودجه و تمرکز دولت و ملت بر علم و فناوری تأييد نکرده‌است، تا حدی که برخی مسئولين از تأکيدات مکرر ايشان، بوی وجوب شرعی را استشمام کرده‌اند. اما کماکان درصد GDP ما که صرف R&D می‌شود از 2/0 در سال 67 (پايان جنگ تحميلی) به 43/0 در سال 72 (پايان برنامه اول) و 38/0 در سال 78 (پايان برنامه دوم) و 56/0 در سال 83 (پايان برنامه سوم) و 62/0 در سال 88 (پايان برنامه چهارم) رسيده و برآورد احتمالاً بدبينانه مرکز پژوهش-های مجلس بر مبنای بودجه سال 89 آن را 23/0 نشان می‌دهد! موضوع چيست؟ آيا دولت‌های مختلف ما طی اين سال‌ها هيچگاه نخواسته‌اند اهداف برنامه‌های پنج ساله توسعه را که صرف 1 يا 2 يا حتی 3درصد بوده‌است محقق کنند و کشور ما را در سلک کشورهای توسعه‌يافته درآورند؟ اين که منطقی نيست. در ساير کشورها چطور؟ آيا کشورهای نفتی ديگری مانند کشورهای عربی با پول‌های هنگفت و حکومت‌های متمرکز خود نمی‌توانستند دستوری از پادشاه و امير مربوطه گرفته و ناگهان اين درصد را به اعداد بالای يک درصد برسانند؟ واقعيت اين است که برخلاف تصور اغلب دانشمندان و حتی مديران ما، صرف بودجه در R&D بيش از آن که عامل توسعه کشورها و جوامع باشد، منعکس کننده توسعه آن‌هاست. به عبارت ديگر، کشوری می‌تواند بودجه قابل قبولی را در پژوهش صرف نمايد که زيرساخت‌های مورد نياز اعم از سخت‌افزار و نرم‌افزار و نيروی انسانی و مقررات و ساير نهادهای مختلف را فراهم کرده‌باشد و اين‌ها مسير نمی‌شود مگر در يک کشور توسعه يافته. اين گونه است که می‌بينيم سال‌هاست (و سابقه اين سال‌ها به قبل از انقلاب اسلامی برمی‌گردد) که هدف‌گذاری و تلاش می‌‌کنيم تا به عدد 1 درصد برسيم و می‌بينيم که همچنان برآورد سال 89 (يعنی 23/0) با عملکرد سال 68 (يعنی 21/0) برابری می‌کند. يعنی مانند همه موضوعات ديگر، پول کليد حل مشکلات نيست و تدبر و تدبير و بهره‌گيری از تجارب ساير کشورهاست که ما را به مقصود می‌رساند.‌ نمی‌خواهم منکر کم لطفی‌های مسئولين بودجه‌ريزی کشور شوم که هنوز هم وقتی در خفا و خصوصی صحبت می‌کنند صرف بودجه در پژوهش را اسراف (و در بهترين شرايط، کاری تزيينی) تلقی می‌کنند (و عجيب اين که اغلب آنان هم دانشگاهی هستند). اما در عين حال، تمايلی هم ندارم که نقش ما پژوهشگران را در ايجاد چنين نگاهی بين مسئولين، کم‌رنگ جلوه دهم. وقتی به گوش خود می‌شنويم که معاون پژوهشی يک دانشگاه بزرگ (و به جرات می‌گويم که به نمايندگی از عمده دانشگاهيان کشور) خواستار آن می‌شود که کل بودجه تحقيقاتی شرکت‌ها و دستگاه‌ها مستقيماً به رديف بودجه دانشگاه‌ها منتقل می‌شود، در می‌يابيم که هنوز هم بسياری از محققان ما، بودجه پژوهشی را نوعی اضافه‌کار برای خود قلمداد می‌کنند و نه يک سرمايه‌گذاری که بايد به شکل مضاعف به جامعه برگردانده شود. هر چند که در خانه اگر کس است يک حرف بس است، اما بار ديگر به همکاران دانشگاهی و پژوهشگر خود عرض می‌کنم که تحقيقات خود را بايد با ديد مشتری‌مداری و مأموريت‌محوری تعريف کنند و فی‌الواقع اگر کاربردی ملموس و شدنی برای يک موضوع پژوهشی متصور نمی‌بينند به سراغ ساير موضوعات بروند تا بتوانند پاسخگوی آحاد جامعه برای صرف مبالغ متعلق به آنان باشند. مسئولين محترم هم توجه داشته باشند که تکميل حلقه‌های زنجيره نوآوری در کشور، امری ضروری است که هيچگاه به شکل تصادفی و ناگهانی اتفاق نخواهد افتاد، هر چند که ما بند الف ماده 46 قانون برنامه چهارم توسعه را مانند بسياری از قوانين ديگر با سهل‌انگاری پشت سر گذاشته‌ باشيم.



سید سپهر قاضی نوری

 
نام و نام خانوادگی : پست الکترونیک :  
نظر شما :  
Captcha..
لطفا کد امنیتی زیر را وارد کنید


نسخه متنی
تعداد نظرات: 0
ایندکس شده در:
تعداد ارجاعات: 0
تعداد جستجوهای این مقاله : 3
تعداد دانلود مقاله : 77
  • نویسنده مسئول
  • رفرنس