فهرست مقالات , سال 1393,دوره6 شماره 4 XML
نویسندگان: زهرا ابوالحسنی (*) , عليرضا حسن زاده, سيد سپهر قاضي نوري, علی اصغر پورعزت
کلیدواژه ها: مدل‌های نوآوری, نابرابری, مدل خطی نوآوری, رویکرد گسترده به نظام ملی نوآوری, عدالت اجتماعی
دوره:  6 | شماره:  4 | تاریخ:  1393/11/25
: 10
:
: 2

بی توجهی مدل‌ها و سیاست‌های متعارف نوآوری به دغدغه‌های اجتماعی و یا مسائل زیست محیطی، در کنار اهمیت یافتن عدالت اجتماعی در میان سایر اهداف توسعه، لزوم ارزیابی مدل‌های نوآوری بر اساس میزان هماهنگی آن‌ها با اهداف عدالت را توجیه می‌کند. این مقاله با استفاده از روش تحلیل مضمونی، چارچوبی برای ارزیابی میزان هماهنگی مدل‌های نوآوری با عدالت اجتماعی ارائه کرده و به وسیله آن دو مدل خطی نوآوری و رویکرد گسترده به نظام ملی نوآوری را ارزیابی و مقایسه کرده است. نتیجه این ارزیابی نشان می‌دهد که اگرچه هیچ یک از این مدل‌ها هماهنگی کاملی با اهداف عدالت اجتماعی ندارند، اما هر یک از آن‌ها در برخی از موارد با معیارهای ارائه شده برای ارزیابی مدل‌های نوآوری، انطباق بیشتری دارند. اگرچه بی توجهی مدل خطی نوآوری و نگاه نئوکلاسیک به نابرابری در دستاوردها باعث می‌شود تا علیرغم تمامی ضعف‌های نظام ملی نوآوری گسترده در هماهنگی با معیارهای عدالت، این نظام به عنوان مدلی که دارای ظرفیت‌های بیشتری برای توجه به دغدغه عدالت اجتماعی است شناسایی شود.

نویسندگان: حسین عباسی اسفنجانی(*) , لطف‏اله فروزنده دهکردی
کلیدواژه ها: تجاری سازی, نتایج تحقیقاتی, الگوي تجاري سازي, الگوي سه شاخگی, علم و فناوري, روش دلفی
دوره:  6 | شماره:  4 | تاریخ:  1393/11/25
: 13
: 1
: 2

تحولات در محیطهای دانشگاهی باعث شده که نگرش سنتی به دانشگاهها به­عنوان تولید کننده دانش مورد تجدید نظر قرار گیرد. در نگرش جدید، دانشگاهها در تبدیل دستاوردهای تحقیقاتی خود به عوامل فراهم‏‏کننده رشد اقتصادی، ثروت جامعه و رفاه عمومی مسئولیت بیشتری دارند و بایستی تلاشهای زیادی جهت انتقال و بکارگیری دانش در بخشهای اقتصادی، اجتماعی و صنعت انجام دهند. از این تلاشها که به­عنوان تجاریسازی نتایج تحقیقات تعبیر شده، به صورت یکی از ماموریتها و کارکردهای اصلی دانشگاهها در کنار آموزش و پژوهش مورد پذیرش قرار گرفته است. در این راستا، بررسی و شناسایی عوامل موثر بر تجاریسازی تحقیقات دانشگاهی به­عنوان هدف مطالعه حاضر تعریف شده و انتظار میرود با تحقق هدف مذکور بتوان بخشی از یک مساله واقعی دانشگاهها را حل نمود. روش مطالعه با توجه به گزارههای تحقیق، از نوع توصیفی و کیفی بوده که در دو مرحلۀ کتابخانه ای و با استفاده از روش دلفی و مراجعه به 25 نفر از خبرگان دانشگاهی و دست‏اندرکاران اجرایی حوزۀ تجاری‏سازی انجام گرفته است. در مرحله اول و با مرور و مطالعه پیشینه با رویکرد اکتشافی و تطبیقی، مهمترین عوامل شکلدهنده و زمینهساز برای تحقق تجاریسازی شناسایی و بر اساس ویژگیهای هر مولفه/ متغیر در قالب الگوی سه شاخگی طبقهبندی گردید. با ترکیب متغیرها و ایجاد سه بًعد زمینهای، محتوایی و ساختاری چارچوب مفهومی تحقیق طراحی و سپس با استفاده از روش دلفی و مراجعه به خبرگان در طی سه دور، ضرورت هر یک از مولفههای مدل استخراج شده برای تجاری شدن تحقیقات دانشگاهی بررسی گردید. پس از اعتباربخشی ساختار مدل و کسب اطمینان از هماهنگی درونی آن با مراجعه به صاحبنظران، مدل نهایی تحقیق ارائه شد. بر اساس یافتههای این پژوهش و در ضمن مراحل سهگانه فرایند دلفی و پس از حذف مولفه های با میانگین کمتر از عدد 4 در طیف لیکرت، تعداد 10 مولفه زمینه ای، 9 مولفه ساختاری و 10 مولفه محتوایی تاثیرگذار بر تجاریسازی تحقیقات دانشگاهی با ضریب کندال 804/0=W مورد توافق و اجماع صاحبنظران قرار گرفت.

نویسندگان: غلامعلی منتظر(*) , شادی ضیغمی
کلیدواژه ها: فناوری اطلاعات, سياستگذاري, رويكرد STEEPLV, اسناد ملی
دوره:  6 | شماره:  4 | تاریخ:  1393/11/25
: 10
: 1
: 0

در سال‌های اخیر استفاده و بهره‌برداری از مزایای فناوری اطلاعات برای همه کشورها به‌ویژه کشورهای در حال توسعه، اهمیت ویژه‌ای یافته است. در اختیار داشتن مجموعه‌ای از سیاست‌های قانونی و اجرایی در این حوزه می‌تواند نقش مؤثری در حرکت جهشی کشورهای در حال توسعه داشته باشد. از آنجا که اسناد، همواره یکی از مهم‌ترین خروجی‌های هر فرایند سیاست‌گذاری محسوب می‌شوند، در این مقاله تلاش شده است با شناسایی، گردآوری و تحلیل محتوای اسناد ملی فناوری اطلاعات در یک دهه اخیر، نقاط قوت و ضعف، هم‏پوشانی‌ها و تعارضات این اسناد مشخص شده و نتایج حاصل از آن مبنایی برای سیاست‌گذاری‌های آینده قرار گیرد. بدین لحاظ محتوای 13 مورد از مهم‌ترین اسناد ملی مرتبط با موضوع فناوری اطلاعات، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. با توجه به اهمیت جامع‌نگری در فرایند سیاست‌گذاری، در تجزیه و تحلیل و مقایسة اسناد با یکدیگر، از رویکرد STEEPLV استفاده شده است که تمامی عوامل اجتماعی، فناورانه، اقتصادی، زیست‌محیطی، سیاستی، قانونی و ارزشی را در بر‌می‌گیرد. محتواکاوی اسناد نشان می‌دهد یکپارچگی میان اسناد در خصوص تمرکز بر توسعه منابع انسانی یا مدیریت آن، تولید محصولات سخت‌ افزاری یا نرم‌افزاری، استانداردهای داخلی یا بین‌المللی، ایجاد فناوری ملی یا توسعه فناوری یا تبادل دانش و فناوری و نیز مرجع سیاست‌گذار در حوزه فناوری اطلاعات، حفظ نشده است. ضمن اینکه توجه به اسناد پیشین، تامین مالی سیاست‌ها و موضوعات زیست‌محیطی، در بسیاری از اسناد، مغفول مانده است.

نویسندگان: مهدی فقیهی(*) , غلامرضا معمارزاده طهران
کلیدواژه ها: دولت الكترونيك, گونه شناسي, نظام فني-اجتماعي, خوشه‎بندي, فناوري اطلاعات و ارتباطات
دوره:  6 | شماره:  4 | تاریخ:  1393/11/25
: 8
: 1
: 5

پیاده‏سازی دولت الکترونیک در کشورهای مختلف بر اساس الگوهای مختلفی صورت می‏گیرد که این الگوها از میزان توجه دولت‏ها به ابعاد مختلف دولت الکترونیک ناشی می‏شود. با این وجود شناسایی و فهم مشخص از ابعاد دولت الکترونیک از اهمیت زیادی برخوردار است. این مقاله با درنظر گرفتن دولت الکترونیک در قالب یک نظام فنی-اجتماعی به شناسایی ابعاد توسعه دولت الکترونیک و الگوهای مختلف توسعه دولت الکترونیک در جهان می‏پردازد. برای شناسایی ابعاد پیاده سازی دولت الکترونیک پس از مطالعات کتابخانه‏ای از نظرات خبرگان برای تشخیص تناسب و مرتبط بودن ابعاد استفاده شده است، سپس با استفاده از داده‏های آرشیوی موجود، فرآیند خوشه‏بندی و تعیین الگوها انجام شده است. بر اساس پژوهش انجام شده الگوهای پیاده‏ سازی دولت الکترونیک در کشورهای جهان در قالب پنج دسته متمایز قابل دسته‏بندی هستند. این 5 دسته شامل کشورهای دسته پیشتازان، توسعه‌یافته‌ها، خدمت‌دهندگان، مایل به رشدها و عقب‌ماندگان هستند که ایران در دسته مایل به رشدها قرار گرفته است.

نویسندگان: هادي نیلفروشان(*) , محمدرضا آراستی
کلیدواژه ها: پایه دانش ترکیبی, شبکه‎های نوآوری مهندسی‎شده, شکست ضعیف شبکه‎های نوآوری, موردکاوی, نفت و گاز
دوره:  6 | شماره:  4 | تاریخ:  1393/11/25
: 11
:
: 1

مدّعای این مقاله آن است که شکست شبکههای نوآوری میتواند متاثر از نوع دانشی باشد که مبنای فعالیتهای نوآورانه در آن شبکه است. اجزا و عناصر مختلفی از شبکه های نوآوری، نظیر پیکربندی جغرافیایی شبکهها، ساختار، بازیگران کلیدی و نوع روابط اعضاء، تحت تاثیر ویژگیهای پایه دانش فعالیتهای نوآورانه آن شبکه قرار دارند. مقاله پیش رو ضمن طرح یک بحث مفهومی پیرامون شکست شبکه­های نوآوری، رابطه بین پایه دانش و شکست شبکههای نوآوری را از خلال تحلیل دادههای تجربی در مورد شبکههای با پایه دانش ترکیبی در صنعت نفت و گاز مورد بررسی و اعتبارسنجی قرار داده است. دادههای تجربی این مقاله با استفاده از مورد کاوی چهار شبکه نوآوری در صنعت نفت و گاز ایران بدست آمده است که دوتای آنها موفق بوده و دوتای آنها شکست خوردهاند. یافتههای این مقاله نشان می دهند که در شبکه‎های با پایه دانش ترکیبی، هرقدر استفاده از محققان دانشگاهی بیشتر باشد، ساختار شبکه غیرمتمرکزتر باشد، ارتباطات غیر رسمی در شبکه کمتر باشد و مدیریت مخاطرات باز و کنترل نشده‏تر باشد، احتمال بروز پدیده شکست در شبکه بیشتر است. 

نویسندگان: مهدي مجيدپور(*)
کلیدواژه ها:
دوره:  6 | شماره:  4 | تاریخ:  1393/11/25
: 8
:
: 0

میهمان سردبیر