فهرست مقالات , سال 1391,دوره5 شماره 2 XML
نویسندگان: سيد سپهر قاضي نوري
کلیدواژه ها:
دوره:  5 | شماره:  2 | تاریخ:  1391/12/8
: 27
: 0
: 2
نویسندگان: ميثم نريمانی , سید سپهر قاضی نوری, طاهره میر عمادی
کلیدواژه ها: خردمایه سیاست‌گذاری, تحليل تم, شبکه تماتیک, منطق سياست
دوره:  5 | شماره:  2 | تاریخ:  1391/12/8
: 38
: 0
: 6

توصيفات کيفی در خصوص چيستی اقتصاد تطوری (تکاملی) و نيز دلالت‌های مختلف آن باعث شده است تا برداشت‌های مختلف و احيانا متضادی در اين حوزه مطرح شود. اين تکثر برداشت هم در حوزه چيستی اقتصاد تطوری و هم در خصوص دلالت‌های خاص آن در سياست‌های حوزه علم و فناوری مشهود است. به‌منظور مفهوم‌پردازی مناسب از محتوای کيفی موجود و استخراج دلالت‌های سياستی رويکرد تطوری درحوزه علم وفناوری، استراتژی طراحی و تحليل تماتيک در اين مقاله مورد استفاده قرار گرفته است. کدبندی، استخراج مفاهيم و طراحی تم‌ها به تحليل دولايه‌ای در اين خصوص منجر گرديد. در لايه اول چيستی اقتصاد تطوری و در لايه دوم دلالت‌های سياستی آن در حوزه علم و فناوری مورد توجه قرار گرفته است. در انتهای مقاله نيز مبتنی بر همين تحليل تماتيک دولايه‌ای در خصوص اقتصاد تطوری و خردمايه‌های سياستی آن، شبکه تماتيک دلالت‌های سياستی حوزه علم، فناوری و نوآوری مبتنی بر اقتصاد تطوری استخراج شده است. طرح کلان ارائه شده در اين مقاله ضمن ارائه ملاک تمايز در خصوص برداشت‌های مختلف، مبادی و خردمايه‌های اصلی سياست‌گذاری علم و فناوری در رويکرد تطوری را نشان داده و فهم دلالت‌های مشترک و غير مشترک سياستی را تسهيل می‌نمايد.

نویسندگان: غلامعلی منتظر, امير ناظمی , محسن موسوی نسب
کلیدواژه ها: نظام نخبگانی, نخبه, شناسايي, جذب, هدايت, آموزش و پرورش, به كارگيري, حمايت, الگوسازي, نگهداشت
دوره:  5 | شماره:  2 | تاریخ:  1391/12/8
: 20
: 0
: 2

در هر جامعه‌ای مجموعه‌ای از نهادها و سازکارها با موضوع نخبگی و نخبگان ارتباط و تعامل دارند، که در مجموع شکل‌دهنده يک نظام نخبگانی هستند. نظام نخبگانی در مجموع لازم است تا برخوردار از کارکردهای 1) شناسايی، 2) جذب، 3) هدايت، اعم بر آموزش و پرورش، 4) به‌کارگيری، 5) حمايت، 6) تکريم، 7) الگوسازی و 8) نگهداشت باشد. هر يک از کارکردها بر اساس فهم و ادراکی از مفهوم نخبگی و نخبه در سطح جامعه عملياتی می‌شود. پس اين درک عمومی از مفاهيم است که نهادها، ارتباطات ميان آنها و ماموريت‌های آنان را شکل می‌دهد. اما رشد و توسعه فهم مبتنی بر مطالعات و تجربيات، بازنگری در اين مفاهيم بنيادی را ضروری می‌سازد. در اين مقاله بر پايه يک تحليل سيستمی به بازانديش در مفهوم نخبه و نخبگی اقدام شده است. نتايج مطالعه نشان می‌دهد که اصلی‌ترين مشکل در رويکردهای مربوط به نظام نخبگانی، ناشی از فهم متداول از واژه نخبه است، که عمدتا مبتنی بر تيزهوشی و نهايتا استعداد درخشان استوار شده است و به ساير جنبه‌های نخبگی يعنی خبرگی و کنشگری اجتماعی توجهی نشده است.

نویسندگان: رضا عليزاده ممقانی
کلیدواژه ها: فلسفه تحلیلی, فلسفه قاره‌ای, زمینه گرایی, نامنطق گرايي, علم فلسفی, رویکرد توصیفی, گفتارنخبه
دوره:  5 | شماره:  2 | تاریخ:  1391/12/8
: 28
: 0
: 1

هدف از اين مقاله معرفی و مقايسه دو رويکرد اصلی در فلسفه علم است. رويکرد نخست که مدعی اصلی فلسفه علم است و هنوز هم نگرش رايج و اصلی در شناخت‌شناسی علم محسوب می‌شود عبارت از \"فلسفه تحليلی علم\" است. اما \"فلسفه قاره‌ای علم\" نگرشی ديگر است که به موازات نسخه تحليلی و در فضايی کاملا متفاوت و حتی گاه متناقض با رويکرد تحليلی به موضوع علم پرداخته است. در اين مقاله ضمن معرفی کلی فلسفه قاره‌ای علم که اصطلاحی کم و بيش نوين در شناخت‌شناسی علم محسوب می‌شود و بيان برخی انگيزه‌ها و مقاصد متنوع در پرداخت قاره‌ای، به يک مقايسه کلی بين اين دو نگرش پرداخته شده است. ترتيب کار از اين قرار است که ابتدا فلسفه تحليلی علم معرفی و سپس بديل قاره‌ای آن و چرايی ظهور آن در برابر رقيب تحليلی شرح داده می‌شود و در نهايت مقايسه‌ای بين برخی مولفه‌های اصلی دو رويکرد صورت می‌گيرد.

نویسندگان: احمد جعفرنژاد, علی محقر, احمد اختيارزاده
کلیدواژه ها: شركتهاي تازه تاسيس فناوري محور, شركتهاي زايشي, مدل رشد, مركز رشد, كارآفريني فناورانه, تجاري سازي نوآوري
دوره:  5 | شماره:  2 | تاریخ:  1391/12/8
: 27
: 0
: 1

انتقال دانش و فناوری از دانشگاه به صنعت به کمک شرکت‌های زايشی، راهکاری است که نزديک به يک دهه در ايران پياده‌سازی شده و به نظر می‌رسد تا به امروز خروجی‌های آن، نتوانسته موجب شکل‌گيری جنبشی اساسی در سطح صنعت شود. در اين مقاله تلاش شده تا با بررسی عميق وضعيت شرکت‌های تازه-تأسيس فناوری‌محور دانشگاهي1، به مدلی برای شناخت بهتر فرآيند رشد اين نوع شرکت‌ها و پاسخ‌گويی به سه سوال اساسی دست يافته شود: 1) چگونه می‌توان اين نوع شرکت‌ها را با رويکردی تجاری دسته‌بندی نمود، 2) اين نوع شرکت‌ها برای رسيدن به موقعيتی پايدار چه مراحلی را طی می‌کنند و 3) در هر يک از اين مراحل با چه عواملی روبرو هستند. در اين مقاله ضمن ارائه يک تقسيم‌بندی جديد از اين شرکت‌ها، با تکيه بر روش تحقيق نظريه بنيادين و مصاحبه‌های عميق با 20 نفر از مديران عامل و اعضای هيأت مديره 14 شرکت به همراه برخی از مسئولين و مديران مرکز رشد فناوری‌های پيشرفته دانشگاه شريف، مرکز رشد و پارک علم و فناوری دانشگاه تهران، در نهايت به مدلی 7 مرحله‌ای به همراه عوامل اثرگذار بر فرآيند رشد در هر مرحله دست يافته شد.

نویسندگان: علی کرمانشاه, آرش موسوی
کلیدواژه ها: نظام هاي نوآوري, تغيير مفهومي, معرفت شناسي, اقتصاد نوآوري, فلسفه اقتصاد
دوره:  5 | شماره:  2 | تاریخ:  1391/12/8
: 28
: 0
: 2

رويکرد نظام‌های نوآوری در دو دهه اخير با سرعت و در يک گستره جهانی تبديل به ابزاری برای مطالعه فرايندهای نوآورانه و چارچوبی برای سياست‌گذاری در قلمروهای علم، فناوری و نوآوری گرديده است. اين در حالی است که پرسش‌ها و ترديدهايی در باب ارزش علمی و بنياد معرفت‌شناسانه اين رويکرد، گاه و بيگاه در منابع مطرح می‌گردد و پاسخ درخوری نمی‌يابد. در مقاله حاضر تلاش می‌کنيم تا آن پرسش‌ها و ترديدها را در مرکز توجه قرار دهيم و پاسخ‌هايی روشن برای آنها فراهم آوريم. برای اين منظور مطالعه‌ای معرفت‌شناختی بر روی ماهيت و سير تکاملی رويکرد نظام‌های نوآوری انجام می‌دهيم. نقطه اتکاء اوليه ما در اين مطالعه، طبقه‌بندی نُه سطحی پاول تاگارد از اصناف تغيير مفهومی در يک انقلاب علمی و فلسفه پشتيبان آن طبقه‌بندی است. اين چارچوب نظری را برای ارائه تحليلی از انواع و درجات توسعه مفهومی در خلال نضج‌گيری رويکرد نظام‌های نوآوری مورد استفاده و آزمون قرار می‌دهيم. تحليل‌های ما نشان می‌دهند که ظهور نظام‌های نوآوری و قد علم کردن اين رويکرد در برابر نگاه استاندارد در اقتصاد نوآوری نه تنها شامل تقريباً تمام انواع توسعه مفهومی مشخص شده توسط نظريه تاگارد می‌گردد بلکه تحولاتی ريشه‌ای‌تر در اصول معرفت‌شناسانه و روش‌شناسانه تثبيت شده، نحوه اولويت‌بندی مسائل اصلی و شيوه‌های رايج تبيين و حل مساله را نيز در بر می‌گيرد.

نویسندگان: علی پايا
کلیدواژه ها: نظام نوآوري, تغييرات مفهومي, پيروي از قاعده, نظام هاي پيچيده, زيست بوم بهينه نوآوري
دوره:  5 | شماره:  2 | تاریخ:  1391/12/8
: 30
: 0
: 1

مقاله کنونی به ارزيابی نقادانه اين نکته اختصاص دارد که آيا می‌توان برای فرايند نوآوری دستورالعمل‌ها و الگوريتم‌هايی پيشنهاد کرد که با استفاده از آنها بتوان به نوآوری در زمينه‌های مختلف دست يافت. برای اين منظور ديدگاه پاول تاگارد که در آثار خود يک منطق پژوهش برای دستيابی به نواوری و توسعه را بسط داده است، مورد بررسی قرار خواهد گرفت. تاگارد از منظر معرفت شناسايی طبيعت‌گرايانه و با تکيه به تاريخ انديشه و متاثر از ديدگاه‌های کواين و کوهن کوشيده است روش‌شناسی مناسبی برای دستيابی به نوآوری و توسعه پيشنهاد کند. استدلال مقاله آن است که رويکرد تاگارد، و همه کسان ديگری که می‌پندارند برای نواوری می‌توان دستورالعمل تجويز کرد، با کاستی‌ها و نقايص فراوان روبروست و راه به جايی نمی‌برد. نواوری، تابع قاعده نيست بلکه در زمره ظرفيت و استعدادهای ظاهر شونده قرارداد که متناسب با درجه پيچيدگی نظام‌های اجتماعی-معرفتی می‌تواند در آنها ظهور کند. به اين اعتبار مناسب‌ترين راه برای کمک به ظهور اين ظرفيت ايجاد \"زيست‌بوم بهينه نواوری\" است.

نویسندگان: آرش موسوی
کلیدواژه ها:
دوره:  5 | شماره:  2 | تاریخ:  1391/12/8
: 72
: 0
: 1
نویسندگان: علی پايا
کلیدواژه ها:
دوره:  5 | شماره:  2 | تاریخ:  1391/12/8
: 28
: 0
: 1