فهرست کل مقالات
  • فهرست مقالات , سال 1388,دوره2 شماره 3
  • کلیدواژه ها: جامعه پذيري دانشجويان دكتري - نقش محقق - دانشگاه تبريز - تعامل ميان دانشجويان و اساتيد - پشتيباني علمي استادان - تشويق دانشجويان براي فعاليتهاي علمي - مشاركت در فعاليتهاي علمي
    چکیده:

    اين مقاله براساس پژوهشی در بين 134 دانشجوی دکتری از رشته‌های مختلف دانشگاه تبريز تدوين شده است. هدف از ارائه اين مقاله بررسی عوامل مؤثر برجامعه پذيری دانشجويان دکتری با ايفای نقش‌های محققي1 در دانشکده‌های مختلف دانشگاه تبريز است. چارچوب نظری تحقيق بر اساس الگوی جامعه‌پذيری دانشجويان دکتری وايدمن و همکاران است. در تحقيق حاضر دو دسته از عوامل، از مدل وايدمن اتخاذ شده که شامل جوّ حمايتی گروه آموزشی برای فعاليت‌های پژوهشی، حمايت‌های علمی استادان، تشويق دانشجويان به فعاليت‌های علمی، تعاملات دانشجويان با همکلاسی‌ها و همـکاری‌های دانشگاهی(متغيرهای درون گروه آموزشی) و متغير عضويت در سازمان‌های تخصصی پژوهشی ( متغير بيرون از گروه آموزشی) است. متغيرهای زمينه (جنس و رشته) برای ارائه اين فرضيه که جامعه‌پذيری در بين رشته‌های مختلف و جنس‌ها (زن و مرد) تفاوت دارد. به تحقيق اضافه شده است. اين تحقيق با روش پيمايش و با استفاده از پرسش‌نامه انجام شده و داده‌های به دست آمده با استفاده از نرم افزارSPSS تجزيه و تحليل آماری شده‌اند. نتايج تحقيق حاکی از آن است که متغير‌های درنظر گرفته شده برای جامعه‌پذيری دانشجويان دکتری به ميزان اندکی توانسته‌اند ايفای نقش محقق به وسيله دانشجويان دکتری را توضيح دهند (210/0=²R). فرضيه تفاوت جامعه‌پذيری در بين دو جنس هرچند تأييد نشد، اما آزمون (T-Test) برای گروه‌های مستقل نشان داد که گروه آموزشی در قبال دو جنس به صورت يکسانی برخورد نمی‌کند و نيز بين دو جنس در عضويت سازمان‌های تخصصی پژوهشی تفاوت معنی‌داری وجود دارد. همچنين فرضيه تفاوت جامعه‌پذيری در بين رشته-های مختلف با آزمون F تأييد شد. دستاورد تحقيق حاضر ضمن بديع بودن آن در زمينه تحقيق دربـاره جامعه‌پذيری دانشجويان دکتری در ايران، نشان دادن تأثير اندک گروه آموزشی بر جامعه‌پذيری دانشجويان (هم‌سو با مطالعات ديگر در اين زمينه) است. همچنين برای سياست‌گذاران کلان آموزشی برای سياست‌گذاری برای ايجاد جو گروه آموزشی که بتواند هرچه بيش‌تر دانشجويان دکتری را با نقش-های حـرفـه‌ای خود آشنا سازد، می‌تواند مفيد باشد.

  • کلیدواژه ها: الگوي انطباقي - مديريت فناوري اطلاعات - سازمانهاي دولتي - همراستايي - سرمايه گذاري IT - مخاطرات IT - ارائه ارزش - پايش IT
    چکیده:

    با توجه به اهميت و جايگاه ويژه فناوری اطلاعات در سازمان‌های دولتی ايران، رويکرد و نگرش مديران و نياز مبرم سازمان‌های دولتی به الگويی ساخت يافته به منظور مديريت فناوری اطلاعات و آگاهی و شناخت کافی نسبت به برون‌سپاری هر يک از مؤلفه‌ها و شاخص‌های آن الگو، اين تحقيق با هدف ارائه الگوی انطباقی مديريت فناوری اطلاعات برای سازمان‌های دولتی کشور، انجام پذيرفته است. روش تحقيق مورد استفاده در اين نوشتار، روشی توصيفی است و از لحاظ نوع تحقيق، کاربردی است. جامعه آماری و گروه نمونه مورد مطالعه پژوهش در بخش طراحی الگو متشکل از خبرگان دانشگاهی و در بخش مطالعه موردی برای اجرای الگوی طراحی شده، متشکل از خبرگان وزارت صنايع و معادن و سازمان‌های تحت پوشش آن است. پس از بررسی پيشينه پژوهش به طراحی الگو پرداخته شد. سپس بر اساس نظريات خبرگان دانشگاه، الگوی مذکور آزمون شد. نتايج تحقيق حاکی از آن است که مؤلفه‌های الگوی انطباقی مديريت فناوری اطلاعات در سازمان‌های دولتی کشور عبارتند از هم‌راستايی برنامه‌ريزی راهبردی IT و معماری IT سازمان سرمايه‌گذاری IT، مخاطرات IT، ارائه ارزش و پايش IT. پس از تأييد اجزای و کليت الگو بر اساس نظريات خبرگان دانشگاهی، الگوی مذکور در وزارت صنايع و معادن و سازمان‌های تحت پوشش آن به‌کار گرفته شد. نتايج به کارگيری مدل در صنعت با نظريات خبرگان دانشگاه مقايسه و تحليل و بر اين اساس راهکارهای لازم ارائه شد.

  • کلیدواژه ها: برنامه ريزي راهبردي - شركتهاي مبتني بر فناوري - تحقيقات بازار
    چکیده:

    اهميت نقش شرکت‌هايی با فناوری برتر در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها از يک سو و اهميت تدوين راهبرد برای بقای اين شرکت‌ها در فضای رقابتی امروز و به دنبال آن اهميت روابط بين برنامه‌ريزی راهبردی و عوامل درون سازمانی در اين شرکت‌ها از سويی ديگر، لزوم انجام تحقيقی در اين زمينه را مشخص می‌سازد. با توجه به توضيحات فوق‌الذکر، هدف اصلی اين تحقيق بررسی رابطه بين تدوين برنامه‌ريزی راهبردی و عوامل درون سازمانی در شـرکت‌های با فناوری برتر در ايران است. لذا اين مقاله به دنبال تعيين ميزان ارتباط عوامل درون سازمانی (شامل بر کارکنان، نوع برنامه‌ريزی، تحقيقات بازار، مبانی اصلی تعيين راهبرد) و برنامه‌ريزی راهبردی دراين شرکت‌هاست. اطلاعات به‌دست آمده از پرسش‌نامه نشان می‌دهد که اتخاذ برنامه‌ريزی راهبردی در بنگاه‌های مبتنی بر فناوری‌های برتر ايران، با متغيرهايی چون داشتن نيروهای بازاريابی، وجود راهبرد‌های کاملا مشخص و داشتن تحقيقات بازار درباره مشتريان آينده، همبستگی دارد. از نتايج به دست آمده می‌توان نتيجه گرفت که علی‌رغم اين که مديران اين شرکت‌ها برنامه‌ريزی راهبردی را مهم می‌دانند؛ ولی اين نگرش سبب انجام برنامه‌ريزی مزبور نشده است. اين موضوع بايستی به عنوان مبحثی در مطالعات آتی مورد تجزيه و تحليل دقيق‌تر قرار گيرد. شرکت‌های با فناوری برتر که اقدام به استخدام کارکنان با سابقه بازاريابی عمومی می‌نمايند و به عبارت ديگر اين کار را مهم می‌دانند، در انجام برنامه‌ريزی راهبردی نسبت به ساير شرکت‌ها که اقدام به استخدام اين گروه از افراد نمی‌کنند، موفق‌تر عمل می‌کنند. همچنين معلوم شد که شرکت‌هايی که فرايند برنامه‌ريزی راهبردی را دارند از پيشرفت‌های فناورانه و مقتضيات بازار به طور همزمان به عنوان ورودی‌های مؤثر در روند برنامه‌ريزی استفاده نمی‌کنند. در نهايت می‌توان گفت اين نوع بنگاه‌ها به دليل اتکا به فناوری‌های پيشرفته، از حساسيت‌های بيش‌تری برای تعيين مقاصد و مسيرهای راهبردی برخوردارند که سايه بر ارکان کليدی ديگر بنگاه نيز می‌اندازد.

  • کلیدواژه ها: ارزيابي سياست - سياست علم و فناوري - مراكز تحقيقاتي
    چکیده:

    چگونگی طرح‌ريزی، سازماندهی و هماهنگی پژوهش‌ها در گام‌های مختلف سياست‌گذاری، برنامه‌ريزی، اجرا و ارزيابی از جايگاهی ويژه در کارامدی نظام‌های ملی علم، فناوری و نوآوری برخوردار است. دفتر سياست‌گذاری و برنامه‌ريزی کلان معاونت علمی و فناوری رياست جمهوری با ارزيابی سياست‌های ابلاغی علم و فناوری مراکز تحقيقاتی دستگاه‌های اجرايی کشور، گامی اوليه را در بنيادی‌ترين لايه‌ اين مراحل، يعنی سياست‌گذاری پژوهش، برداشته است. ارزيابی اين مراکز تحقيقاتی، بر روش خود ارزيابی در کنار بازديدهای حضوری و مصاحبه‌های نيمه‌ساخت‌يافته مبتنی بوده و در بيست مرکز تحقيقاتی تابع دستگاه‌های اجرايی کشور انجام شده است.1 در اين مقاله پس از تشريح مبانی نظری ارزيابی سياست‌ها و با نگاه به سياست‌های اجرايی ابلاغی علم و فناوری مراکز تحقيقاتی دستگاه‌های اجرايی، بر روش، فرايند و نتايج ارزيابيِ انجام‌شده مروری صورت می‌گيرد و در پرتو آن پيشنهادهايی برای کارايی و اثربخشی بيش‌تر ارزيابی سياست‌ها در حوزه پژوهش ارائه می‌شود.

  • کلیدواژه ها: فناوري سلامت - ارزيابي فناوري سلامت - روبات روبولنز
    چکیده:

    داشتن سلامتی از حقوق اساسی و ابتدايی هر انسانی است. اهميت بسيار زياد حوزه سلامت در سطح جامعه و همچنين توسعه روزافزون فناوری‌های سلامت و مسائل اقتصادی، اجتماعی، سياسی و اخلاقی مرتبط با به‌کارگيری اين فناوری‌ها، اتخاذ تصميمات مرتبط با اين حوزه را با حساسيت و پيچيدگی بيش‌تری همراه نموده است. از اين رو ارائه چارچوبی جامع و فراگير برای ارزيابی فناوری‌های سلامت، اهميت فراوانی دارد. به همين منظور با شناسايی ابعاد مختلف مطرح در ارزيابی فناوری-های سلامت از ديدگاه ذی‌نفعان گوناگون نظام بهداشت و درمان کشور و بررسی اهميت هر يک از اين ابعاد، چارچوبی را در اين خصوص ارائه شده است. در ابتدا پس از مطالعه مستندات موجود، شش بُعد اصلی برای ارزيابی فناوری‌های سلامت به همراه پنج گروه ذی‌نفع در نظام بهداشت و درمان کشور شناسايی و استخراج شد. پس از نظرسنجی از خبرگان و انجام تجزيه و تحليل سلسله مراتبی داده‌ها، ميزان اهميت هر يک از ابعاد به طور کلی و همچنين از ديد هر يک از گروه‌های ذی‌نفع تعيين شد. همچنين برای بررسی ديدگاه بازيگران مختلف در نظام بهداشت و درمان کشور پيرامون ابعاد مهم در ارزيابی فناوری‌های سلامت، رابطه ميان جايگاه شغلی هر يک از اين بازيگران اصلی با اولويت‌های انتخابی آن‌ها از ميان ابعاد شش‌گانه پيشنهادی بررسی و همبستگی نسبتاً بالايی ميان اين دو متغير مشاهده شد. نکته قابل توجه در اين چارچوب، در نظر گرفتن ابعاد بيش‌تر نسبت به تحقيقات مشابه و نيز پارامترهای مطرح برای دو گروه تصميم‌گيرندگان سطح خرد و کلان حوزه سلامت و همچنين بررسی نظريات بازيگران و ذی‌نفعان مختلف اين حوزه پيرامون ابعاد مهم در ارزيابی فناوری‌های سلامت است. در انتها و پس از مشخص شدن چارچوب پيشنهادی، روش جراحی لاپراسکوپی با فناوری روبولنز و جراحی لاپراسکوپی بدون فناوری روبولنز بر پايه چارچوب ارائه شده با يکديگر مقايسه گرديده که جراحی با فناوری مذکور ترجيح داده شد.

  • کلیدواژه ها: سیاست‏گذاری، نهاد، نظام ملی نوآوری، ناکارامدی، روش دلفی، ایران.
    چکیده: هدف اين پژوهش، شناسايی چالش‏های سياست‌گذاری در نظام ملی نوآوری ايران بر اساس روش دلفی است. براساس يافته‏های اين پژوهش، در مجموع 48 مؤلفه تأثيرگذار در ناکارامدی کارکرد سياست‌گذاری نوآوری شناسايی شده است. لازم به ذکر است که به 30 فقره از اين عوامل در پژوهش‌های پيشين اشاره شده و 18 مؤلفه ديگر نيز بر اساس پيشنهاد خبرگان درباره ايران شناسايی شده است. اين مؤلفه‌ها در سه دسته اصلی و در چارچوب دو مدل ناکارامدی سياست‌گذاری نوآوری ايران (مدل تفصيلی و مدل جامع) ارائه شده‌اند.
  • فهرست مقالات , سال 1389,دوره2 شماره 4
  • کلیدواژه ها: ره نگاري - مدلسازي - نظام آموزش عالي - سيستم دايناميك - شبيه سازي
    چکیده:

    در اين مقاله ابتدا مروری بر مبانی ره نگاری و سياستگذاری در حوزه آموزش عالی صورت گرفته است. سپس با بررسی تحقيقاتی که از رويکرد سيستم دايناميک در امر سياست‌گذاری و ره نگاری بهره برده اند، اين رويکرد به عنوان رويکردی مناسب در ره نگاری نظام آموزش عالی معرفی شده است.در ادامه برای مدل سازی يک زير سيستم از نظام آموزش عالی که عبارت از سيستم نقل و انتقالات بين رشته ای می باشد، از شبيه سازی سيستم دايناميک بهره‌گيری و اعتبار مدل با استفاده از روشهای شناخته شده آزمون شده است. نتيجه تستهای آماری نشان داد که مدل توانايی شبيه سازی رفتار سيستم را داراست، لذا با استفاده از مدل، رفتار رشته های مورد مطالعه استخراج و تحليل شده و همچنين توانايی مدل در ارائه و ارزيابی سياستهای مختلف برای آينده نشان داده شده است. در پايان مقاله نيز به معرفی سيستمی که به همين منظور طراحی و پياده سازی شده، پرداخته شده است.

  • کلیدواژه ها: اقتصاد دانش بنيان - رشد اقتصادي - هم انباشتگي - مدل تصحيح خطاي برداري
    چکیده:

    با گسترش مفهوم سرمايه (شامل سرمايه فيزيکی و سرمايه انسانی)، عوامل مؤثر ديگری علاوه بر سرمايه فيزيکی و نيروی کار نيز در جريان رشد اقتصادی شناسايی شدند. يکی از اين عوامل، بهره وری منابع توليد است که تحت تأثير عوامل متعددی از جمله دانش قرار می‌گيرد. هدف اين مطالعه بررسی رابطه بلندمدت بين محورهای مختلف دانش در چارچوب اقتصاد دانش بنيان و رشد اقتصادی ايران طی دوره 1346- 1386 است. به اين منظور از تکنيک اقتصاد سنجی مدل تصحيح خطای برداری و آزمون هم‌انباشتگی جوهانسن استفاده شده‌است. نتايج نشان می‌دهد که بين محورهای مختلف دانش (سرمايه انسانی و آموزش، رژيم‌های نهادی و اقتصادی و زيرساخت‌های اطلاعاتی) رابطه بلندمدت وجود دارد و تمام محورهای دانش تأثير مثبت بر رشد اقتصادی ايران دارند. همچنين ضريب ECM منفی و کوچک می‌باشد و لذا سرعت تعديل انحراف از کوتاه‌مدت به بلندمدت بطئی و کند است.

  • کلیدواژه ها: علوم و فناوري هاي همگرا - چهارمين موج توسعه علمي و فناورانه - علوم و فناوري نانو - علوم و فناوري زيستي - علوم و فناوري اطلاعاتي - علوم و فناوري شناختي - فرهنگ - كرامت انساني
    چکیده:

    ارزيابی نقادانه تحولات اجتماعی و تأثيرات متقابل عواملی که در صحنه حيات آدمی، احوال و شيوه زيست افراد و جوامع را شکل می‌دهند از دغدغه‌های اصلی آن دسته از متفکران معاصر است که می‌کوشند از ابزارهای نظری برای راهگشايی در حوزه‌های عملی بهره بگيرند. در مقاله حاضر کوشش شده است به شيوه‌ای انتقادی و از ديدگاه ملاحظات فلسفی- نظری متکی به رويکرد عقلانيت نقاد و با تکيه به داده‌ها و اطلاعات تجربی، برخی آثار و عوارض فرهنگی- اجتماعی تغييرات گسترده ای که به علت پيشرفت بيسابقه علوم و فناوری های مدرن در حال پديدار شدن است، مورد ارزيابی قرار گيرد. در بخش نخست مقاله توضيحاتی در باره چهارمين موج توسعه علمی و فناورانه ارائه می‌گردد. در بخش دوم برخی تبعات پيشرفت‌هايی که در زمينه اين علوم و فناوری حاصل شده و يا در حال حصول است بر فرهنگ و جامعه بررسی خواهد شد. توجه اصلی اين پژوهش فلسفی ناظر به گزينه‌هايی است که در برابر انسان مدرن و در ارتباط با تحولات بی‌وقفه علوم و فناوری-های جديد قرار دارد. در سومين بخش مقاله شماری از آموزه‌های سياستگذارانه برای دست‌اندرکاران سياست‌ها و سياستگذاری‌ها در ارتباط با تأثيرات موج چهارم توسعه علمی و فناورانه بر اجتماع و فرهنگ در ايران ارائه شده است.

  • کلیدواژه ها: بودجه بندي - پژوهش - قيمت تمام شده توليدات علم و فناوري
    چکیده:

    اهميت و کمبود منابع مالی، ضرورت توجه به تدوين روش های علمی برای بودجه بندی دستگاه ها را در اسناد برنامه های توسعه به همراه داشته است، بر اين اساس در مقاله حاضر به ارائه روشی برای بودجه بندی دستگاه‌های پژوهشی و فناوری بر مبنای قيمت تمام شده توليدات علم و فناوری پرداخته شده است. برای تحقق اين امر ابتدا براساس مطالعات کتابخانه‌ای شاخص‌های علم و فناوری برای اندازه‌گيری ميزان توليدات علم و فناوری دستگاه‌ها احصاء و سپس با نظرسنجی از خبرگان دستگاه‌های پژوهشی و فناوری، شاخص ها در قالب دو دسته توليدات علمی و فناوری نهايی گرديدند. سپس برای تعيين ضرايب اهميت شاخص ها نسبت به يکديگر، نظرات خبرگان دستگاه‌های پژوهشی و فناوری در قالب پرسشنامه ساخته محقق جمع آوری و با استفاده از روش AHP مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و براساس ضرايب حاصله، ميزان توليدات علم و فناوری دستگاه‌ها محاسبه شدند. در انتها با توجه به اعتبار، ميزان توليد علم و فناوری، قيمت تمام شده يک واحد توليد علم و فناوری، مد قيمت تمام شده يک واحد توليد علم و فناوری دستگاه‌ها در سال قبل و نيز نرخ رشد تورم در همان سال، ميزان توليد علم و فناوری و قيمت تمام شده يک واحد توليد علم و فناوری در سال جديد و در نتيجه اعتبار دستگاه های پژوهشی و فناوری بر اساس قيمت تمام شده توليدات علم و فناوری با توجه به زمينه علمی فعاليت دستگاه ها ارائه شده است.. کليدواژه‌ها: بودجه بندی، پژوهش، فناوری، قيمت تمام‌شده توليدات علم و فناوری.