فهرست مقالات , سال 1394,دوره7 شماره 1 XML
نویسندگان: حسن دانایی فرد
دوره:  7 | شماره:  1 | تاریخ:  1394/2/14 | نوع مقاله:  علمی پژوهشی
: 10
:
: 0

حوزه علم، ‌فناوری و نوآوری را می­توان از مهم­ترین و راهبردی­ترین حوزه‌ها در کشور دانست که در سال­های اخیر مورد توجه فراوانی نیز قرار گرفته است. در این میان، نظام ملی نوآوری به مثابه چارچوبی کلان برای بازیگران این عرصه و روابط میان آنها، می­تواند ما را در ارتقاء این حوزه یاری دهد. از اجزاء مهم نظام ملی نوآوری، نهادهای واسط یا میانجی هستند که با انجام کارویژه­های مختلف خود، سایر بازیگران نظام (اعم از نهادهای دولتی، ‌دانشگاه­ها، صنایع و بخش خصوصی) را از حالت فعالیت جزیره­ای خارج کرده و موجب ارتباط هماهنگ و هم­افزای آنها می­شوند. این نوشتار، با معرفی نهادهای واسط به عنوان جزئی مهم از نظام ملی نوآوری، آغاز می­شود و در ادامه به تعریف، بررسی پیشینه و دسته­بندی آثار علمی در این زمینه می­پردازد. سپس مروری بر عناوین نهادهای واسط در ایران داشته و در سه دسته دولت، دانشگاه و صنعت آنها را معرفی خواهد نمود. در ادامه با استفاده از روش گردآوری داده به صورت انجام مصاحبه و متنی و با استفاده از روش پژوهشی داده‌بنیاد با رویکرد گلیزری (خودجوش و نوظهور)، در نهایت به معرفی دالان واسطه­های نوآوری، به عنوان نوآوری این پژوهش و بیان کارویژه­های مربوط به هر یک از آنها، خواهیم پرداخت. حاصل کار، در قالب نموداری از سیر رشد مجموعه‌های دانش­بنیان و کارویژه­های مورد نیاز در هر سطح از رشد آنها ارائه شده است.

کلیدواژه‌ها: واسطه­های نوآوری،‌ کارویژه، نظام ملی نوآوری،‌ فناوری،‌ نوآوری

    : 328
    : 1
    : 0

    در محیط امروزی، مزیت رقابتی پایدار و اصلی در "سرمایه­های دانشی" نهفته است. در چنین محیطی، دانش مهم‌ترین مفهوم در خلق ارزش افزوده محسوب می­شود. با توجه به شرایط کنونی و گذر از اقتصاد صنعتی به اقتصاد دانش­بنیان و کارکردهای مدیریت دانش در این تغییر، به نظر می­رسد ارائه الگویی برای مدیریت دارائی­های غیرملموس می­تواند در بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور مفید واقع شود. لذا تلاش این تحقیق ارائه الگوی مدیریت دانش در سطح ملی است تا بتواند در کاهش هدررفت دانش و سرمایه­های فکری ملی مفید واقع شود. بدین منظور تئوری داده‌بنیاد به عنوان یک روش کیفی برای جمع­آوری و تحلیل داده­ها انتخاب شد. تجربیات مدیریت دانش در برخی کشورها مورد مطالعه قرار گرفت و عوامل کلیدی موفقیت آن با استفاده از مرحله نخست تئوری داده­بنیاد احصاء گردید. برای تقلیل مفاهیم و ساخت تئوری، از نظرات جمعی از خبرگان و متخصصان حوزه مدیریت دانش نیز به همراه روش کیفی مذکور استفاده گردید. لازم به ذکر است که در این نظرخواهی علاوه بر ساخت الگو، مؤلفه‌های بومی کشور نیز به آن اضافه و اعتبارسنجی الگو انجام پذیرفت. در نهایت، به منظور تست نظریه از روش مدلسازی ساختاری تفسیری استفاده و مؤلفه­ها در سه سطح "چشم­اندازها"، "توانمندسازها" (شامل نظام‌های پشتیبان، عوامل محیطی، محرک‌ها و عوامل فرهنگی) و در نهایت "پیامدها" (شامل خلق دانش، بکارگیری دانش، اشتراک دانش، رشد درآمد و رونق اقتصادی، توسعه علم و فناوری و نوآوری در کشور، قدرت پاسخگویی و انعطاف­پذیری، خردورزی، خودکفایی، خوداتکایی و غرور ملی، معرفت الهی، افزایش بهره­وری و بهبود شاخص­های رفاه اجتماعی و جامعه دانش‌بنیان) دسته‌بندی شدند.