فهرست مقالات , سال 1391,دوره4 شماره 3 XML
نویسندگان: سيد سپهر قاضي نوري(*)
کلیدواژه ها:
دوره:  4 | شماره:  3 | تاریخ:  1391/3/9
: 21
: 0
: 0
نویسندگان: پوراندخت نيرومند , فاطمه ميرجليلی, جهانيار بامداد صوفی
کلیدواژه ها: نانو فناوري, استراتژي فناوري, سرمايه انساني, تامين مالي, محيط سازماني, شبكه سازي, استراتژي كسب و كار, نهادهاي حمايتي
دوره:  4 | شماره:  3 | تاریخ:  1391/3/9
: 35
: 0
: 4

شرکت‌های نوپای فناوری بنيان و از جمله نانو فناوری در ايجاد فرصت‌های شغلی، توسعه اقتصادی منطقه و تجاری‌سازی فناوری‌ها اهميت به‌سزايی دارند. در اين تحقيق عوامل لازم برای شکل‌گيری اين شرکت‌ها شناسايی و اولويت‌بندی شده است. بدين منظور ابتدا تحقيقات انجام شده بين‌المللی و داخلی بررسی شده است. بر اساس نتايج محققان قبلی، عوامل لازم در 9 مؤلفه و 83 شاخص در قالب يک پرسشنامه طبقه‌بندی شدند. سپس پرسشنامه در ميان 200 نفر از اعضاء جامعه آماری از جمله مديران و خبرگان اين شرکت‌ها، اساتيد دانشگاه و خبرگان انجمن‌های حوزه فناوری توزيع شد. در مرحله بعد نقش هر يک از مؤلفه‌ها و شاخص‌ها با استفاده از ضرايب بدست آمده از تحليل عاملی تأييدی و وزن‌دهی بررسی شد. از آنجا که هدف اين تحقيق، مشخص کردن عوامل مؤثر بر شکل‌گيری شرکت‌های نوفناوری بنيان نانو و اولويت‌بندی آنها در کشور است، تحقيقی کاربردی به شمار می‌رود. نتايج نشان می‌دهد 59 شاخص از ميان 83 مورد، موثر بوده و 10 شاخص تيم مديريت، هشت شاخص کارکنان، دو شاخص راهبرد کسب و کار و يک شاخص راهبرد فناوری کم اثر بوده‌اند. طبق نتايج بدست آمده از روش ضريب عاملی و همچنين روش وزن‌دهی عوامل، مؤثرترين مؤلفه‌های مورد نياز به ترتيب: نهادهای حمايتی، محيط سازمانی، سياست‌های حمايتی دولت، کارکنان شرکت، شبکه‌سازی، تأمين مالی، راهبرد کسب و کار، تيم مديريت و راهبرد فناوری بودند.

نویسندگان: آزاده حيدری , محمد حسن زاده, نجلا حريری, فاطمه نوشين فرد
کلیدواژه ها: ترويج علم, سياست گذاري, پياده سازي, سازوكار ملي, ايران
دوره:  4 | شماره:  3 | تاریخ:  1391/3/9
: 31
: 0
: 3

به منظور تعيين بهترين شيوه سياست‌گذاری و پياده‌سازی فرايند ترويج علم در کشور، ارائه سازوکاری ملی با توجه به چالش‌ها، ضروريات و نيازهای يک کشور اجتناب‌ناپذير است. در اين پژوهش تلاش شده است به‌طور ويژه، به اين مهم پرداخته شود. بدين منظور جامعه پژوهش شامل 60 تفر از صاحبنظران حقيقی و حقوقی در کشور که هريک به نوعی برای ترويج علوم در کشور فعاليت می‌کنند مورد مراجعه قرار گرفته‌اند. داده‌ها توسط تلفيقی از روش‌های پژوهشی اعم از اسنادی-کتابخانه‌ای و پيمايشی گردآوری شده است. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه (محقق ساخته) و روش نمونه‌گيری، هدفمند و گلوله‌برفی بوده است. تعيين بهترين شيوه سياست‌گذاری و پياده‌سازی ترويج علم در کشور همزمان با ترسيم و تعريف سازوکار ملی ترويج علم، يکی از مهمترين نکات مورد نظر در اين مقاله بوده است. قابل ذکر است پس از جمع‌آوری و تحليل داده‌ها و ترسيم سازوکار اوليه، تعدادی از صاحبنظران در طرح پرسش از خبرگان (دلفی) شرکت کرده و به بازبينی، اصلاح و تاييد سازوکار پرداختند. به منظور شناسايی بهترين روش‌های به کار گرفته شده و الگوگيری از روش‌های موفق ساير کشورهای پيشرو در اين زمينه، مطالعاتی در سطح بين‌المللی نيز صورت گرفته است. تحليل يافته‌ها نشان داد که «سياست‌گذاری متمرکز ملی (شورايی و هيات امنايی) و پياده‌سازی غيرمتمرکز» بهترين شيوه برای سازوکار ملی ترويج علم از ديد پاسخگويان است. طبق اين مدل از سياست‌گذاری، شورايی از سياست‌گذاران به سياست‌گذاری کلان می‌پردازند و ساير نهادها نيز ضمن تعامل با اين شورا، به پياده‌سازی فرايندهای ترويج علم می‌پردازند.

نویسندگان: رضا بندریان, داود کريمی دستجردی, احمد جعفرنژاد
کلیدواژه ها: مديريت استراتژيك, سازمان هاي پژوهش و فناوري مستقل, محيط با تغييرات سريع فناورانه, مدل فرآيندي مديريت راهبردي, رويكرد توانمندي هاي پويا
دوره:  4 | شماره:  3 | تاریخ:  1391/3/9
: 38
: 0
: 2

با توجه به عدم توفيق سازمان‌های پژوهش و فناوری در ايفای نقش و رسالت خود و در نتيجه عدم اثربخشی آنها از يک سو و افزايش فشارها برای پاسخگويی از سوی ديگر، سازمان‌های پژوهش و فناوری نيازمند تقويت مديريت راهبردی خود به منظور تبديل شدن به سازمان‌های موثر، کارآمد و هدف‌گرا برای نوآوری و توسعه فناوری می‌باشند. براين اساس موضوعی که مطرح می‌شود اين است که مفهوم راهبرد در سازمان‌های پژوهش و فناوری چيست و الگوی مناسب برای مديريت راهبردی توسعه فناوری اين سازمان‌ها چگونه است. اين تحقيق براساس روش «تحقيق آميخته» از نوع «طرح تحقيق آميخته اکتشافی متوالي» انجام می‌گيرد. در مرحله اول براساس روش شناسی تئوری برخاسته از داده‌ها به تبيين مفهوم راهبرد در سازمان‌های پژوهش و فناوری و ارائه مدلی برای مديريت راهبردی توسعه فناوری در سازمان‌‌های پژوهش و فناوری مستقل براساس مصاحبه‌های نيمه‌ساختار يافته با مديران و افراد مرتبط، پرداخته شده است. مدل توسعه يافته مبتنی بر رويکرد توانمندی‌های پويا به مديريت راهبردی و مدلی فرايندی است که در برگيرنده شش مقوله اصلی «تعيين حيطه فعاليت و چشم انداز»، «تعيين اهداف دانشی فناورانه سازمان»، «متوازن‌سازی فعاليت‌‌های اکتشاف و بهره‌برداري»، «ره‌نگاشت ترکيبی مسيرهای فناورانه»، «فرايندها، منابع و توانمندی‌‌های سازمان‌‌های پژوهش و فناوري» و «انتقال دستاوردها» است. سپس با استفاده از روش تحقيق مطالعه چند موردی، در مورد يافته‌های سه مطالعه عميق موردی براساس مدل توسعه يافته در مرحله اول که در سازمان‌های پژوهش و فناوری منتخب مرتبط با صنعت نفت به اجرا درآمد به تبيين مدل پرداخته شد و براساس آن شواهدی برای پشتيبانی و تائيد مدل توسعه يافته، گردآوری گرديد.

نویسندگان: محمد رضا آراستی, جواد نوری , مهدی خالقی , مرضيه رستمی
کلیدواژه ها: راهبرد فناوري در سطح گروه, راهبرد تنوع, همراستايي راهبردهاي كلان و فناوري در سطح گروه, مطالعه موردي, تحليل تم, شركت ايران خودرو
دوره:  4 | شماره:  3 | تاریخ:  1391/3/9
: 40
: 0
: 3

همراستايی ميان راهبرد فناوری و راهبرد کلان در بنگاه‌های اقتصادی، يکی از مباحث مهم در حوزه مديريت فناوری را به خود اختصاص می‌دهد. اين موضوع در بنگاه‌های بزرگ که دارای کسب و کار متنوع هستند از اهميت ويژه‌ای برخوردار است؛ زيرا شرکت‌های دارای کسب و کار متنوع به دليل برخورداری از دارايی‌های فناورانه مختلف نيازمند يک برنامه جامع و کلان راهبردی در زمينه فناوری هستند. عليرغم اين اهميت، تعداد اندکی از پژوهش‌ها به همسويی راهبرد فناوری با راهبرد کلان در شرکت های دارای کسب و کار متنوع پرداخته‌اند. در مقاله‌ای که توسط همين نويسندگان در شماره سوم از سال دوم فصلنامه سياست علم و فناوری به رشته تحرير درآمده، مباحث نظری اين موضوع مطرح شده و مورد بحث قرار گرفته است. همچنين در همان مقاله، بر مبنای مطالعه ادبيات و بر اساس رويکرد قياسی و با استفاده از روش تحليل محتوا، يک چارچوب نظری برای توضيح اين ارتباط ارائه شده است. هدف مقاله حاضر بررسی کاربرد پذيری چارچوب نظری توسعه داده شده در عمل از طريق موردکاوی گروه صنعتی ايران خودرو است؛ که يکی از شرکت‌های دارای کسب و کار متنوع در ايران به‌شمار می‌رود. برای اين منظور اطلاعات مورد نياز پژوهش علاوه بر مشاهده محققين از پديده مورد مطالعه و بررسی مستندات مرتبط، از طريق مصاحبه با جمعی از مديران ارشد و کارشناسان خبره گروه صنعتی ايران خودرو حاصل شد. سپس اين اطلاعات مورد تجزيه وتحليل تم قرار گرفت و وضعيت فعلی راهبرد کلان گروه، محتوا و خروجی های راهبرد فناوری گروه و نحوه تأثير پذيری آن از راهبرد کلان در قالب چارچوب قبلی توصيف و تبيين شد. همچنين چارچوب قبلی در برخی موارد تکميل و تعميق شده است که می‌تواند مبنای مطالعات آتی قرار گيرد.

نویسندگان: محمد علی بحرينی زارج, فاطمه صالحی يزدی, زهرا ابوالحسنی
کلیدواژه ها: فناوري نانو, زنجيره ارزش, نانو مواد, نانو ابزارها, شركت هاي واسطه فناوري
دوره:  4 | شماره:  3 | تاریخ:  1391/3/9
: 43
: 1
: 2

هدف اين مطالعه بررسی و شفاف سازی وضعيت شرکت‌های فناوری نانو ايرانی مبتنی بر جايگاه آن‌ها در زنجيره ارزش است. به اين منظور رفتار کسب و کاری هر کدام از شرکت‌های فناوری نانو در بازه زمانی از ابتدای سال 1387 تا انتهای سال 1389 مورد مطالعه قرار گرفته است. اين پژوهش، يک مطالعه توصيفی است که با استفاده از مفهوم زنجيره ارزش، قصد توصيف صنعت در حال شکل‌گيری نانو را دارد. در اين تحقيق روش پيمايش طولی مورد استفاده قرار گرفته و در يک تمام شماری، کليه شرکت‌هايی که به‌عنوان شرکت‌های فعال در حوزه فناوری نانو مورد مطالعه قرار داده است. جهت جمع آوری. داده‌ها، از مصاحبه‌های نيمه ساخت يافته، در سطح شرکت‌های نانو، مشتريان آن‌ها، شرکت‌ها يا سازمان‌های همکار آن‌ها مانند آزمايشگاه‌ها يا مراکز تحقيق و توسعه يا دانشگاه‌ها، مستندات رسمی و غيررسمی شرکت‌ها، مدارک، مکاتبات و گزارش‌های شرکت‌ها استفاده شد. تحليل داده‌های جمع‌آوری شده نشان می‌دهد رويکرد کلی شرکت‌ها در حوزه فناوری نانو عرضه محور بوده است تا تقاضا محور. همچنين بعضی از شرکت‌های بالادستی زنجيره، فعاليت خود را به سمت توليد محصول نهايی گسترش داده و به فعاليت در پايين‌دستی زنجيره مشغول شده‌اند. نتايج تحقيق نشان می‌دهد وضعيت اقتصادی صنايعی که محصولات خود را با نانو بهينه کرده‌اند، از منظر سودآوری، بازگشت سرمايه و گردش مالی بهتر از شرکت‌های در ابتدا يا ميانه زنجيره ارزش است. اين مطالعه تصوير مناسبی از فعاليت شرکت‌های فناوری نانو برای سياست‌گذاران و فعالان کسب و کار فراهم کرده و تقويت شرکت‌های واسطه نانويی و شرکت‌های صنعتی علاقمند به توليد مبتنی بر فناوری نانو و همچنين شراکت‌های راهبردی بين صنعت و شرکت‌های نانويی را توصيه می‌کند.

نویسندگان: محمد امین قانعی راد, امير محترمی
کلیدواژه ها: شوراي عالي علوم، تحقيقات و فناوري, سياست گذاري سياست علم و فناوري, ساختار سازماني, پشتيباني پژوهشي, پشتيباني اجرايي
دوره:  4 | شماره:  3 | تاریخ:  1391/3/9
: 44
: 0
: 2

به موجب قانون برنامه سوم، شورای‌عالی علوم، تحقيقات و فناوری(عتف) به‌عنوان نهاد سياست‌گذاری و تصميم‌گيری در زمينه‌های مزبور پيش‌بينی گرديد که دبيرخانۀ آن بايد در وزارت عتف تشکيل شود. اکنون اين سوال وجود دارد که ساختار دبيرخانۀ شورايعالی عتف را چگونه می‌توان طراحی کرد که بتواند با برخورداری از ظرفيت‌های دوگانۀ پژوهشی و اجرائی و ارتباط مناسب با شورای‌عالی و بدنه علم و فناوری کشور در زمينۀ تحقق وظائف مورد انتظار قانونی گام‌های اساسی را بردارد؟ اين پژوهش برای پاسخ‌گوئی به اين سوال اساسی از چهار روش اصلی بررسی اسنادی، تجزيه و تحليل وظايف، مصاحبه‌های نيمه ساخت‌يافته و تشکيل گروه‌های متمرکز استفاده می کند.در اين مطالعه با توجه به چارچوب مفهومی و پس از مصاحبه با 20 نفر از صاحبنظران و بر مبنای تحليل ديدگاه‌های آنان 12 سناريوی ساختاری در قالب سه الگوی استقلال سازمانی، وابستگی سازمانی و ادغام سازمانی بين دو کارکرد پژوهشی و اجرائی طراحی گرديد. به دنبال طراحی و ترسيم ساختارهای مرتبط با اين سناريوها، يافته‌های ساختاری با تشکيل دو گروه متمرکز با حضور 53 نفر از صاحبنظران و ذينفعان مورد بررسی و نظرسنجی قرار گرفتند که بر اساس آن تشکيل «سازمان سياست علم و فناوری کشور» مبتنی بر الگوی ادغام سازمانی بين دو کارکرد با مقياس‌های بزرگ به‌عنوان مطلوب‌ترين سناريوی ساختاری برای پشتيبانی پژوهشی و اجرائی شورايعالی عتف انتخاب و در عين حال نقاط ضعف و قوت آن در نشست‌های مزبور از سوی متخصصان و صاحبنظران مورد ارزيابی قرار گرفتند.در بخش پايانی مقاله، با توجه به ارزيابی‌های صاحبنظران از الگوی ساختاری منتخب برخی از پيشنهادات اجرايی برای استقرار و بهبود آن ارائه می‌گردد.

نویسندگان: سيد حميد خداداد حسينی, پريسا رياحی, مينا نـــوری
کلیدواژه ها: سياست نوآوري, نظام نوآوري, فناوري هاي متوسط و پايين, كشورهاي در حال توسعه, برنامه هاي توسعه اقتصادي ايران
دوره:  4 | شماره:  3 | تاریخ:  1391/3/9
: 31
: 0
: 6

نوآوری مسيرحرکت به‌سوی جامعه دانشی را می‌سازد. متداول‌ترين رويکرد پيشبرد نوآوری، توجه به فعاليت‌های تحقيق و توسعه و فناوری‌های پيشرفته است. اين واقعيت که سهم بنگاه‌های صنعتی دارای فناوری‌های متوسط و پايين در توليد و رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه بسيار بيشتر از بخش فناوری پيشرفته است، تناسب اين رويکرد با شرايط کشورهای در حال توسعه زير سئوال می‌رود بويژه آن‌که نوآوری پديده‌ای فراگير است و در تمام بخش‌ها صرفنظر از نوع فناوری می‌تواند ظهور کند. کمبود توجه سياست‌گذاران به بنگاه‌های دارای فناوری متوسط و پايين موجب افزايش عقب‌ماندگی آنها شده و شکاف فناوری کشورهای در حال توسعه را بيشتر می‌کند. در اين مطالعه با پيش‌فرض ضرورت ارتقاء نوآوری در کليه بخش‌های اقتصادی و با توجه به ساختار غالب صنعتی هر کشور، تلاش شده تا از طريق بررسی ديدگاه‌های نظری و مطالعات تجربی، استراتژی‌های مناسب نوآوری در کشورهای در حال توسعه تشخيص داده شود. پس از استخراج چارچوب سياستی مناسب، به بررسی سياست‌های برنامه‌های پنج‌گانه توسعه ايران پرداخته و پيشنهاداتی برای بهبود سياست‌های نوآوری ايران ارائه شده است. نتايج تحليل محتوی اين اسناد نشان‌دهنده وجود اريب عرضه‌محور و عدم توجه کافی به بخش‌های فناوری متوسط و پايين در سياست‌های نوآوری ايران است.

نویسندگان: محسن بهرامی
کلیدواژه ها:
دوره:  4 | شماره:  3 | تاریخ:  1391/3/9
: 32
: 0
: 0