فهرست مقالات , سال 1389,دوره3 شماره 2 XML
نویسندگان: سيد سپهر قاضي نوري
کلیدواژه ها:
دوره:  3 | شماره:  2 | تاریخ:  1389/12/16
: 44
: 2
: 5

پس از حمد و ثنای خدای يگانه و درود به رسول فرزانه؛ از آنجا که اين ويژه‌نامه را (که اولين تجربه اين گونه‌ای برای فصلنامه ‌است) به سياست‌گذاری فناوری اطلاعات و مديريت دانش اختصاص داده‌ايم، در سر مقاله آن نيز به موضوع مديريت دانش و فقدان چرخه آن در دانشگاه‌ها می‌پردازيم. واقعيت آن است که عليرغم تمام تحولات سال‌های اخير، هنوز هم هويت آموزشی بر دانشگاه‌های ما غلبه دارد و تراکم منحصر به فرد قابليت‌های نخبگی و نيروی جوان آن عمدتاً بر فعاليت‌های آموزشی تمرکز يافته‌است. امادر حوزه پژوهش، هنوز هم دانشگاه در يک چرخه باز قرار دارد و لذا قابليت‌ها، دانش بومی و فناوری‌های حاصل شده در آن رسوب نمی‌کند. از اينجاست که می‌بينيم که تعداد کثيری از پروژه‌های قرارداد شده با دانشگاه‌ها به نتيجه قابل قبول و نهايی (يعنی حل مشکل کارفرما) نرسيده و عجيب‌تر آنکه در مواردی هم که به شکل استثنا و (عمدتاً به مدد توانمندی و يا پيگيری يکی از اعضای هيات علمی) جواب خوبی به دست آمده‌است،‌ نتيجه حاصله، قابل تکرار، توسعه و اشاعه توسط سايرين نيست زيرا دانش حاصله را نتوانسته‌ايم تدوين و جذب کنيم. شايد علت آن است که مديران و پژوهشگران ما، عمدتاً توجه ندارند که علم بر ساخته‌ای اجتماعی است که در شبکه‌ای ناهمگن و نامتجانس از آدم‌ها، نهادها، اشياء، ابزارها، قوانين، هنجارها و غيره رشد و عمل می‌کند. پژوهش هم صرفاً يک عمل معرفتی فنی- آکادميک نيست بلکه يک فرآيند اجتماعی نامتجانس است که کنشگران آن از طريق شبکه‌سازی با کنشگران اجتماعی، فرهنگی، مدنی، دولتی، بازار و حوزه عامه و رسانه، فعاليت می‌‌کنند و اين تعاملات شبکه‌ای، انواع برخوردهای رقابتی يا همکارانه را در خود جای می‌دهد. پس بسيار ساده‌انديشی است اگر پژوهشگر ما گمان ‌کند که می‌تواند در محيط انکوباتوری دانشگاه و آزمايشگاه خود تحقيق کند و از بکار گرفته نشدن آن توسط مديران بنالد. اين رفتار بدان می‌ماند که مادری فرزند نارس درون رحم خويش را در پنج ماهگی به دنيا آورد و رها کند؛ فرزندی که اگر هم اتفاقا توسط پرستاران دلسوز و به ياری انکوباتورهای مصنوعی زنده بماند برای هميشه نياز به دريافت کمک از سايرين خواهد داشت و نمی‌تواند به بالندگی و رشد انسان‌های عادی دست يابد. چنين مادری هم هرگز نخواهد توانست مديران بيمارستان را مسئول مشکلات فرزند خود قلمداد نمايد. دانشگاهيان ما بايد زنجيره ارزش فعاليت‌های خود را خوب بشناسند و بتوانند که هر مرحله از اين زنجيره ارزش‌ساز، منطق و قواعد خاص خود را دارد و نميتوان با اتکا به قواعد مراحل اول زنجيره‌ (مثلاً داشتن مقالات متعدد)، در مراحل انتهايی زنجيره (مثلاً برنده شدن يک مناقصه بزرگ فناورانه) هم موفق بود. طبيعی است که همه دانشگاهيان و نخبگان هم نمی‌توانند به شکل انفرادی در تمام زنجيره مزبور، موفق باشند و دانشگاه بايد در اشکال گوناگون، اين سرمايه‌های انسانی را در ظرف‌های مختلف در کنار هم قرار دهد تا آنها متناسب با نياز هر مرحله از زنجيره ارزش‌ساز، هويت پيدا کنند و از عناصر منفرد نخبه، ظرفيت‌های کارآمد و اثربخش آفريده شود. با اين ترتيب، کليه کارکردهای متنوع نظام نوآوری: نظير کارآفرينی، خلق دانش، هدايت جريان نوآوری، اشاعه دانش، تخصيص منابع، شکل‌دهی بازار و ائتلاف و مشروعيت بخشی به فعاليت‌های نوآورانه، در جای خويش و به صورت مکمل هم شکل می‌گيرند و مدل‌های موفقی از کسب و کارهای پژوهشی، جلوی روی جامعه قرار خواهد گرفت. برای اين منظور دانشگاه‌ها به ساختارهای جديد و منعطف و مقررات نوينی نياز دارند. جايگاه‌های مديريتی و شغلی ما در دانشگاه‌ها، تا به حال فقط بر روی خلق دانش (يعنی يکی از کارکردهای فوق) تمرکز داشته‌اند. سازمان‌دهی جديدی نياز است تا بتوانيم برای همه اين کارکردها، مديران و مسئولانی در دانشگاه‌ها داشته باشيم و از آنها برای خلق ثروت (و نه تقسيم متداول بودجه‌های دولتی) بهره بگيريم.

نویسندگان: پیمان اخوان, النوش اوليايی, نسرين دسترنج ممقانی, فاطمه ثقفی
کلیدواژه ها: مديريت دانش, عوامل موفقيت, چرخه مديريت دانش
دوره:  3 | شماره:  2 | تاریخ:  1389/12/16
: 35
: 0
: 6

امروزه دانش به عنوان يک سرمايه و دارايی غيرملموس جايگاه مهمی در سازمان‌ها پيدا کرده است. به‌کارگيری هرچه بهتر و موثرتر دانش سازمانی به صورت سازمان‌دهی شده و مديريت شده و تلفيق آن در فرهنگ سازمانی، پيشرفتی قابل توجه از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سازمان‌ها ايجاد می‌کند. اما از سوی ديگر مديريت دانش ناموفق هم می‌تواند هزينه هنگفتی را به سازمان تحميل کند. بنابراين شناخت عوامل موفقيت مديريت دانش و به‌کار بردن آنها می‌تواند راهنمايی برای مديريت بهتر آن باشد. عوامل موفقيت مديريت دانش در سازمان‌ها از زوايای مختلف در تحقيقات گوناگون مورد بحث و بررسی قرار گرفته و مورد کاوی‌های مختلفی در سازمان‌ها و شرکت‌ها در جهان برای بررسی اين عوامل صورت گرفته است. در اين مقاله سعی شده تا با ديدگاهی متفاوت اين عوامل در چرخه مديريت دانش يعنی کسب و توليد دانش، عرضه و به اشتراک‌گذاری دانش و به کارگيری دانش استخراج شده و چارچوبی برای اين عوامل ارائه شود. همچنين اولويت اين عوامل در هر مرحله با استفاده از آزمون‌های مناسب آماری مشخص می‌شود. بر اساس نتايج به دست آمده از اين تحقيق، 17 عامل رتبه اول تا هفتم را در بين عوامل اولويت‌دار در سه مرحله فرايند کسب، عرضه و به کارگيری دانش به خود اختصاص داده‌اند و از ميان آنها، عوامل مشوق‌های انگيزشی مناسب، حمايت مديريت ارشد، يادگيری مداوم و فضای آزاد سازمانی بيشترين فراوانی را در هر سه فرايند داشته‌اند.

نویسندگان: سيد کامران باقری , مريم توکلی مقدم , سعيد شوال‌پور, حميد عزيزی مرادپور
کلیدواژه ها: صنعت نرم افزار, حقوق مالكيت فكري, ثبت اختراع, سياستگذاري فناوري, ايران
دوره:  3 | شماره:  2 | تاریخ:  1389/12/16
: 38
: 0
: 2

در مسير حرکت به سوی يک جامعه دانش‌‌بنيان که از اهداف سند چشم‌انداز 20 ساله جمهوری اسلامی ايران است، صنعت نرم‌افزار به عنوان صنعتی دانش‌بنيان و متکی به فکر و تخصص می‌تواند جايگاه ويژه‌ای داشته باشد. در همين راستا توسعه و صادرات محصولات نرم افزاری می تواند مورد توجه سياست‌گذاران ملی در حوزه فناوری قرار گيرد. يکی از عوامل بسيار مهم و تاثير گذار بر شکوفايی صنعت نرم افزار و فناوری های مربوطه، نظام مالکيت فکری است و به همين دليل نوع نگاه اين نظام به ويژگی های اين صنعت از جمله دل نگرانی‌های سياست‌گذاران فناوری در سطح ملی به شمار می‌رود. در اين مقاله انواع روش‌های حفاظت از دارايی‌های فکری محصولات نرم افزاری به اختصار معرفی شده و سپس مزايا و کاستی‌های کسب حفاظت از راه سازوکار ثبت اختراع در مقايسه با ديگر روش‌ها مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. در ادامه، ظرافت‌ها و پيچيدگی‌های مرتبط با ثبت اختراعات نرم افزاری در نظام‌های حقوقی گوناگون و عمق دقيق حفاظت اختراعی از نرم‌افزارها در ايران بررسی شده است. سپس گستره و عمق نوآوری‌ها در صنعت نرم‌افزار ايران مورد ارزيابی قرارگرفته تا نياز به حفاظت اختراعی در صنعت نرم افزار ايران و کفايت حفاظت‌های قانونی موجود ارزيابی گردد. در آخر، نارسايی‌های موجود در زمينه حفاظت از اختراعات نرم‌افزاری معرفی می‌گردند.

نویسندگان: محمد توكل, رضا قاضی نوری نائينی
کلیدواژه ها: ICT, صنعت, آمادگي الكترونيكي, زيرساخت, مدل RAI, موانع
دوره:  3 | شماره:  2 | تاریخ:  1389/12/16
: 49
: 0
: 1

هدف اصلی اين پژوهش، تعيين ميزان بکارگيری و انتشار فناوری اطلاعات و ارتباطات در صنعت ايران به طور عام و در بخش‌های منتخب به طور خاص و بر اساس مدل RAI و همچنين شناسايی و تبيين موانع بکارگيری اين فناوری در صنعت کشور ما است. روش تحقيق به کار رفته در اين پژوهش تشکيل گروه خبرگان و جمع بندی نظرات آنان از يک سو و پيمايش شرکت‌های فعال از طريق مصاحبه تلفنی از سوی ديگر و راستی‌آزمايی نتايج دو روش و ترکيب آن‌ها با يکديگر بوده است. نتايج حاصل از هر دو روش نشان می‌دهد که که انتشار فناوری اطلاعات در ايران هنوز به طور جدی به سطوح فعاليت و اثر نرسيده و در لايه‌های ميانی سطح آمادگی است. موانع شناسايی شده نيز اغلب از جنس موانع کلان و ملی بوده و چالش‌های اين سطح جدی‌تر از چالش‌های سطح خرد و سازمانی شناخته شد.

نویسندگان: فاطمه ثقفی, فاطمه ناصر اسلامی , معصومه عليجربان
کلیدواژه ها: دولت سيار, مدل بلوغ, دولت الكترونيكي, مكان محوري, فناوري
دوره:  3 | شماره:  2 | تاریخ:  1389/12/16
: 44
: 0
: 1

نفوذ روز افزون فناوری‌های سيار، باعث ظهور و پياده سازی دولت سيار، در برخی کشورها شده است. سنجش مراحل پيشرفت در پياده سازی دولت سيار با استفاده از مدل بلوغ امکان‌پذير است. در اين مقاله، عناصر اصلی و مفاهيم کليدی مدلهای بلوغ دولت الکترونيکی و دولت سيار استخراج و با استفاده از روش فراترکيب تحليل می‌شود. برای اختصاصی شدن مدل برای دولت سيار، الزامات مورد نياز برای پياده سازی آن بر پايه تجربيات ساير کشورها تعيين شده و محدوديت‌های موجود فناوريهای سيار نيز در مدل بلوغ لحاظ می‌شود. برای بومی سازی مدل، الزامات موجود در سازمان‌های ايرانی، با مطالعه اسناد بالا دستی استخراج می‌شود. در نهايت مدلی برای بلوغ دولت سيار معرفی شده و مولفه های آن با در نظر گرفتن الزامات فوق تشريح می‌شوند. اعتبار اين مدل با استفاده از پرسشنامه و تحليل آن با نظر سنجی از خبرگان و استفاده از آزمونهای مناسب آماری تاييد می‌شود. نتايج مدلی با 11 مولفه و 8 گام را نتيجه داده است.

نویسندگان: صديقه رضائيان فردوئی , سید سپهر قاضی نوری
کلیدواژه ها: سيستم مديريت دانش, الگوی عمومی مدیریت دانش, اصول اخلاقی
دوره:  3 | شماره:  2 | تاریخ:  1389/12/16
: 40
: 1
: 1

امروزه، موفقيت در بازار کار، با دانشی که سازمان می‌تواند توليد کند، سرعت اين دانش و ميزان انباشت دانش توليد شده، ارتباط مستقيم دارد. همچنين، سازمان‌هايی که فرهنگ يادگيری قوی را توسعه داده‌اند در خلق، اکتساب و انتقال دانش، همچنين در تعديل رفتار برای انعکاس دانش جديد کارآ هستند. از طرفی اخلاق، بحثی مهم و جدی است که تا اين مسئله حل نشود شکوفائی علمی، پيشرفت صنعتی و رفاه اجتماعی رخ نخواهد داد و جامعه از آرامش خاطر و شادی برخوردار نخواهد شد. اگر دامنه اين مباحث، به حوزه‌های ديگری نيز کشيده شود، ميتوان از ارتباط مباحث فلسفه اخلاق و آن پديده‌ها نيز سخن گفت. مديريت دانش از جمله اين پديده‌ها است. پس موضوع سخن ارتباط اخلاق و مديريت دانش از منظر فلسفی است. مقاله‌ حاضر همبستگی اصول اخلاقی و وظايف فرايند مديريت دانش را مورد بررسی قرار داده است زيرا منابع موضوع، از داشتن نگاه سيستماتيک و در نظر گرفتن اخلاق در همه ابعاد اصلی مديريت دانش رنج می‌برد. برای سنجش اين موضوع، مدل مفهومی براساس ادبيات موضوع طراحی شده و ابزار پرسش‌نامه محقق‌ساز استفاده شده است. برای بررسی رابطه بين متغير‌های مدل از رگرسيون استفاده شده است که در اين راستا از مدل معادلات ساختاری و به‌طور مشخص، از مدل‌های ساختاری (تحليل مسير) استفاده گرديده است. لازم به ذکر است برای تأييد يا رد فرضيه‌ها از ضرايب استاندارد استفاده و همچنين برای کليه مسيرها ضريب اطمينان ٩٥ درصد و سطح خطا ٥ درصد می‌باشد. نتيجه تحقيق نشان داد که رابطه بين پارامترها (مولفه‌ها و شاخص‌های) اخلاقی و ابعاد کارکردی (وظايف) فرايند مديريت دانش معنی‌دار است. بين مولفه‌هايی مانند اعتماد فردی و گروهی، صداقت، رعايت مالکيت، کمک و همدلی، تعهد، مسئوليت‌پذيری، محرمانگی، وجدان و دقت در صحت از يک طرف و ابعاد کارکردی الگوی عمومی مديريت دانش که شامل خلق، سازمان‌دهی، انتشار و بکارگيری دانش است، همبستگی وجود دارد. دليل انتخاب الگوی عمومی مديريت دانش از بين الگوهای متعدد مديريت دانش سادگی و کامل بودن زوايای آن می‌باشد.

نویسندگان: محمد مهدی سپهری(*) , آسيه رياحی
کلیدواژه ها: مديريت دانش, سیستم‏های مدیریت دانش, تحلیل شبکه اجتماعی, تحلیل سازمان, استخراج نیازهای سیستم
دوره:  3 | شماره:  2 | تاریخ:  1389/12/16
: 46
: 0
: 2

مديريت دانش به عنوان يکی از فرايندهای اصلی سازمان‏های دانش‌بنيان، شناخته می‌شود. امروزه بدون استفاده از قابليت‏های سيستم مديريت دانش، مديريت مؤثر دانش به سختی ممکن می‌شود؛ ناگزير، برای استفاده مؤثر از اين سيستم‏ها، شناخت نيازهای سازمان از اهميت بسيار زيادی برخوردار است. از طرف ديگر، از آنجا که به طور معمول بودجه سازمان‏ها محدود است و خريد و پياده‌سازی اين سيستم‏ها نيازمند سرمايه‌گذاری زيادی است، اولويت‌بندی نيازهای سازمان نيز اهميت می‌يابد. اين مقاله چگونگی استفاده از رويکرد تحليل شبکه اجتماعی برای استخراج نيازهای سيستم مديريت دانش در شرکت‏های دانش بنيان را نشان می‌دهد. به اين منظور روشی به‌کار رفته که پيش از اين برای انتخاب سيستم‏های ويکی و مديريت مستندات استفاده شده است. برای استخراج نيازهای سيستم مديريت دانش 4 گام اصلی تعريف معيارها برای ارزيابی همکاری، انتخاب روش و سنجه‏های مناسب برای ارزيابی معيارهای همکاری، جمع‏آوری داده‏ها برای ارزيابی معيارهای همکاری و استخراج نيازهای سيستم مديريت دانش در سازمان تعريف شده است. برای جمع‏آوری داده‏ها، با طراحی پرسشنامه ميزان تعاملات کاری افراد باهمديگر در پژوهشکده‏ای اندازه‏گيری شده است. نتايج به دست آمده نشان‌دهنده کاربرد تحليل شبکه اجتماعی در شناخت نيازهای سازمانی است. از بين قابليت‏هايی که بايد يک سيستم مديريت دانش داشته باشد، اهميت قابليت اجتماعي‏سازی، خارجي‏سازی، جستجو و بازيابی، حافظه تعاملی و فرادانش را با استفاده از اين روش مي‏توان تعيين کرد. استفاده از اين روش در مطالعه موردی نشان داد که سيستم‏هايی با امکان توليد سايت‏های اطلاعاتی برای تبيين اطلاعات بين افراد از اهميت بسيار بالاتری نسبت به ساير سيستم‏ها برخوردار است. در پايان پيشنهاد شده برای دستيابی به شناخت کامل‌تر از نيازهای سازمانی و اولويت‏بندی ساير قابليت‏های سيستم مديريت دانش، در کنار تحليل شبکه اجتماعی از ساير روش‏ها مانند مميزی دانش استفاده شود.

نویسندگان: نورمحمد يعقوبی
کلیدواژه ها: فناوري اطلاعات, مديريت توسعه روستايي, روستاي الكترونيك, سياستگذاري, عصر اطلاعات
دوره:  3 | شماره:  2 | تاریخ:  1389/12/16
: 48
: 0
: 0

رهيافت مبتنی بر فناوری اطلاعات در سياست‌گذاری توسعه و کاربری فناوری اطلاعات در مناطق روستايی با هدف تسهيل فرايند خدمت رسانی و ارتقاء شاخص های رفاهی، آغازگر مرحله جديدی از حيات مديريت توسعه روستايی است که از واپسين سال‌های هزاره دوم ميلادی مورد توجه تئوری پردازان و کارگزاران توسعه روستايی بسياری از کشورهای جهان قرار گرفته و با ورود بشر به هزاره سوم که از آن با عنوان عصر اطلاعات1 و دنيای مجازی و شبکه ای ياد می کنند، شتاب بيشتری يافته است. با توجه به اهتمام جدی دولت ها به توسعه روستايی مبتنی بر فناوری اطلاعات و تعريف چشم انداز و راهبردهای روشن در برنامه های توسعه و اهميت بيش از پيش موضوع از بعد نظری، در اين مقاله تلاش شده با طراحی يک الگوی سه سطحی، فرايند گذار از الگوی سنتی توسعه روستايی به الگوی نوين توسعه تبيين گردد. اميد است طرح اين موضوع بتواند خوانندگان را بيشتر با موضوع آشنا نموده و بستر پژوهش های بنيادی و کاربردی جديدی را در حوزه مطالعات روستايی فراهم آورد.