فهرست مقالات , سال 1394,دوره7 شماره 4 XML
نویسندگان: سيد سپهر قاضي نوري(*)
کلیدواژه ها:
دوره:  7 | شماره:  4 | تاریخ:  1394/11/28
: 2
:
: 0

نامه سردبیر

نویسندگان: پيمان اخوان(*) , معصومه نبي‌زاده
کلیدواژه ها: مديريت دانش در سطح ملي, نظريه‌سازي داده‌بنياد, مدلسازي تفسيري ساختاري
دوره:  7 | شماره:  4 | تاریخ:  1394/11/28
: 10
:
: 1

در محیط امروزی، مزیت رقابتی پایدار و اصلی در "سرمایه­های دانشی" نهفته است. در چنین محیطی، دانش مهم‌ترین مفهوم در خلق ارزش افزوده محسوب می­شود. با توجه به شرایط کنونی و گذر از اقتصاد صنعتی به اقتصاد دانش­بنیان و کارکردهای مدیریت دانش در این تغییر، به نظر می­رسد ارائه الگویی برای مدیریت دارائی­های غیرملموس می­تواند در بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور مفید واقع شود. لذا تلاش این تحقیق ارائه الگوی مدیریت دانش در سطح ملی است تا بتواند در کاهش هدررفت دانش و سرمایه­های فکری ملی مفید واقع شود. بدین منظور تئوری داده‌بنیاد به عنوان یک روش کیفی برای جمع­آوری و تحلیل داده­ها انتخاب شد. تجربیات مدیریت دانش در برخی کشورها مورد مطالعه قرار گرفت و عوامل کلیدی موفقیت آن با استفاده از مرحله نخست تئوری داده­بنیاد احصاء گردید. برای تقلیل مفاهیم و ساخت تئوری، از نظرات جمعی از خبرگان و متخصصان حوزه مدیریت دانش نیز به همراه روش کیفی مذکور استفاده گردید. لازم به ذکر است که در این نظرخواهی علاوه بر ساخت الگو، مؤلفه‌های بومی کشور نیز به آن اضافه و اعتبارسنجی الگو انجام پذیرفت. در نهایت، به منظور تست نظریه از روش مدلسازی ساختاری تفسیری استفاده و مؤلفه­ها در سه سطح "چشم­اندازها"، "توانمندسازها" (شامل نظام‌های پشتیبان، عوامل محیطی، محرک‌ها و عوامل فرهنگی) و در نهایت "پیامدها" (شامل خلق دانش، بکارگیری دانش، اشتراک دانش، رشد درآمد و رونق اقتصادی، توسعه علم و فناوری و نوآوری در کشور، قدرت پاسخگویی و انعطاف­پذیری، خردورزی، خودکفایی، خوداتکایی و غرور ملی، معرفت الهی، افزایش بهره­وری و بهبود شاخص­های رفاه اجتماعی و جامعه دانش‌بنیان) دسته‌بندی شدند.

نویسندگان: اكبر گلدسته(*) , محمود ابوالقاسمي, مقصود فراستخواه, كوروش فتحي واجارگاه
کلیدواژه ها: خرده نظام آموزش عالي غيرانتفاعي, سند چشم انداز 1404, سياستگذاري آموزش عالي, ذينفعان آموزش عالي, پژوهش آميخته
دوره:  7 | شماره:  4 | تاریخ:  1394/11/28
: 10
:
: 0

در این مقاله، عوامل مؤثر بر جذب دانشجو توسط مؤسسات آموزش عالی غیرانتفاعی به استناد دیدگاه‌های ذینفعان و سیاستگذاران این خرده­نظام از دو جنبه میزان اهمیت و عدم قطعیت رخداد آنها طی افق زمانی سند چشم‌انداز 1404 مورد شناسایی قرار گرفته‌اند. به این منظور، روش پژوهش آمیخته شامل اجرا و تحلیل مصاحبه‌های نیمه سازمان‌یافته با صاحبنظران حوزه آموزش ­عالی غیرانتفاعی )در بخش کیفی( و جمع‌آوری و تحلیل نظرات ذینفعان و سیاستگذاران در قالب پرسشنامه تهیه شده از نتایج تحلیل کیفی )در بخش کمّی(، اجرا شده است. در بخش کیفی 103 عامل (خرده‌مقوله) در 4 سطح کلی بین­المللی، ملی، نظام آموزش عالی کشور و نظام درونی این مؤسسات شناسایی شدند. نتایج بخش کمّی نشان داد که بنا بر دیدگاه هر دو گروه ذینفعان و سیاستگذاران، کیفیت آموزشی مؤسسات غیرانتفاعی و رتبه و اعتبار آنها طی ده سال آینده به عنوان مهم­ترین عامل جذب دانشجو توسط آنها مطرح خواهد بود. به علاوه، از دیدگاه ذینفعان، وضعیت بودجه تخصیصی به دانشگاه‌های دولتی و وضعیت دانشگاه آزاد اسلامی، دارای بیشترین عدم قطعیت بوده­اند. سیاستگذاران نیز، وضعیت بازار کار و اشتغال در کشور و رقابت جریان‌های سیاسی طی ده سال آینده را به عنوان عواملی با بیشترین عدم قطعیت تلقی کرده‌اند. آزمون‌های آماری نشان داده‌اند که بین نظرات ذینفعان و سیاستگذاران در سطوح 4گانه کلی مورد اشاره در بالا، تفاوت معنی‌داری به جهت میزان اهمیت عوامل وجود نداشته است لیکن سیاستگذاران، بیشترین عوامل دارای عدم قطعیت را در سطوح ملی ؛ و ذینفعان، این عوامل نایقین را ذیل سطح نظام آموزش عالی کشور ارائه نموده‌‌اند.

نویسندگان: مهدي محمدي(*) , مهدي الياسي, سيدمصطفي محمدپور نارنجي, آرش شجاعي چرمينه
کلیدواژه ها: نظام ملي نوآوري, سنجش توان نوآوري ملي, تحليل عاملي تأييدي, رتبه بندي
دوره:  7 | شماره:  4 | تاریخ:  1394/11/28
: 10
:
: 5

امروزه نوآوری به یکی از مهم­ترین عوامل رشد اقتصادی پایدار کشورها تبدیل شده و مدل­های مختلفی برای ارزیابی و مقایسه نظام ملی نوآوری کشورها وجود دارد. مقاله حاضر تلاش دارد با بررسی مدل­های ارائه‌شده و با تأکید بر ابعاد نظام­ ملی نوآوری، مدلی برای ارزیابی توان نوآوری در سطح ملی ارائه دهد. بنابراین ابتدا با انجام مطالعات کتابخانه­ای و بررسی مدل­های مختلف، شاخص­های مربوط به هر یک از کارکردهای نظام نوآوری استخراج و پس از آن با برگزاری پانل خبرگان متشکل از پنج صاحب­نظر این حوزه، شاخص­های نهایی احصاء گردید که بر پایه آن مدلی با 7 عامل و 29 شاخص در غالب عوامل زمینه­ای، ورودی، فرآیندی و خروجی محیط نوآوری، برای سنجش میزان نوآوری در سطح ملی ارائه شد. در ادامه با استفاده از داده­های استخراج‌شده از منابع مختلف بین­المللی و روش تحلیل عاملی تأییدی، ابعاد و مؤلفه‌های مدل مورد تأیید قرار گرفتند و سپس بر مبنای این مدل، 146 کشور جهان از منظر نظام ملی نوآوری رتبه­بندی شدند که نتایج آن با سایر مدل­های مشابه مقایسه گردید. در نهایت نیز وضعیت ایران در هر یک از کارکردهای هفت‌گانه (مرتبط با 7 عامل مورد اشاره) مشخص و بر مبنای آزمون t بر روی میانگین امتیازات کشورها، نقاط قوت و ضعف نظام ملی نوآوری ایران تعیین و راهکارهایی جهت بهبود آن ارائه شده است.

نویسندگان: عليرضا پويا(*) , منيره احمدي‌‌منش
کلیدواژه ها: نظام رتبه بندي ليدن, شاخص تأثير, شاخص همكاري, علم سنجي, تحليل تشخيصي
دوره:  7 | شماره:  4 | تاریخ:  1394/11/28
: 11
: 1
: 2

سنجش و مقایسه کمّی و کیفی انتشارات علمی دانشگاه­ها از شیوه­های بسیار مفید ارزیابی نسبی تولیدات علمی بر مبنای امکانات و فرصت­های موجود است. در نظام­های رتبه­بندی مختلف، ارزیابی تولیدات علمی بر مبنای شاخص­های مختلفی صورت می­گیرد که آگاهی از این شاخص­ها و بررسی نقاط قوت و ضعف دانشگاه­ها با توجه به این شاخص­ها، جهت­دهنده بسیار خوبی برای رسیدن به جایگاهی برتر و بهتر است. در این تحقیق سعی شده با استفاده از روش­های تحلیل واریانس چندمتغیره، وجود یا عدم وجود تفاوت جایگاه دانشگاه­های ایران با دانشگاه­های برتر جهان در نظام رتبه­بندی لیدن بررسی و عوامل مؤثر بر دلایل این تفاوت‌ها به کمک تحلیل تشخیصی مشخص گردد. برای تحقق این امر، دانشگاه­های موجود در رتبه­بندی پایگاه Web of Science که در  سال­های 2013-2010 دارای تولید علمی بودند مورد بررسی قرار گرفته‌اند. به این صورت که 13 دانشگاه ایرانی موجود در نظام رتبه­بندی لیدن به عنوان گروه یک، 25 دانشگاه هم‌رتبه با دانشگاه­های ایران در این نظام به عنوان گروه دو و 25 دانشگاه­ برتر این نظام هم در گروه سه قرار گرفتند. با توجه به نتایج بدست‌آمده هر یک از شاخص­های تعداد مقالات، تعداد کل استنادات، تعداد کل استنادات بر اساس رشته و سال، تعداد استناد 1%، سهم انتشارات مشترک داخلی، سهم انتشارات مشترک فاصله طولانی، میانگین استنادات بر اساس رشته و سال باعث شده است دانشگاه­های برتر ایران در جایگاهی پائین­تر از دانشگاه­های برتر جهان قرار گیرند. همچنین ترکیب عواملی همچون تعداد و سهم انتشارات مشترک بین­المللی، تعداد انتشارات مشترک فاصله کوتاه، تعداد انتشارات مشترک فاصله طولانی، سهم استناد 1%، سهم انتشارات مشترک بین­المللی، سهم انتشارات مشترک صنعت، سهم انتشارات مشترک فاصله کوتاه، سهم انتشارات مشترک فاصله طولانی باعث ایجاد تمایز بین این دو گروه از دانشگاه­ها شده است.

نویسندگان: محمدرضا آراستی(*) , احمد كريم‌پور كلو, بزرگمهر فيروزفر
کلیدواژه ها: ارزيابي فناوري, واحد فناوري راهبردي محصول, گروه‌هاي فناوري هموسته, زنجيره تأمين فناوري, ماتريس بسط‌‌يافته ارزيابي فناوري, صنعت خودروسازي ايران
دوره:  7 | شماره:  4 | تاریخ:  1394/11/28
: 10
:
: 0

ارزیابی فناوری یکی از مؤلفه‌‌های اصلی مدیریت فناوری و دربرگیرنده فرآیندی است که بر اساس آن بنگاه‌ها پس از شناسایی فناوری‌‌ها، میزان جذابیت آنها و توانمندی و قابلیت‌‌های خود در آن فناوری‌‌ها را ارزیابی می‌‌کنند. یکی از کاربردهای مهم این مقوله، بکارگیری نتایج ارزیابی فناوری در تدوین راهبرد فناوری و تعیین اولویت‌‌های سرمایه‌‌گذاری است. مدل‌‌هایی که تاکنون در حوزه ارزیابی فناوری توسعه داده شده‌‌اند همگی به موضوع ارزیابی یک فناوری خاص در سطح یک بنگاه تمرکز داشته‌‌اند. این در حالی است که در بیرون از مرزهای بنگاه و در سطح زنجیره تأمین، معمولاً با مجموعه‌‌ای از فناوری‌‌های به هم پیوسته روبه‌رو هستیم که با محصولات/فناوری‌‌های درون بنگاه ارتباط داشته و تصمیمات بنگاه را متأثر می‌‌کنند. بنابراین تصمیم‌‌گیری در مورد توسعه یا بکارگیری یک فناوری جدید در محصولات بنگاه مادر، بدون توجه به جذابیت آن برای تأمین‌‌کنندگان و توانمندی ایشان در محقق ساختن این هدف امکان‌‌پذیر نخواهد بود. مقاله حاضر در پاسخ به این خلاء نظری به ارائه مدلی پرداخته‌اند که ارزیابی فناوری را در بنگاه‌های مادر دارای زنجیره تأمین گسترده (با توجه به نظرات و توانمندی‌‌های تأمین‌‌کنندگان) امکان‌‌پذیر می‌‌سازد. در این مقاله از یک رویکرد کیفی به عنوان روش تحقیق استفاده شده است. داده‌‌ها از طریق انجام مصاحبه‌‌های عمیق اکتشافی با خبرگان (که به صورت هدفمند از صنعت خودروسازی ایران انتخاب شده‌‌اند) جمع‌‌آوری شده است. داده‌‌های جمع‌‌آوری شده با استفاده از روش تحلیل تم مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و بر اساس یافته‌‌های تحقیق اقدام به طراحی مدل شده است. در مرحله بعدی نیز اعتبار مدل طراحی‌‌شده با استفاده از روش گروه کانونی مورد تأیید قرار گرفته و نهایتاً در قالب دو فقره تجربه صنعتی مختلف صحه‌‌گذاری شده است.

نویسندگان: عبدالرضا نوروزي چاكلي, رقيه قضاوي(*) , بهجت طاهري
کلیدواژه ها: شاخص‌های ارزیابی پژوهش, تولیدات علمی, حوزه‌های علمی, رشته‌های علمی, ارزش‌گذاری, نرمال‌سازی
دوره:  7 | شماره:  4 | تاریخ:  1394/11/28
: 11
:
: 0

گرچه مقایسه عملکرد پژوهشی رشته‌های مختلف به دلیل متفاوت بودن شرایط آنها امکان‌پذیر نیست اما مراکز فعال در عرصه سیاستگذاری پژوهش و فناوری، همواره نیازمند مقایسه پژوهشگران و مؤسسه‌های پژوهشی هستند تا آنها را از ابعاد گوناگون از جمله توانمندی، کارایی، بهره‌وری، اثربخشی و مانند آن مورد ارزیابی قرار دهند. مقاله حاضر بر آن است تا با در نظر گرفتن وجود تفاوت‌های بین عملکرد پژوهشی حوزه‌های علمی مختلف و رشته‌های علمی مربوطه و از طریق وزن‌دهی و ارزش‌گذاری مؤلفه‌های مربوط به تولیدات علمی (انتشارات) این حوزه‌ها در شاخص‌های فعلی ارزیابی، این شاخص‌ها را جهت ارزیابی دقیق‌تر عوامل تولید علم در حوزه‌های گوناگون و برای مقایسه با یکدیگر تعدیل کند. پژوهش از نوع مطالعات علم‌سنجی بوده که با استفاده از روش‌های تحلیل محتوا و تکنیک ارزیابانه انجام شده است. جامعه این پژوهش متشکل از نمونه‌ای 106 نفره و مشتمل بر پژوهشگران، فناوران، مدیران پژوهشی و همچنین مدیران فناوری برتر کشوری است. به منظور مقایسه ارزش‌ها، داده‌های کمّی حاصل از تعداد عملکردهای پژوهشی افراد در جامعه مورد بررسی، با روش آنتروپی شانون وزن‌دهی شد. همچنین با استخراج وزن‌های مربوط به میزان اهمیت هر یک از تولیدات علمی بر اساس نظرات خبرگان (برگرفته از سایر پژوهش‌ها) و تعدیل آنها، یک وزن نهایی برای هر یک از تولیدات علمی به دست آمد. برای تعیین نسبت‌ها از ماتریس‌های دو به دو استفاده شد. طبق نتایج حاصله، در حوزه فنی و مهندسی "اختراعات (142/0)"؛ در حوزه علوم پایه "مقاله خارجی (074/0)"؛ در حوزه علوم انسانی و اجتماعی "کتاب (174/0)" و در علوم پزشکی نیز "مقاله خارجی (111/0)" بالاترین وزن را نسبت به سایر قالب‌های اطلاعاتی دارند. با تقسیم وزن‌های به دست آمده برای هر یک از شاخص‌های انتشاراتی، ارزش هر نوع از تولیدات علمی در یک حوزه نسبت به تولیدات علمی دیگر حوزه‌ها و سایر تولیدات همان حوزه نسبت به یکدیگر حاصل گردید. با استفاده از ارزش‌ها و نسبت‌های نرمال‌سازی شده شاخص‌های انتشاراتی حاصل از این پژوهش، می‌توان به نتایج دقیق و تعدیل شده‌ای دست یافت تا سیاستگذاری عینی بر اساس این نتایج امکان‌پذیر و مبتنی بر واقعیات باشد.