فهرست مقالات , سال 1392,دوره5 شماره 4 XML
نویسندگان: سید سروش قاضی نوری
کلیدواژه ها:
دوره:  5 | شماره:  4 | تاریخ:  1392/6/13
: 35
: 0
: 5
نویسندگان: عادل آذر, داود غلامرضايی, حسن دانایی فرد, حميد خداداد حسينی
کلیدواژه ها: سياست عمومي, سياست آموزش عالي, برنامه پنجم توسعه, پويايي سيستم ها, تحليل سياست هاي عمومي
دوره:  5 | شماره:  4 | تاریخ:  1392/6/13
: 28
: 0
: 4

سياست‌های عمومی معمولاً برای حل يک مشکل يا مسأله عمومی طراحی و اجرا می‌شوند. مبانی علمی نشان می‌دهد که انجام تحليل مناسب از سياست‌های عمومی نيازمند درک صحيح از روابط و حلقه‌های علت و معلولی اصلی آن‌ها است؛ نيازی که از سوی بسياری از صاحبنظران دنيا به‌وسيله مدل‌سازی پويايی سيستم‌ها برآورده شده است. پويايی سيستم‌ها روشی است که با در نظر گرفتن روابط پيچيده علت و معلولی در سياست‌های عمومی به تحليل و ارزيابی آن‌ها کمک می‌کند. با اين‌حال به دلايلی نظير نبود منابع اطلاعاتی مورد نياز، چنين تحليل‌هايی تا کنون در کشور انجام نشده است. مقاله حاضر به‌دنبال تحليل سياست‌های آموزش عالی با بهره‌گيری از مدل‌سازی پويايی سيستم‌ها است. روش پژوهش از نوع مدل‌سازی تبيينی است و بدين منظور با بهره‌گيری از نظر خبرگان آموزش عالی، سياست‌های آموزش عالی در برنامه پنجم توسعه کشور مدل‌سازی شده و مورد تحليل قرار‌گرفته است. يافته‌های تحقيق نشان می‌دهد توجه به تاخيرهای زمانی، حلقه‌های علّی تقويت کننده و متوازن کننده در محورهای کيفيت، جمعيت و منابع مالی، تا حد زيادی در اثربخشی و انسجام سياست‌های تدوين شده مؤثر است: عدم توجه به تاخيرهای زمانی در حلقه‌های هدفجو(متوازن کننده) منجر به نوسان خواهد شد و اين به معنی دشواری پايش و ارزيابی سياست‌های تدوين شده است، چراکه شناخت و پيگيری تغيير رفتار گروه هدف ناشی از يک سياست و متعاقباً مساله مورد بررسی، در پيچ و خم شناخت علت و معلول در بازه‌ای از زمان دشوار خواهد بود. همچنين بکارگيری ابزارهای برنامه‌ريزی و ايجاد هماهنگی بيشتر بين دستگاه‌های ذيربط عنصری ضروری برای کم کردن دامنه اين تأخيرها است. بر اين اساس الگوی رفتار متغيرهای کليدی، تاخيرهای زمانی و حلقه‌های علّی شناسايی شده و مبنای ارائه پيشنهادهايی جهت بهبود سياست‌های آموزش عالی برنامه پنجم قرار گرفته است.

نویسندگان: مهدی محمدی, سید حبیب ا... طباطباییان, مهدی الیاسی, سعید روشنی
کلیدواژه ها: نظام نوآوری فناورانه, فناوري هاي نوظهور, نانو فناوري, كاركردهاي نظام نوآوري, مدل معادلات ساختاري
دوره:  5 | شماره:  4 | تاریخ:  1392/6/13
: 40
: 2
: 8

مقاله حاضر به دنبال تحليل نحوه شکل‌گيری و رشد بخش نانوفناوری در ايران با بهره‌گيری از مفهوم نظام نوآوری فناورانه و با استفاده از رويکرد کارکردی می‌باشد. برای اين منظور در اين تحقيق دو مسير کيفی و کمی برای تحليل نحوه شکل‌گيری کارکردهای نظام نوآوری فناورانه در بخش نانوفناوری طی شده است. از يک سو با بهره‌گيری از مصاحبه با فعالان حوزه نانوفناوری کشور و بررسی و تحليل محتوای اسناد و فعاليت‌های انجام شده در اين بخش و با تکنيک \"نگاشت تاريخی داده‌ها\" اقدام به ترسيم مسير شکل‌گيری نانوفناوری در ايران شده است. از سوی ديگر، با بهره‌گيری از يک پيمايش، ابتدا ابعاد و مولفه‌های مدل مفهومی با استفاده از روش تحليل عاملی تاييدی مورد تاييد قرار گرفتند و سپس، مسير و نحوه تاثيرگذاری کارکردهای مختلف بر يکديگر با استفاده از مدل معادلات ساختاری مورد بررسی و تحليل قرار گرفته‌اند. نتايج اين تحقيق نشان می‌دهد که دولت به عنوان محرک اصلی در شکل‌گيری کارکردهای نهادينه‌سازی و قانون‌مندسازی، هدايت تحقيقات و نوآوری و تامين و تخصيص منابع، نقشی کليدی ايفا کرده است و بر اين اساس، ما اين مسير شکل‌گيری را تحت عنوان \"موتور شکل گيری حمايت و فشار دولت\" نام گذاری می‌کنيم.

نویسندگان: مهناز حسين‌زاده, محمد رضا مهرگان, مجتبی کيانی
کلیدواژه ها: تحقیق درعملیات, علم, فناوري كلاسيك, فناوري مدرن, رئاليسم انتقادي, جامعه شناسي معرفت علمي
دوره:  5 | شماره:  4 | تاریخ:  1392/6/13
: 36
: 0
: 3

مقاله حاضر بحثی است در مناقشه علم يا فناوری بودن \"تحقيق‌درعمليات\". تحقيق‌درعمليات مجموعه‌ای از روش‌ (روش‌شناسی)هايی است که هدف آن‌ها بهبود تصميم‌گيری در سازمان‌ها است و از اين‌رو از اهميت بسياری در سطوح دانشگاهی و کاربردی در داخل و خارج کشور برخوردار است. پرسش اصلی در اين پژوهش اين است، که علت برقراری اين مناقشه چيست؟ آيا اتخاذ موضع علم يا فناوری درباره تحقيق‌درعمليات، تغييری در آرمان‌های اوليه و اهداف آن که همانا کمک به تصميم‌گيری‌های سازمانی است ايجاد می‌کند؟ و اگر چنين است اين تأثيرگذاری چگونه صورت می‌پذيرد؟ اين مقاله در وهله نخست به مرور و بررسی مدعيات طرفين دعوی در اين مناقشه وتحليل آن‌ها می‌پردازد و سپس اهميت اتخاذ موضع علم يا فناوری در اين رشته و پيامدهای آن‌را مورد بحث قرار می‌‌دهد. در آخر پيشنهاداتی برای سياست‌گذاران علم و فناوری کشور ارايه می‌شود. کليد واژه‌ها: تحقيق‌درعمليات، علم، فناوری کلاسيک، فناوری مدرن، رئاليسم انتقادی، جامعه‌شناسی معرفت علمی

نویسندگان: پريسا رياحی, سید سپهر قاضی نوری, حجت اله حاجی حسینی
کلیدواژه ها: نظام هاي نوآوری منطقه‌ای, گونه شناسی, استان‌های ایران, یادگیری, هم‌پایی
دوره:  5 | شماره:  4 | تاریخ:  1392/6/13
: 32
: 0
: 6

مطالعات نظام‌های نوآوری، سياست‌های يکسان برای طراحی و هدايت مسير توسعه مبتنی بر نوآوری را مردود دانسته و توجه خاص به ويژگی‌های مختلف موثر بر نوآوری هر منطقه را ضروری می‌دانند. از سوی ديگر، در اين مطالعات و مخصوصا در رويکرد گسترده آن، تأکيد فراوانی بر تأثيرگذاری عوامل اجتماعی نظير اعتماد و هنجارها بر رفتار نوآوری شده است. ايران به دليل گستردگی جغرافيايی و عمق تاريخی، وجود اقوام مختلف با فرهنگ های متفاوت و در عين حال، سياستگذاری متمرکز، نمونه کميابی برای مطالعه تأثير عوامل اجتماعی بر رفتار نوآوری منطقه ای است. لذا در اين پژوهش که با هدف گونه‌شناسی رفتار نوآوری مناطق مختلف ايران، شناسايی مسير نوآوری هر منطقه و تشخيص سياست‌های مناسب آن طراحی شده است، به ويژه عوامل اجتماعی موثر بر نوآوری (نظير اعتماد و قوم گرايی) و رفتارهای اجتماعی هر منطقه (نظير يادگيری و جريان دانش) مورد توجه قرار دارد. به همين منظور، ويژگی‌های مختلف اقتصادی-اجتماعی استان‌های کشور در دو مقطع زمانی 1379 و 1386 (که در آن موقع30 استان بوده‌اند) مورد بررسی قرار گرفته‌اند. سپس عملکرد نوآوری و ويژگی‌های استانها در مقايسه با يکديگر (و بر اساس سنجه‌هايی که بعضا به طور خاص و بر حسب شرايط بومی ايران طراحی شده‌اند) مطالعه شده و برپايه شباهت‌ها و تفاوت‌های آنها گونه‌شناسی تجربی از استان‌های کشور شکل گرفته و بر اين اساس، سياست‌های خاص هر استان توصيه شده است..

نویسندگان: اميرعلی سيف الدين, اميرحسين رهبر
کلیدواژه ها: علم, حكمت, مديريت دانش, اقتصاد دانش بنيان, اسلام
دوره:  5 | شماره:  4 | تاریخ:  1392/6/13
: 48
: 0
: 5

برساخته‌ای به نام اقتصاد دانش‌بنيان در دهه‌های اخير در بين دولتمردان، کنشگران اقتصادی و دانشگاهيانِ علاقه‌مند به مباحث توسعه اقبال فروانی را به خود معطوف کرده‌است و صرف‌نظر از برخی چالش‌های نظری، ريشه در درکی عميق از اهميت دانش در خلق ارزش اقتصادی دارد. اين مقاله بر آن است تا با نگاهی نهادگرايانه به اقتصاد، به کندوکاو ظرفيت‌های دين مبين اسلام در جهت کارکردهای اساسيِ اقتصاد دانش‌بنيان (به خصوص در عرصه نهادهای غير رسمی و فرهنگی) بپردازد. رويکرد اين نوشتار، تطبيقی، تحليلی و بديهه‌گرايی است. در نهايت روشن گرديد که اقتصاد اسلامی يک اقتصاد دوستدارِ دانش است و در اين راستا تشويق‌ها و تجويزهای فراوانی دارد و به خصوص دريچه‌های گريزی از تنگناهايِ فرهنگی که مديريت دانش و اقتصاد دانش‌بنيان با آن روبه‌روست ارائه می‌دهد. خوشبختانه با اتکا به ظرفيتهای اسلام، می‌توان يک گام به پيش برداشت و ادعا کرد که بسط روحيه پرسشگری، تفکر و نقّادی توسط اسلام می‌تواند در حرکت از جامعه‌ی اطلاعات بنياد به جامعه دانش‌بنياد (در معنای دقيقِ کلمه) که می‌توان آن را حکمت‌بنيان نيز ناميد مفيد است. لذا همانقدر که پرداختن به بانکداری بدون ربا و امثال ذلک در نيل به اقتصاد اسلامی (به عنوان يک فناوری نرم) مهم است، به همان اندازه نيز استفاده از ظرفيتهای نهادی اسلام در دانش‌پايگی اقتصاد اهميت دارد و می-تواند در دنيای واقعی ارزش آفرين باشد.

نویسندگان: محمد علی زکی, علی ملکی
کلیدواژه ها: نظام نوآوري بخشي، صنعت بالادستي نفت، چرخه عمر صنعت
دوره:  5 | شماره:  4 | تاریخ:  1392/6/13
: 38
: 0
: 0
هدف از اين مقاله تحليل تحولات نظام نوآوری بخشی در صنعت بالادستی نفت و شناخت عوامل دخيل در اين تحولات می‌باشد. شواهد جمع‌آوری شده نشانگر آنست که صنعت نفت از اوايل دهه هفتاد ميلادی سه دوره متمايز را تجربه کرده است که درطی آنها شاکله معماری صنعتی و عملکرد نظام نوآوری آن دچار تغييرات زيادی بوده است. اين مطالعه نشان می‌دهد که محرک اصلی گذار از مرحله اول به دوم افت شديد قيمت جهانی نفت بوده است. اين در حالی است که عامل گذار از مرحله دوم به سوم تشکيل تقاضای کيفی متفاوت در صنعت بالادستی بوده که طی آن نياز به اجرای پروژه‌های پيچيده در محل‌های سخت و کمتر در دسترس بيشتر شده و در نتيجه فرصت‌های نوآورانه افزايش چشمگيری داشته است. بر خلاف رويکرد مرسوم در مدل چرخه عمر صنعت که صنايع بالغ را حاوی فرصت‌های نوآورانه چشمگير نمی داند، اين مطالعه نشان می‌دهد که يک صنعت بالغ و جا افتاده نيز می‌تواند به يک صنعت با فناوری بالا و حامل فرصت‌های غنی نوآوری مبدل شود که در آن بازيگران اصلی صنعت جهت پاسخ‌گويی به نيازهای فنی نو فعالانه دست به نوآوری می‌زنند. اين مطالعه همچنين بيانگر آن است که تحولات نظام‌های بخشی نوآوری را می‌توان در چارجوب تعامل ميان تغييرات معماری صنايع و پويايی‌های نوآوری تحليل نمود.