خلاصه وضعیت: کد مقاله: 535118 تاریخ انتشار: ۱۶ / ۳ / ۱۳۸۹ تعداد مشاهدات: 118
DOI: 10.22034/jstp.2011.2.4.535118

مهمان سردبير

يکی از عناصر کليدی «‌قدرت ملي» هر نظام سياسی «‌علم و فناوری » است. برجستگی ساير عناصر شکل دهنده اين قدرت ملی به چنين عنصر کليدی و حياتی بستگی دارد. برای به فعليت رسانيدن پتانسيل‌های بالقوه علم و فناوری هر کشور، دولت‌ها دست به تدوين راه‌حل‌های ملی می‌زنند که در ادبيات مديريت سياسی، « سياست ( خط مشی) » ناميده می‌شود. نظام مقدس جمهوری اسلامی نيز از اين قاعده مستثنی نيست. سلسله مراتب راه‌حل‌های ملی در حوزه علم و فناوری در ايران عبارتست از 1) ابر سياست‌های (سياست‌های کلان) علم و فناوری، 2) سياست‌های عمومی ( خط مشی‌های) علم و فناوری 3) استراتژی‌های علم و فناوری. ابرسياست‌ها، محصول کار سطح نخست مديريتی کلان کشور است که در سطح رهبری نظام و ستادهای تخصصی آن سطح متجلی می‌شود. سياست‌ها، ره‌آورد دولت ( در مفهوم سه قوه) است؛ و استراتژی‌ها فِعل مديريت دولتی ( سطح سوم) و مديريت بخش خصوصی ( سطح چهارم) است. به عبارت ديگر راه‌حل‌های ملی ارتقاء علم و فناوری در کشور می‌بايست در يک سلسله مراتب تعاملی بين ابر سياست‌ها، سياست‌ها و استراتژی‌ها ساری و جاری شوند. رابطه خطی بين اين سه وجود ندارد بلکه صبغه تودرتويی دارند زير ابر سياست‌‌ها، نقشه‌های کلان ملی ‌هستند که نقشه‌های تفصيلی سياست‌ها در آن جای می‌گيرند و استراتژی‌های رنگ وبوی عملياتی‌تر دارند که در دل سياست‌ها قرار می‌گيرند. به عبارت ديگر ابرسياست‌ها، سياست‌ها و استراتژی‌ها صرفاً گزاره‌ها زيبا نيستند بلکه نقشه‌هايی هستند که پيوند بين عناصر درونی آنها به آنها سيمای زيبايی می‌دهد. بنابراين اگر بين عناصر نقشه سياست‌های علم و فنـاوری کشور همسويی نباشد؛ همسويی بين ابر سياست‌ها، سياست‌ها و استراتژی‌ها زير سوال خواهد رفت. يکی از انتقادات وارده بر نقشه جامع علمی کشور، ضعف همسويی فوق است. اميد است در بازنگری اين نقشه، همسويی بين ابر سياست‌های علم و فناوری، سياست‌ها واستراتژی‌ها در پرتو چشم‌‌انداز و پررنگ‌تر شود.


حسن دانایی فرد

 
نام و نام خانوادگی : پست الکترونیک :  
نظر شما :  
Captcha..
لطفا کد امنیتی زیر را وارد کنید


نسخه متنی
تعداد نظرات: 0
ایندکس شده در:
تعداد ارجاعات: 0
تعداد جستجوهای این مقاله : 1
تعداد دانلود مقاله : 118
  • نویسنده مسئول
  • رفرنس