فهرست مقالات , سال 1391,دوره5 شماره 1 XML
نویسندگان: سيد سپهر قاضي نوري(*)
کلیدواژه ها:
دوره:  5 | شماره:  1 | تاریخ:  1391/7/30
: 31
: 0
: 0

تا قبل از اين شماره، 16 مجلد از فصلنامه را منتشر کرده‌ايم و اين به معنی چاپ 112 مقاله بوده‌است زيرا استاندارد وزارت علوم،‌ حداقل تعداد مقالات هر شماره را هفت مقاله تعيين کرده‌بود. آشنايان اين حوزه می‌دانند که گردآوری اين 112 مقاله، با چه مرارت‌هايی همراه بوده ‌است زيرا برخلاف اغلب حوزه‌های علمی مثل اقتصاد يا مهندسی مکانيک که مخاطب مجلات آنها يک جامعه علمی تعريف شده و پر شمار می‌باشد، تا به حال در حوزه مديريت و سياست علم وفناوری، کارشناسانی که دقيقاً دانش آموخته اين رشته‌ها باشند بسيار معدود بود و حتی کليه اساتيد نيز در رشته‌های ديگری تحصيل کرده‌بودند. در طول بيش از چهار سال که فصلنامه منتشر می‌شد، همواره اميد داشتيم که با افزايش دانشجويان و دانش‌آموختگان اين رشته‌ها، جامعه مخاطبين ما به جرم بحرانی خود دست يابد تا جايی که ما ديگر نگرانی زيادی بابت دريافت مقالات معتبر و خوش‌ترکيب نداشته باشيم. هر چند اين آرزو تا حد زيادی در آستانه برآورده شدن است و اکنون صدها نفر نويسنده بالقوه در اين حوزه داريم، اما از سوی ديگر با مشکل راه‌اندازی چندين و چند مجله علمي– پژوهشی ديگر مواجه هستيم که هر چند هيچ کدام هنوز واقعاً منتشر نشده‌اند اما به هر حال محملی هستند که نويسندگان را به خود جلب می‌‌کنند و عجيب آنکه کميسيون نشريات وزارت علوم، به هيچ وجه به پتانسيل علمی اين حوزه توجهی ندارد و گويا هر کس چند مقاله نوشته و موفق به چاپ آنها نشده‌است می‌تواند بامراجعه به اين کميسيون، مجله‌ای علمي– پژوهشی منتشر کند. عجيب‌تر آنکه حتی انجمن علمی مديريت فناوری ايران که خود متولی اين فصلنامه هم هست و به مشکلات گردآوری مقالات با کيفيت در آن وقوف دارد، هم زمان اقدام به عقد موافقتنامه برای چاپ 2 مجله مشابه می‌کند و عملاً برای نشريه خودش رقيب می‌تراشد. به علاوه، راه‌ ساده‌تری که متأسفانه برخی نويسندگان کم حوصله دنبال می‌‌کنند ارسال مقاله به مجلات عام‌تر حوزه‌های مديريت و اقتصاد است که به دليل عدم تسلط بر محتوای علمی اين رشته، مقالات را با استاندارد بسيار پايين‌تری منتشر می‌کنند. علی‌رغم تمام اين مشکلات، فصلنامه سياست علم و فناوری نه تنها به هيچ وجه تصميم ندارد از استانداردهای خود بکاهد بلکه بر آن هستيم تا با تعريف دقيق‌تر محورهای فعاليت خود، حوزه محدودتری از مقالات را تعريف کنيم و حتی‌المقدور از چاپ مقاله در حوزه‌های پيرامونی ( که بعضاً انجام داده‌ايم) بپرهيزيم. لذا توجه نويسندگان محترم مقالات را به نکات زير جلب می‌کنيم: 1- مقاله ارسالی به اين فصلنامه بايد صرفاً در حوزه سياست‌های ملی يا بخشی علم و فناوری باشد. مقالات مربوط به مديريت بنگاه‌ها بررسی نمی‌شوند مگر در مورد بنگاه‌های ملی نظير شرکت ملی نفت ايران. 2- مقالات حوزه‌های پيرامونی نظير مديريت دانش که دقيقاً زير مجموعه مديريت فناوری نيستند از اين پس بررسی نخواهند شد، مگر اينکه مستقيماً به يک دلالت سياستی ملی علم و فناوری منجر شده‌باشند. 3- مقالات حوزه‌هايی نظير مديريت آموزش عالی يا فناوری اطلاعات بهتر است به مجلات تخصصی خود ارسال شوند. بررسی اين مقالات در فصلنامه ما، فقط در صورتی ممکن است که تحقيق مربوطه به سياستهای کلانی برای کشور منجر شده‌باشد. 4- مقالاتی با روش تحقيق کاملاً تکراری ( که متأسفانه امروزه در دانشگاه‌های ما بسيار توليد می‌شوند و صرفاً يک پيمايش پيش ‌پا افتاده انجام داده‌اند)‌ مورد نظر اين فصلنامه نيستند و فاقد نوآوری شناخته می‌شوند. 5- در برخی حوزه‌ها مانند اقتصاد سنجی، ممکن است مقاله مثلاً يک متغير رياضی جديد در مدل خود گنجانده باشد که در علم اقتصاد نوآوری به حساب آيد اما برای خوانندگان اين فصلنامه، جذاب نباشد. اين نوع مقالات هم ولو عنوان آنها با حوزه سياست علم و فناوری مربوط باشد، مطلوب نخواهند بود. 6- با توجه به تغيير آئين‌نامه نشريات علمی وزارت علوم، از اين پس حداقل تعداد مقالات هر شماره به 6 مقاله کاهش می‌يابد. به خوبی آگاه هستيم که تنگ‌تر کردن محورهای فعاليت مجله و بالا بردن استانداردهای کيفی داوری، در شرايطی که مجلات رقيب بسيار ساده‌تر برخورد می‌کنند موجب دشوارتر شدن کار ما می‌شود و برخی نويسندگان را هم گله‌مند می‌کند که چرا مقالات ما که مشابه مقالات شماره‌های قبلی هستند بررسی نمی‌شوند. اما به اين نکته هم وقوف داريم که نويسندگان برجسته و علاقه‌مند که صرفاً به چاپ مقاله به هر قيمت برای گرفتن امتياز نمی‌انديشند؛‌ همچون زرگری ماهر، قدر زر را می‌شناسند و می‌دانند که چاپ مقاله در اين فصلنامه معتبر و تخصصی به زحمتش می‌ارزد و واقعاً می‌‌تواند نقطه برجسته‌ای در کارنامه نويسنده به حساب آيد.

نویسندگان: علی ربيعی, مهناز معالی
کلیدواژه ها: موانع زيرساختي, مديريت دانش, الگوی بهبود, آموزش عالي
دوره:  5 | شماره:  1 | تاریخ:  1391/7/30
: 31
: 0
: 2

امروزه دانش چرخ‌های اقتصادی کشورها را به حرکت در می‌آورد و نگرش نسبت به دانش آکادميک و تجارت در سراسر دنيا تغيير کرده است. در همه سازمان‌ها، چه آموزشی و علمی و چه سازمان‌های توليدی و تجاری، دانش پنهانی وجود دارد که به‌عنوان منبعی مکانيکی و ايستا محسوب نمی‌شود. بيشتر سازمان‌ها برای افزايش اثربخشی و توان رقابتی خود به سمت دانش و فرآيندهای مديريت دانش روی آورده‌اند. رقابت جهانی، کم شدن کاربرد نيروی انسانی و افزايش کاربرد فناوری در انجام امور، کم شدن زمان لازم برای تجربه و کسب دانش، از دست دادن دانش در اثر خروج کارکنان و ... سبب شده تا سازمان‌ها جهت باقی ماندن در عرصه جهانی به مديريت دانش روی آورند. در اين تحقيق توصيفی-پيمايشی، با استفاده از پرسشنامه، هفت عامل \"ساختار، فرآيندهای داخلی، فناوری، فرهنگ، منابع انسانی، اندازه‌گيری و رهبری\" جهت استقرار مديريت دانش در چهار دانشگاه دولتی، آزاد و غيرانتفاعی مورد بررسی قرار گرفته است. حجم نمونه شامل افراد آگاه و متخصص در زمينه مديريت دانش و فناوری اطلاعات در دانشگاه‌های شهيد چمران اهواز، دانشگاه پيام‌نور تهران، موسسه آموزش عالی کار و واحدهای دانشگاه آزاد در تهران می‌باشد که به روش طبقه‌بندی و تصادفی ساده انتخاب گرديده‌اند. علاوه براين، به‌طور هدفمند بيست نفر از اساتيد متخصص و صاحب نظر-از هر دانشگاه 5 نفر-اين دانشگاه‌ها انتخاب و مورد مصاحبه عميق برای علت يابی قرارگرفته‌اند. يافته‌های تحقيق نشان دادند که تمامی مراکز مورد مطالعه آموزش عالی فاقد زيرساخت مناسب استقرار مديريت دانش بوده و به ترتيب عوامل اندازه گيری، رهبری، منابع انسانی، فرايندهای داخلی، فرهنگ، فناوری، ساختار از مهمترين موانع مديريت دانش می‌باشند و برای پياده‌سازی مديريت دانش در اين مراکز نياز به تقويت اين زيرساخت‌ها به ترتيب اولويت خواهد بود. در نهايت الگويی جهت بهبود و پياده‌سازی مديريت دانش متناسب با ساختار دانشگاه‌ها پيشنهاد شده است.

نویسندگان: طاهره میر عمادی
کلیدواژه ها: وابستگي به مسير, نهادها, پارادايم رانت محور, ايران, دوكانونه بودن نظام نوآوري, مدارهاي توسعه نيافتگي, شکست‌هاي سیستمی, قفل‌شدگي
دوره:  5 | شماره:  1 | تاریخ:  1391/7/30
: 26
: 0
: 1

مسير توسعه فناوری در ايران در بستر جامعه رانت‌محور اين کشور شکل گرفته است. اين مقاله می‌کوشد ضمن شرح مفهوم پارادايم جامعه رانت‌محور، نشان دهد که چگونه نهادهای بومی بازار، سلسله مراتب و همکاری تحت تاثير اين پارادايم،‌ فرآيندهای انتخاب، تکثير و بازتوليد نوآوری در ايران را تحت تاثير قرار داده و در ظهور يک نظام ملی نوآوری دوکانونه سهم داشته‌اند؛ نظامی که در درون خود يک کانون پويا در بخش صنايع راهبردی با مصرف دوگانه و يک کانون ايستا در بخش صنايع غير استراتژيک دارد. مقاله در پايان نتيجه می‌گيرد که تداوم دو کانونه بودن نظام ملی نوآوری در ايران به ايجاد شکست‌های سيستمی گذار و قفل‌شدگی نسبی بنگاه‌ها در کانون دوم انجاميده و به شکل مدارهای توسعه نيافتگی خود را بازتوليد می‌کند.

نویسندگان: محمد حسن زاده, رضا خدادوست
کلیدواژه ها: نمایه استنادی علوم, نانو فناوري, هم ‏نویسندگی بین‏ المللی, مرکزیت بینیت, شيوع نويسندگي, سيگما, اصطلاحات رایج
دوره:  5 | شماره:  1 | تاریخ:  1391/7/30
: 32
: 0
: 1

پژوهش حاضر، شبکه هم‏نويسندگی بين‏المللی پژوهشگران نانوفناوری ايران را بر حسب فراوانی هم‏نويسندگی کشورها و قاره‏ها، نخستين سال هم‏نويسندگی کشورها، تمرکز اصلی همکاری ميان کشورها، اهميت موقعيت کشورها در شبکه نحوه تکامل شبکه هم‏نويسندگی، رواج هم نويسندگی با کشورها، مطرح کردن فکر جديد توسط کشورها و علايق در حال رشد سريع با استفاده از CiteSpace (نرم‏افزار مصورسازی روندها و الگوها در متون علمی) به‌وسيله 4605 مدرک استخراج شده از نمايه استنادی علوم از طريق بخش جستجوی پيشرفته پايگاه وبگاه علوم بين سال‏های 1991 تا 2011 با عبارت جستجوی ساخته شده از اصطلاحات درخت نانوفناوری، شناسايی شده به وسيلۀ اصطلاح‌نامه اينسپک و کامپندکس، تحليل کرده است. نتايج نشان داد که پژوهشگران نانوفناوری ايران با 44 کشورخارجی هم‏نويسندگی داشته و بيش‏ترين تعداد مدارک هم‏تأليف را با قاره اروپا و کشور کانادا داشتند. بيش‏ترين همکاري‏های علمی ايران در ميان کشورهای هم‏جوار به ترتيب با کشورهای «آذربايجان»، «روسيه»، «پاکستان و ترکيه» و «عمان و امارات متحده عربي» بوده است. ايران با بقيه کشورهای هم‏جوار همکاری علمی نداشته است. از آن‏جا که کانادا کشوری پرکار از نظر همکاری بوده و دارای بيش‏ترين مرکزيت بينيت بوده است، اين کشور تاثير غالبی بر پژوهشگران نانوفناوری کشور ايران داشته است. نخستين اتصالات ايران با کشورهای غير هم‌سو با جهت مطالعاتی پژوهشگران نانوفناوری ايران در دوره پنج ساله سوم (2005-2001) اتفاق افتاده است. کشورهای با جهت مطالعاتی يکسان با کشور ايران از فعال‏ترين کشورهای مشارکت‏کننده با پژوهشگران نانوفناوری ايران تا سال 2004 بوده‏اند. از نظر پژوهشگران نانوفناوری ايران، کشور ژاپن با مقدار سيگمای 1.16 بالاترين رتبه را از نظر مطرح کردن فکر جديد به خود اختصاص داده است. \"wall-carbon-nanotubes\"، \"density-functional\"، \"fe-2-o\" و \"single-wall-carbon-nanotubes\" به ترتيب پرتکرارترين اصطلاحات مورد استفاده در بين توليدات علمی دارای بيش از يک نويسنده حوزه نانوفناوری ايران بوده است.

نویسندگان: محمود ناصری جزه, سید حبیب ا... طباطباییان, مهدی فاتح راد
کلیدواژه ها: مديريت فناوري, سياستگذاري, نقشه علم, متن‏ کاوی, تحليل هم‌رخدادي کلمات, مصورسازي
دوره:  5 | شماره:  1 | تاریخ:  1391/7/30
: 37
: 0
: 3

مديريت فناوری، دانشی است که در پيمودن مسير پيشرفت علمی و فناورانه کشور نقشی راهبردی برعهده دارد. اما رشد و توسعه‌ی اين دانش، خود مستلزم سياست‌گذاری و اين به نوبه‌ی خود، نيازمند شناخت دقيق وضعيت موجود در کشور در اين حوزه است. نقشه علم، ابزاری است که قادر است اين شناخت را برای سياست‌گذاران و مديران علم و فناوری ايجاد کند. اين‌گونه مصورسازی‌های حوزه‌های علمی، درصدد فهم وضعيت دانش موجود و هدايت سياست‌های علمی‌اند؛ اگرچه اين پژوهش‌ها به خودی خود پيشنهادات و يا گزينه‌های سياستی خاصی ارائه نمی‌کنند. در اين پژوهش، با گردآوری ‌ بيش از 1600چکيده «مقاله چاپ شده در مجلات، مقاله ارائه شده در کنفرانس‌ها، پايان‌نامه‌های دانشجويی و کتب» به زبان فارسی در حوزه مديريت فناوری ـ که از فروردين ماه سال 1380 تا شهريور ماه سال 1389 نوشته شده‌اند ـ و تحليل آن‌ها با استفاده از روش «تحليل هم‌رخدادی کلمات»، نقشه مفهومی رشته مديريت فناوری (تشکيل شده از 54 مفهوم) حاصل شده و سپس با استفاده از نرم‌افزار مصورساز VOSviewer، به‌صورت گرافيکی در فضايی دو بعدی ترسيم شده است. در اين نقشه دو بعدی، می‌توان به «حجم دانش موجود در کشور و نحوه‌ی پراکندگی آن در هر زيرحوزه از اين رشته» و «ميزان ارتباط اين زيرحوزه‌ها با يکديگر در دانش موجود کشور» پی برد. اين نقشه، از نوع نقشه‌های بر اساس فاصله است که در آن، فاصله کمتر بين دو مفهوم، نشان‌دهنده ارتباط قوی‌تر بين آن دو و مساحت بزرگتر دايره مربوط به هر مفهوم، بيان‌کننده ميزان اهميت آن مفهوم در دانش موجود کشور است. همچنين نقشه چگالی ترسيم شده، بخش‌های مهم‌تر هر نقشه را به خوبی نمايان می‌کند. بر اساس نقشه حاصل شده از تحليل کل مدارک، «تحقيق و توسعه، نوآوری، مديريت دانش، سياست‌گذاری صنعتی، تجاری‌سازی فناوری، و سياست‌گذاری علم و فناوري» پرکاربردترين موضوعات در دانش مديريت فناوری در ايران هستند.

نویسندگان: محمد رضا آهنچيان
کلیدواژه ها: آموزش عالي, توسعه, برنامه ريزي منطقه اي, سياست علم و فناوري
دوره:  5 | شماره:  1 | تاریخ:  1391/7/30
: 32
: 0
: 3

اين پژوهش با هدف مطالعۀ رابطۀ آمايش آموزش عالی و سياست‌های توسعه علم و فناوری کشور انجام شد. از آنجا که طرح و اجرای مطالعات آمايش بايد با اتّکا به نقشۀ کلان توسعه علم و فناوری کشور صورت بگيرد و دستاوردهای آمايش بايد پشتيبان سياست‌های توسعۀ علم و فناوری کشور باشد، اين تحقيق با مراجعه به يک مدل سياست‌گذاری (تصميم‌گيری) و با کمک روش تجربه‌نگاری، طرح و اجرای برنامۀ آمايش آموزش عالی کشور در سال‌های 1389 و 1390 را با رويکردی انتقادی، بازنگری کرده است تا حلقه‌های مفقوده يا نقاط گسست نظری و عملی آمايش و سياست‌های توسعۀ علم و فناوری کشور را شناسايی و معرفی کند. در اين راستا، گسست‌ها به دو دستۀ نظری و عملی تقسيم شده‌اند: در طبقۀ گسست‌های نظری، خلاء‌های فلسفی، روش‌شناختی، و مفهوم‌پردازانه آمايش مورد توجه قرار گرفت و در طبقۀ عملی، گسست‌ها در دو سطح کلان و خرد، شناسايی و معرفی شدند. در سطح کلان، روشن شد که تأثيرپذيری برنامه‌های توسعۀ علم و فناوری از جريان‌های کنترل‌کنندۀ نظام بوروکراتيک مرکزی، بر محورهای پيوند آمايش با سياست‌های توسعه اثر می‌گذارد. در سطح خرد نيز مؤلفه‌هايی چون سرمايه انسانی خبرۀ درگير در آمايش؛ اعتبار و مرجعيت اسناد حامل سياست‌های علم و فناوری و قابليت استخراج دلالت‌های مربوطه؛ عزم قراردادن بنيان توسعۀ آموزش عالی بر مطالعات آمايش و اخذ تصميمات قاطع در اين‌باره؛ و کيفيت تفويض اختيار به کميته‌های آمايش، از جمله عوامل مؤثر در گسست، معرفی شدند. مقاله با تلخيص آموزه‌های کليدی تجربۀ مشارکت در آمايش آموزش عالی کشور به پايان رسيده است.

نویسندگان: ابوالفضل شاه آبادی, حميد سپهر دوست, آمنه جامه بزرگی
کلیدواژه ها: مهاجرت نخبگان, حقوق مالكيت فكري, سرمایه انساني, ايالات متحده آمريکا, پانل ديتا
دوره:  5 | شماره:  1 | تاریخ:  1391/7/30
: 38
: 0
: 2

نخبگان علمی به مثابه اصلی‌ترين رکن بنگاه‌های توليد دانش نظير دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها، بيشترين نقش را در فرآيند توسعه جوامع ايفا می‌کنند. لذا مهاجرت تحصيل‌کردگان و متخصصين، کشور را به سمت توسعه نيافتگی سوق می‌دهد و شکاف آن‌را با کشورهای توسعه يافته عميق‌تر می‌کند. يکی از موضوعاتی که بر جريان خروج نخبگان از کشورهای درحال‌توسعه تاثير قابل توجهی دارد، نظام حقوق مالکيت فکری می‌باشد. حقوق مالکيت فکری از طريق ايجاد فضای مناسب اقتصادی برای فعاليت نخبگان نقش بسيار مهمی در مهاجرت نخبگان ايفا می‌کند. چراکه حمايت از حقوق مالکيت فکری موجب تشويق، تقويت و اشاعه فعاليت‌ها و خلاقيت‌های علمی، تحقيقاتی، صنعتی، فکری و هنری و در نهايت باعث کاهش انگيزه مهاجرت نخبگان خواهد شد. در همين راستا هدف اين مطالعه بررسی تاثير حمايت از حقوق مالکيت فکری بر مهاجرت نخبگان از دو گروه کشورهای منتخب درحال توسعه و توسعه يافته به ايالات متحده آمريکا طی دوره زمانی 1996-2009 با رهيافت پانل ديتا متوازن می‌باشد. يافته‌های مطالعه حاکی از آن‌ است‌ که حمايت از حقوق مالکيت فکری ارتباط منفی بر مهاجرت نخبگان در در هر دو گروه کشورهای درحال توسعه و توسعه يافته دارد. متغير انباشت مهاجرت نخبگان و شکاف رفاهی مابين کشورهای مبدا و مقصد به‌طور مثبت مهاجرت نخبگان را متاثر می‌کند. متغير سرمايه انسانی نيز در کشورهای توسعه يافته ارتباط مثبت و معنادار و در کشورهای درحال توسعه ارتباط منفی و معناداری بر مهاجرت نخبگان دارد. همچنين کنترل فساد به‌طور منفی مهاجرت نخبگان را تحت تاثير قرار می‌دهد.