فهرست مقالات آبان, سال 1396,دوره9 شماره 3 XML
نویسندگان: مریم سادات قریشی خوراسگانی
کلیدواژه ها:
دوره:  9 | شماره:  3 | تاریخ:  1396/8/16
: 171
:
: 50

مهمان سردبیر

لنگربه نظر می‌رسد مهم‌ترین عامل ناکارآمدی سیاست‌گذاری آموزش عالی ایران در حال حاضر، منطبق نبودن سیاست‌ها و تصمیم‌های این حوزه با پشتوانه‌های علمی، نظری و پژوهشی است. به طور نمونه سیاست خصوصی‌سازی آموزش عالی حاصل سیاست‌گذاری‌های شتاب‌زده، بدون مطالعه و تقلیدی در توسعه نظام آموزش عالی است. علی‌رغم اینکه خصوصی‌سازی آموزش عالی به کسب درآمد توسط دانشگاه‌ها و تنوع‌بخشی آموزش عالی کمک کرده اما روند پرشتاب حرکت خصوصی‌سازی در آموزش عالی ایران به نحوی بوده که نه تنها از اهداف اصلی خود دور شده بلکه گاهی حرکت آن در جهت خلاف اهداف و رسالت اصلی آموزش عالی بوده و آسیب‌ها و تبعات جبران‌ناپذیری را متوجه آموزش عالی کشور کرده است. از جمله این آسیب‌ها و مشکلات می‌توان به سه دسته آسیب‌های ساختاری، کارکردی و محیطی اشاره کرد:

به لحاظ ساختاری، فقدان قوانین و مقررات شفاف، مدیریت ناکارآمد مراکز خصوصی آموزش عالی، مشکلات ساختاری در راه‌اندازی دانشگاه‌های خصوصی، وجود بوروکراسی اداری یا کاغذبازی و عدم استقلال در جذب هیأت‌علمی، منجر به بروز مشکلات ساختاری در دانشگاه‌های پولی به عنوان نماد خصوصی‌سازی آموزش عالی شده و این مشکلات نه تنها کارکرد و عملکرد دانشگاه بلکه محیط پیرامون و جامعه را نیز دچار آسیب کرده است.
آسیب‌های کارکردی از جمله کاهش کیفیت آموزشی استاد و دانشجو؛ افزایش مدرک‌گرایی، تقلب و فساد آموزشی و همچنین کیفیت پائین پژوهش و عدم تعامل آن با سایر بخش‌های جامعه، کیفیت و شاخص‌های آموزش و پژوهش را به چالش کشیده چنانکه کارکرد آموزش، تولید علم و نشر و اجرایی کردن پژوهش‌های دانشگاهی بر اساس نیاز جامعه، جای خود را به کارکردهایی با هدف سودآوری و سرمایه‌گذاری مادی داده است. از سوی دیگر سیطره رویکرد کمّی‌گرایی، نگاه کاسب‌کارانه به آموزش عالی و تبدیل استاد به تاجری که به جای تمرکز بر رسالت اصلی آموزش عالی باید سود بیشتر را هدف قرار دهد بی‌تردید منجر به زدودن اخلاق و ارزش‌های بنیادین و ساحت علم از آموزش عالی کشور خواهد شد.
افزایش دانش‌آموختگان بیکار، طبقاتی شدن آموزش به نفع طبقات بالای جامعه، وابستگی سیاسی آموزش عالی، بی‌توجهی دولت به سیاست‌گذاری‌های مناسب بخش خصوصی آموزش عالی، اتکاء به شهریه و عدم کارآفرینی در جذب منابع دیگر، رشد کمّی مراکز آموزش عالی خصوصی و ایجاد نگرش منفی نسبت به آموزش عالی را می‌توان مهم‌ترین آسیب‌های محیطی خصوصی‌سازی آموزش عالی قلمداد کرد. همچنین خصوصی‌سازی نه تنها آموزش عالی را از عدالت آموزشی و ایجاد فرصت‌های برابر آموزشی برای افراد دور کرده بلکه باعث حاکم شدن ارزش‌های بازار بر ارزش‌های هنجاری، معنوی و دینی در دانشگاه و جامعه شده است.
خصوصی‌سازی آموزش عالی در دنیا به عنوان وسیله‌ای برای رقابتی‌تر شدن و ارتقاء کیفیت دانشگاه‌ها به کار گرفته می‌شود. در حالی که در ایران عملکرد و شیوه‌های نامناسب خصوصی‌سازی آموزش عالی، سبب افت کیفیت دانشگاه‌ها شده است. در نتیجه افت کیفیت، بسیاری از خدماتی که از دانشگاه‌ها خواسته می‌شود خدمات علمی و پژوهشی اصیل نبوده و خدماتی هستند که مشاوران و پیمانکاران حوزه تجارت و بازار نیز می‌توانند آن را انجام دهند.

بر اساس آنچه در خصوص آسیب‌های خصوصی‌سازی آموزش عالی ایران گفته شد به نظر می‌رسد هر چند در ابتدا سیاست‌گذاری در راستای خصوصی‌سازی آموزش عالی ذاتاً سیاست‌گذاری غلطی نبوده اما اجرای نادرست آن، کیفیت آموزش عالی کشور را نشانه گرفته است. می‌توان با بکارگیری راهکارهایی جهت کاهش یا رفع آسیب‌های مذکور، این سیاست‌گذاری را در مسیر صحیح حرکت و اجرا، سوق داد.

با توجه به اینکه مدیریت کارآمد و اثربخش یکی از ارکان اساسی دانشگاه محسوب می‌شود بنابراین بر اساس ماهیت دانشگاه‌های خصوصی انتظار می‌رود مدیریت بازاریابی بر آنها حاکم باشد نه یک مدیریت سنتی مانند سایر دانشگاه‌ها، اما برای مدیریت کارآمد و رفع آسیب‌ها در این بخش، انتصاب مدیران متخصص در این حوزه و برگزاری کارگاه‌های آموزشی به منظور تقویت مدیران ضروری است. همچنین ایجاد نظام جامع نظارت و ارزیابی مستمر بر این دانشگاه‌ها با تأکید بر کیفیت آموزشی و پژوهشی پیشنهاد می‌شود به طوری که عدم رعایت استانداردهای آموزشی و پژوهشی نظام آموزش عالی کشور در این دانشگاه‌ها، بی‌هیچ مماشات به تعطیلی واحدهای متخلف بینجامد.

ضرورت و اهمیت بازنگری و تأمل جدی در شیوه تفکر حاکم نسبت به افزایش خصوصی‌سازی آموزش عالی شدیداً احساس می‌شود و شایسته است راهکارهایی غیر از خصوصی‌سازی - مانند سرمایه‌گذاری بیشتر روی تولیدات علمی دانش‌بنیان و درآمدزایی از طریق تعاملات تنگاتنگ با صنعت و سایر بخش‌های جامعه - برای جبران کسری بودجه آموزش عالی تمهید و جایگزین خصوصی‌سازی شود.

تبعات و آثار منفی خصوصی‌سازی هنگامی رخ می‌نماید که از پیش‌نیازهای ضروری اجرای این سیاست و توجه به شرایط ویژه کشور غفلت شود. مطالعه و تشکیل کمیته‌های تخصصی بررسی تجارب و الگوهای موفق جهانی و پیاده‌سازی آن بر اساس شرایط ملی-منطقه‌ای می‌تواند این تقلید کورکورانه را به یک سیاست‌گذاری تقلیدی موفق بدل کند. تجارب موفق خصوصی‌سازی در دنیا از جمله در اسپانیا، هلند، بلژیک و آمریکا نشان می‌دهد می‌توان خصوصی‌سازی آموزش عالی را به نحوی اجرا کرد که دانشگاه‌های خصوصی نیز در صدر برترین دانشگاه‌های کشور مطرح شوند.

آسیب‌های خصوصی‌سازی آموزش عالی در ایران زنگ خطری برای تذکر این نکته است که چنانچه در این سیاست‌گذاری، بازنگری جدی صورت نپذیرد ممکن است پیامدهای منفی دیگری نیز در لایه‌های پنهان آن وجود داشته باشد. بروز یا عدم بروز آن پیامدهای احتمالی به اقدامات آتی سیاستگذاران و مراجع ذی‌ربط وابسته است.

مریم‌سادات قریشی خوراسگانی

استادیار دانشگاه الزهرا (س)

نویسندگان: مهدی هاجری, محمدمهدي ذوالفقارزاده(*)
کلیدواژه ها: ديپلماسي علم و فناوري, همكاري‌هاي علمي بين‌المللي, سياست‌گذاري علم و فناوري, تحليل مضمون, دلفي فازي
دوره:  9 | شماره:  3 | تاریخ:  1396/8/16
: 99
: 1
: 63
دیپلماسی علم و فناوری را میتوان مجموعهای از استراتژیها و تاکتیکهایی دانست که در عرصه دیپلماسی در خدمت دستگاه سیاست خارجی یک کشور قرار میگیرند تا ضمن بهرهبرداری دستگاه مزبور از دستاوردهای علمی و فناوری برای ارتقا ظرفیتهای خود زمینههای پیشرفت علم و فناوری برای نهادهای علمی و فناورانه خلق ثروت و نهایتا توسعه در کشور پدیدار شود از آن جهت که وجود یک چارچوب میانرشتهای به توسعه دیپلماسی علم و فناوری در کشور کمک خواهد کرد پژوهش حاضر با چنین رویکردی به دنبال شناسایی عوامل مثر بر توسعه علم و فناوری در کشور است از اینرو پس از طی فرآیند تحلیل مضمون متون مرتبط با این حوزه با استفاده از نرمافزار چارچوبی مشتمل بر چهار مضمون فراگیر تصویر علمی و فناورانه کشور در دنیا تصویر دیپلماتیک کشور در دنیا دیپلماسی مسیر دوم و ترتیبات نهادی به همراه مضامین پایه مربوطه مضمون ارائه شده است در مرحله اعتبارسنجی مضامین ارائهشده از طریق یک فرآیند دلفی فازی سه مرحلهای ضمن تیید مضامین اولیه به استناد دیدگاههای خبرگان مضمون پایه دیگری با عنوان اسناد بالادستی کشور نیز به چارچوب اولیه اضافه و در نهایت توصیههای سیاستی لازم برای تحقق و تقویت هر یک از عوامل مثر بر توسعه دیپلماسی علم و فناوری کشور ارائه شده است
نویسندگان: ابوالفضل شاه آبادی(*) , مهدی جعفری, راضیه داوری کیش
کلیدواژه ها: مؤلفه‌هاي دانش، تجهيز منابع مالي، اوراق بهادار, : Knowledge Components, Mobilization of Financial Resources, Stock Exchange
دوره:  9 | شماره:  3 | تاریخ:  1396/8/16
: 359
: 2
: 82

بورس اوراق بهادار به عنوان هسته اصلی بازار سرمایه با ایجاد تعامل بین سرمایه‌گذاران و پس‌اندازکنندگان و تجهیز و تخصیص بهینه منابع مالی از جمله تعیین‌کننده‌های رشد اقتصادی مستمر و باثبات است. با تأثیر مؤلفه‌های دانش بر تجهیز منابع مالی در بورس این نقش هم پررنگ‌تر می‌شود زیرا دانش به عنوان پایگاه اصلی نوآوری و تغییرات فنی در فرآیند تولید، سبب رشد فناوری و در نتیجه افزایش ظرفیت‌های تولیدی و بهره‌وری شرکت‌های بورسی می‌شود. هدف این پژوهش بررسی تأثیر مؤلفه‌های دانش بر تجهیز منابع مالی در بورس اوراق بهادار ایران بر مبنای داده‌های فصلی دوره زمانی سال 1377 تا 1393 با استفاده از روش رگرسیون حداقل مربعات است. علاوه بر مؤلفه‌های دانش که شامل زیرساخت‌های اطلاعاتی، رژیم‌های نهادی و اقتصادی، سیستم ابداعات و آموزش و منابع انسانی است توسعه بازار سهام نیز به عنوان یکی از عوامل تعیین‌کننده تجهیز منابع مالی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج مطالعه نشان داد که همه مؤلفه‌های دانش و همچنین توسعه بازار سهام، تأثیر مثبت و معناداری بر تجهیز منابع مالی در بورس اوراق بهادار ایران دارند.

کلیدواژه‌ها: مؤلفه‌های دانش، تجهیز منابع مالی، اوراق بهادار

برای استنادات بعدی به این مقاله، قالب زیر به نویسندگان محترم مقالات پیشنهاد می‌شود:

Shahabadi, A., Jafari, M., & Davarikish, R. (2017). The Impact of Knowledge Components on the Mobilization of Financial Resources in Iran's Stock Exchange. Journal of Science & Technology Policy, 9(3), 19-29. {In Persian}.

نویسندگان: رحیم خانی زاد, غلامعلی منتظر(*)
کلیدواژه ها: نظام رتبه‌بندي, دانشگاه‌ها, شانگهاي, تايمز, QS, وب‌سنجي, سايماگو, لايدن
دوره:  9 | شماره:  3 | تاریخ:  1396/8/16
: 96
: 1
: 30
نظامهای مختلفی برای رتبهبندی دانشگاهها در سطوح ملی و بینالمللی وجود دارد که دانشگاهها را با شاخصهای متفاوت ارزیابی نموده و نقاط ضعف و قوت آنها را در مقایسه با دیگر دانشگاهها نشان میدهند شناخت نظامهای رتبهبندی و همچنین موقعیت دانشگاههای مختلف در این رتبهبندیها امکان هدفگذاری و برنامهریزی در این حوزه را فراهم میکند این پژوهش به دنبال بررسی شباهتها و تفاوتهای نظامهای رتبهبندی و نیز موقعیت دانشگاهها در نظامهای مختلف است به این منظور رتبه صد دانشگاه برتر رتبهبندی به عنوان اصلیترین نظام رتبهبندی در رتبهبندیهای تایمز شانگهای وبسنجی لایدن و سایماگو تعیین و از آزمون همبستگی پیرسون برای ارزیابی ارتباط نتایج رتبهبندیهای مختلف استفاده شده است یافتههای پژوهش نشان داده که شباهتهای معناداری بین نتایج نظامهای مختلف رتبهبندی وجود دارد بیشترین همبستگی مربوط به رتبهبندیهای شانگهای و وبسنجی بوده است همچنین رتبهبندی شانگهای با نظامهای تایمز سایماگو و لایدن همبستگی نسبتا بالایی دارد
نویسندگان: محمد نیک بین(*) , غلامرضا ذاکر صالحی , رضا ماحوزی
کلیدواژه ها: آموزش عالي، بين‌المللي شدن، سياست‌گذاري، سياست فرهنگي
دوره:  9 | شماره:  3 | تاریخ:  1396/8/16
: 143
: 1
: 71

بین‌المللی شدن آموزش عالی یکی از موضوعاتی است که توجه دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی در ایران را به خود جلب کرده است. آنها در تلاش هستند با اتخاذ تدابیر و سیاست‌هایی، از مزایا و امتیازات این روند برای توسعه ظرفیت‌های علمی خود استفاده نمایند. هم‌اکنون از منظرهای مختلفی این موضوع مورد توجه سیاست‌گذاران عرصه نظام آموزشی کشور قرار دارد. هدف این مقاله ارائه الگویی است که بین‌المللی شدن را به عنوان یک سیاست فرهنگی مورد توجه قرار می‌دهد. برای حصول این هدف، از روش تحقیق کیفی از نوع توصیفی-اکتشافی استفاده شده است. جامعه پژوهش شامل مدیران بین‌الملل دانشگاه‌ها و صاحب‌نظران حوزه بین‌المللی شدن آموزش عالی کشور بوده است که با استفاده از روش نمونه‌گیری راهبردی و هدفمند، سیزده نفر به عنوان مشارکت‌کنندگان در پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و روش تحلیل داده‌ها هم تحلیل محتوای استقرایی از نوع تحلیل مضامین بوده است. برای اطمینان از روایی داده‌های پژوهش، از دو روش بازبینی توسط مشارکت‌کنندگان و بازبینی توسط اساتید و متخصصان آموزش عالی استفاده شد. نهایتاً از 130 کد باز استخراج‌شده از مصاحبه‌ها، مطالعه الگویی چهاربُعدی را بازنمایی می‌کند که ابعاد آن عبارتند از: مقوله حکمرانی، محیط بین‌الملل، محیط داخلی (فرهنگ ملّی) و همچنین دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی که برای هر مورد می‌بایست سیاست‌های مناسبی اتخاذ شود.

کلیدواژه‌ها: آموزش عالی، بین‌المللی شدن، سیاست‌گذاری، سیاست فرهنگی

برای استنادات بعدی به این مقاله، قالب زیر به نویسندگان محترم مقالات پیشنهاد می‌شود:

Nikbin, M., Zaker-salehi, G., &  Mahozi, R. (2017). The Model of Internationalization of Higher Education from Cultural Policy Perspective. Journal of Science & Technology Policy, 9(3), 45-60. {In Persian}.

نویسندگان: مریم سادات قریشی خوراسگانی(*) , محمد یمنی دوزی سرخابی, غلامرضا ذاکر صالحی , گلنار مهران
کلیدواژه ها: خصوصي‌سازي، آموزش عالي، خصوصي‌سازي آموزش عالي، تحليل محتوي
دوره:  9 | شماره:  3 | تاریخ:  1396/8/16
: 174
: 2
: 63

با توجه به گسترش خصوصی‌سازی در آموزش عالی و ظهور انواع دانشگاه پولی در کشور، ضرورت پژوهش و شناسایی آثار خصوصی‌سازی این بخش احساس می‌شود. با هدف مطالعه و بررسی سهم مقالات علمی در زمینه خصوصی‌سازی آموزش عالی ایران، شناسایی آثار خصوصی‌سازی آموزش عالی و دستیابی به راهکارها و پیشنهادهای پژوهشگران برای کاهش یا رفع آثار منفی آن در دوره زمانی 95-1370، با جستجو در پایگاه‌های اطلاع‌رسانی معتبر، 28 مقاله مرتبط با موضوع خصوصی‌سازی آموزش عالی استخراج و 223 راهکار و پیشنهاد از جنبه‌های مختلف سنخ‌شناسی به روش تحلیل محتوای مقوله‌ای مورد مطالعه قرار گرفت. ضریب اهمیت مقوله‌های استخراج‌شده به روش آنتروپی ‌شانون به دست آمد. نتایج نشان داد که علی‌رغم گسترش بی‌رویه خصوصی‌سازی در آموزش عالی و اهمیت آن، سهم پژوهش در این حوزه بسیار کم است. از بین آثار مثبت خصوصی‌سازی به ترتیب مقوله‌های کسب درآمد توسط دانشگاه‌ها، تنوع‌بخشی به آموزش عالی، صرفه‌جویی در هزینه‌ها وکاهش فشار مالی دولت، رشد کمّی آموزش عالی و همچنین جلوگیری از تمرکزگرایی و افزایش مشارکت مردم در امور مختلف، دارای بالاترین ضریب اهمیت و اولویت‌های اول تا سوم بوده است. از بین آثار منفی خصوصی‌سازی نیز به ترتیب مقوله‌های افزایش دانش‌آموختگان بیکار، کاهش کیفیت فرآیند آموزش، طبقاتی شدن آموزش به نفع طبقات بالای جامعه، رشد کمّی مراکز خصوصی آموزش عالی، مدرک‌گرایی و تقلب و فساد آموزشی به علاوه مشکلات ساختاری در راه‌اندازی دانشگاه‌های خصوصی دارای ضریب اهمیت بالا و اولویت اول تا سوم است.

کلیدواژه‌ها: خصوصی‌سازی، آموزش عالی، خصوصی‌سازی آموزش عالی، تحلیل محتوی

برای استنادات بعدی به این مقاله، قالب زیر به نویسندگان محترم مقالات پیشنهاد می‌شود:

Ghoraishi khorasgani, M., Yamani, M., Zakersalehi, G., &  Mehran, G. (2017). A Content Analysis of Articles in Privatization of Higher Education in Iran Scientific Journals. Journal of Science & Technology Policy, 9(3), 61-76. {In Persian}.

نویسندگان: محمود یحیی زاده فر(*) , هومن شبابی, سعید راسخی, میثم شیرخدایی
کلیدواژه ها: توسعه علم, توسعه فناوري, رشد اقتصادي, مدل‌سازي ساختاري-تفسيري
دوره:  9 | شماره:  3 | تاریخ:  1396/8/16
: 92
:
: 38
برای رسیدن به رشد اقتصادی ایجاد و نشر علم و فناوری در درون مرزهای یک کشور اهمیت بسیاری دارد در ایران نیز طی سالیان اخیر نهادهای سیاستگذار تلاش نمودهاند زمینه توسعه علم و فناوری در ابعاد مختلف را در راستای رشد اقتصادی فراهم آورند مسئلهای که وجود دارد این است که این نهادها هماهنگیهای لازم را با یکدیگر نداشته و همچنین با وجود تصریح سند چشمانداز به برخی عوامل اثرگذار بر توسعه علم و فناوری که بتوانند رشد اقتصادی را به دنبال داشته باشند باز اتفاقنظری بر روی این عوامل وجود ندارد در این پژوهش ابتدا طیف وسیعی از عوامل اثرگذار بر توسعه علم توسعه فناوری و رشد اقتصادی به صورت کیفی و از طریق بررسی عمیق پیشینه موضوع مشخص شدند سپس با نظرسنجی از چهارده خبره از طریق روش مدلسازی ساختاریتفسیری عوامل مربوط به سه حوزه مورد مطالعه برای ایران سطحبندی و مدل ساختاریتفسیری مربوطه با استفاده از نرمافزار مشخص شد نتایج مید نقش کلیدی همگرایی سیاسیاقتصادی در ارتباط میان سه حوزه فوق است و همچنین اینکه کلید توسعه در ابعاد مختلف علمی فناورانه و اقتصادی اتحاد و یکپارچگی نهادهای سیاستگذار کشور است که اگر این مهم مورد توجه قرار گیرد میتواند سایر عوامل را در سیستمی از بازیگران منسجم و در ارتباط سالم با یکدیگر به سمت جلو هدایت نماید
نویسندگان: آرمان خالدی
کلیدواژه ها:
دوره:  9 | شماره:  3 | تاریخ:  1396/8/16
: 226
: 1
: 40

 

 

[1]"اکوسیستم نوآوری" و "سیستم نوآوری" مفاهیمی هستند که بحث‌هایی زیادی در مورد تشابه و تفاوت آنها در پیشینه مدیریت فناوری و نوآوری مطرح شده است. برخی محققان معتقدند که اضافه شدن واژه Eco به ابتدای System چیز خاصی را به آن اضافه نکرده است [1]. با این حال بررسی مطالعات مختلف صورت‌گرفته در حوزه اکوسیستم حاکی از آن است که به طورکلی دو رویکرد متفاوت نسبت به اکوسیستم وجود دارد: اول، اکوسیستم واقعی فضای کسب‌وکار و دوم، (اکو)سیستم در سطح ملی، منطقه‌ای و... که منشاء این دو با هم تفاوت دارد. این دو رویکرد ناشی از دو نگرش متفاوت نسبت به مفهوم اکوسیستم است. در رویکرد اول که منطبق با تعریف مور1[2] است [2] اکوسیستم در سطح عملیاتی و راهبردی مورد استفاده قرار می‌گیرد. اما در رویکرد دوم که اکوسیستم در سطح ملی و منطقه‌ای را مطرح کرده به نوعی همان رویکرد سیستم نوآوری ملی، منطقه‌ای و بخشی بوده که توسط برخی نویسندگان مورد استفاده قرار گرفته است. اما باید توجه داشت که اکوسیستم در رویکرد اول از چند جنبه با سیستم نوآوری تفاوت دارد:

1- دولت به عنوان یکی از بازیگران اصلی سیستم نوآوری مطرح است در حالی که نقش دولت در اکوسیستم نوآوری محدود است. اکوسیستم بیشتر بازارمحور است و بر خلاف سیستم نوآوری توجه کمتری به دولت و سیاست‌های آن دارد.

2- در اکوسیستم نوآوری با توجه به اینکه بازیگران و روابط بین آنها به طور مداوم در حال تکامل است بنابراین مرز آن شناور بوده و تعیین یک مرز مشخص برای آن تا حد زیادی امکان‌پذیر نیست. اکوسیستم محدود به مرزهای جغرافیایی (ملی، منطقه‌ای و ...) نبوده و از این منظر با سیستم نوآوری تفاوت دارد.

3- از نظر مور، اکوسیستم در حوزه کسب‌وکار دارای چرخه عمر است و به مرور زمان توسعه می‌یابد تا به مرحله بلوغ خود برسد و در انتها نیز با توجه به تغییرات محیطی، از بین می‌رود و یا ساختار خود را بازسازی می‌کند. در همین راستا محققان مختلف در مطالعات خود به ویژگی چرخه عمر اکوسیستم اشاره کرده‌اند و تحلیل‌های خود را بر اساس چرخه عمر اکوسیستم انجام داده‌اند ولی سیستم نوآوری دارای چرخه عمر نیست.

4- از نظر مور، اکوسیستم اشاره به مجموعه‌ای از سازمان‌ها و نهادهایی دارد که فعالیت خود را حول یک سازمان یا پلتفرم مرکزی انجام می‌دهند. در این راستا محققان متعددی اشاره کرده‌اند که اکوسیستم دارای یک هسته و مرکز است (هسته می‌تواند شامل یک یا چند نهاد باشد) اما سیستم نوآوری دارای هسته و مرکز نیست.

5- نتایج بررسی‌ نظام‌مند مقالات ISI بیانگر این نکته است که مفهوم سیستم نوآوری عمدتاً در مجلات مرتبط با سیاست، مطالعات اقتصادی، مدیریتی، فناوری و نوآوری به کار رفته در حالی که مفهوم اکوسیستم عمدتاً در مجلات مرتبط با مدیریت استراتژیک، مدیریت فناوری و مدیریت مهندسی مورد استفاده قرار گرفته است.

6- با توجه به اینکه اکوسیستم در سطح عملیاتی و راهبردی به کار گرفته می‌شود و همچنین به موضوع خلق ارزش به صورت مشترک توسط بازیگران توجه می‌کند بنابراین نسبت به سیستم نوآوری توجه بیشتری به تعاملات اجتماعی بین بازیگران دارد.

7- اکوسیستم در مقایسه با سیستم نوآوری توجه و تمرکز بیشتری بر تعاملات اجتماعی بین بازیگران و تأثیر آن بر تکامل یکدیگر می‌کند.

 

 

 

شکل 1) تفاوت‌های اکوسیستم نوآوری و سیستم نوآوری

 

* armankhaledi1102@gmail.com

1[2]- Moore